منابع خبری عربزبان با انتشار گزارشهایی، شایعه تعویق جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ را بر سر زبانها انداختهاند؛ خبری که البته هنوز تأیید رسمی ندارد و فعلاً باید آن را در حد گمانهزنی و احتمال در نظر گرفت.
رسانههای ایرانی اما این احتمال را با تیترهایی مانند «شوک به فوتبال آسیا» پوشش دادند؛ تعبیری که چندان هم بیراه نیست. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، با رویدادی غیرمعمول در تاریخ برگزاری جام ملتها روبهرو خواهیم شد؛ مسابقاتی که حالا احتمال دارد تحت تأثیر شرایط و مشکلات منطقه، با تغییر در تقویم مواجه شود.
اما دیروز، در میان تمام تحلیلها و واکنشها، یک پرسش جالب هم مطرح بود: آیا تعویق احتمالی جام ملتها فقط شوکی به فوتبال آسیاست یا فوتبال ایران بیش از دیگران از این اتفاق ضربه میخورد؟
به نظر میرسد پاسخ این پرسش را باید در وضعیت خود فوتبال ایران جستوجو کرد. برای فوتبال ما، جام ملتهای ۲۰۲۷ میتوانست یک نقطه تعیینکننده باشد؛ فرصتی برای روشن شدن تکلیف یک نسل، یک کادرفنی و مجموعهای از تصمیمهایی که مدتهاست زیر ذرهبین افکار عمومی قرار دارند.
تیم ملی یا در این رقابتها به قهرمانی میرسید و به همه منتقدان پاسخ میداد، یا با ثبت شکستی دیگر در کارنامه قطور ناکامیهای فوتبال ایران، پرونده مجموعه فعلی بسته میشد و زمینه برای شروع مسیری تازه فراهم میآمد.
حالا تعویق احتمالی مسابقات میتواند این تعیینتکلیف را به تعویق بیندازد؛ یعنی فوتبال ایران همچنان در وضعیت انتظار باقی بماند، بیآنکه تکلیف این نسل و کادرفنیاش روشن شود.
شاید به همین دلیل است که تعویق جام ملتها، اگر اتفاق بیفتد، برای فوتبال ایران شوکی بزرگتر از آسیا باشد؛ چراکه ما بیش از هر چیز به یک پایانبندی روشن و آغاز فصلی تازه نیاز داریم. فوتبال ایران از بلاتکلیفی خسته است؛ حتی اگر قرار باشد این بلاتکلیفی با چند ماه تأخیر در جام ملتها ادامه پیدا کند!
