تعویق جام ملتهای آسیا حالا معادلات فوتبال ایران را تغییر داده است. مسابقاتی که قرار بود در فاصله زمانی کوتاهتری برگزار شود، نزدیک به یک سال عقب افتاده و این یعنی تیم ملی فرصت بیشتری برای آمادهسازی دارد. اما سؤال اصلی اینجاست که قرار است از این فرصت چه استفادهای شود؟ آیا قرار است یک سال دیگر هم با همان تفکرات، همان ترکیب و همان مسیر فرسوده ادامه بدهیم یا بالاخره مدیران فوتبال ایران تصمیم میگیرند برای آینده تیم ملی کاری انجام دهند؟
واقعیت این است که عملکرد تیم ملی در دوره حضور امیر قلعهنویی آنقدر انتقادبرانگیز بوده که دیگر نمیتوان با چند نتیجه مقطعی روی ضعفهای فنی و تاکتیکی سرپوش گذاشت. تیم ملی نه نمایش جذابی دارد، نه از نظر فنی پیشرفت محسوسی کرده و نه نشانه روشنی از یک برنامه تاکتیکی منسجم در آن دیده میشود. وعده جوانگرایی هم عملاً به شعاری تکراری تبدیل شده و همچنان تعداد زیادی از بازیکنان پا به سن گذاشته در فهرست تیم ملی حضور دارند.
در چنین شرایطی، اولویت اول باید تغییر روی نیمکت تیم ملی باشد. فوتبال ایران به یک سرمربی بادانشتر، بهروزتر و صاحب ایدههای فنی بهتر نیاز دارد؛ مربیای که بتواند تیم ملی را از شرایط فعلی خارج کند و برای آینده فوتبال ایران برنامه داشته باشد. ادامه همکاری با قلعهنویی در حالی که انتقادها از عملکرد فنی او همچنان پابرجاست، چه توجیهی دارد؟
یکی از بهانههای اصلی برای تمدید قرارداد قلعهنویی، فاصله کم تا جام ملتهای آسیا بود. مدیران فدراسیون میتوانستند مدعی شوند که فرصت کافی برای تغییر سرمربی و هماهنگی با کادر فنی جدید وجود ندارد و به همین دلیل باید با همین شرایط ادامه داد. اما حالا چه؟ وقتی مسابقات یک سال به تعویق افتاده، دیگر این استدلال هم اعتبار خود را از دست داده است. آقایان دیگر نمیتوانند پشت بهانه کمبود زمان پنهان شوند. اگر قرار به تغییر است، حالا بهترین زمان برای انتخاب یک مربی بهتر و شروع یک پروژه تازه است.
البته اگر حتی جسارت تغییر سرمربی را هم ندارند، دستکم باید یک خانهتکانی اساسی در فهرست بازیکنان انجام دهند. زمان آن رسیده که با برخی از بازیکنان پا به سن گذاشته خداحافظی شود و فرصت به نسل جدید برسد. نمیشود مدام از آینده فوتبال ایران و ضرورت جوانگرایی حرف زد، اما هنگام انتخاب نفرات دوباره سراغ همان نامهای تکراری رفت. بازیکنان جوان باید از همین امروز وارد چرخه اصلی تیم ملی شوند، در مسابقات مختلف تجربه کسب کنند و فرصت داشته باشند تا خودشان را برای حضور در جام ملتهای آسیا آماده کنند.
یک سال زمان اضافه، فرصت مناسبی برای ساختن یک نسل تازه است. بازیکنان جوان میتوانند در کنار نفرات باتجربه رشد کنند، اشتباه کنند، تجربه به دست بیاورند و بهتدریج به مهرههای قابل اتکای تیم ملی تبدیل شوند. قرار نیست همه آنها یکشبه ستاره شوند، اما اگر قرار باشد همچنان به بهانه حساسیت مسابقات از اعتماد به جوانها فرار کنیم، پس چه زمانی باید این اتفاق رخ بدهد؟
تعویق جام ملتهای آسیا میتواند به یک فرصت بزرگ برای فوتبال ایران تبدیل شود؛ فرصتی برای تغییر سرمربی، اصلاح تفکرات فنی، جوانگرایی و ساختن تیمی که بتواند در آینده حرفی برای گفتن داشته باشد. اما همه چیز به اراده مدیران فدراسیون بستگی دارد. اگر از این فرصت استفاده نکنند و باز هم همان مسیر قبلی را ادامه دهند، دیگر هیچ بهانهای پذیرفتنی نیست. نه میتوان از کمبود زمان حرف زد، نه از فرصت نداشتن برای تغییر و نه از ضرورت حفظ شرایط موجود. فوتبال ایران یک سال فرصت اضافه به دست آورده است؛ اگر باز هم اتفاقی نیفتد، مشکل قطعاً کمبود زمان نیست، بلکه نبود اراده برای تغییر است.
