در حالت عادی یک مربی خارجی، وقتی در تیمی به هر دلیل نتیجه نگرفته باشد، این امکان وجود دارد که تحت شرایطی خاص دوباره به آن تیم دعوت شود. اما هیچ کجای دنیا چنین نمونهای نمیبینید که یک مربی خارجی قرارداد داشته باشد و به بهانه استراحت به کشورش برود، وقت با ارزش پیش فصل را کشته و بعدا، دیگر برنگردد! صد جور بهانه بیاورد و بعد از مدتی، دوباره به تیم سابقش برگردد تا مشخص شود همه سرکار بوده اند و همان آقا، دوباره به همین تیم برگردد!
اسماعیل کارتال با سابقه مربیگری در فنرباغچه، به عنوان ناجی با قراردادی سنگین به پرسپولیس آمد اما او هم مثل سایر مربیان خارجی، بیشتر از توانمندی بهانه داشت! سپس قرار شد تیم را خودش ببندد و در کشور او کمپ برپا شود. لیست را داد، پرسپولیس به ترکیه رفت اما کارتال نیامد! از آنجا به بعد کلی اخبار حاشیهای شنیدیم که برخی دروغ محض بود و برخی، مشخص نشد درست است یا شایعه!
هرچه بود و هرچه شد، این حقیقت وجود داشت که کارتال، پرسپولیس را رها کرد تا وحید هاشمیان جانشین او شود. او بعد از مدتی خانه نشینی دوباره سرمربی فنرباغچه شد و حالا دوباره استعفا داده یا استعفا داده شده! در نتیجه فرقی نمیکند، او خانه نشین و بدون تیم شد و با توجه به اینکه در فوتبال ما مرغ همسایه غاز است، از حالا به بعد هر چقدر روی مهدی تارتار در پرسپولیس فشار بود، ضربدر ۱۰۰۰ میشود!
اینجا بهشت مربیانی است که تیمهای بزرگ با طرفداران میلیونی را رها میکنند و میروند، چون میدانند همیشه کارت دعوت و بلیت هواپیما برای آنها ارسال خواهد شد و همیشه با قراردادی بهتر میتوانند برگردند! مربیانی که گاه هیچ پیشنهاد دیگری ندارند اما ایران را همیشه دارند!
مثال میخواهید؟ از هم وطن کارتال، ارطغرل ساغلام که سه بار به تراکتور آمد! تا استراماچونی که هر فصل استقلالیها به دنبال برگرداندن او هستند! از شفر که مدام پیغام و پسغام میفرستد تا ساپینتو که با آن محرومیت و آن داستانها بدون جام از ایران رفت و بعد، خودش را پیاده به تهران رساند! پرسپولیس هم که با داشتن اوسمار ویرا آخرین مثال و نمونه را در اختیار دارد!
این احتمال را جدی بگیرید که اگر پرسپولیس با مهدی تارتار یک بار دیگر ببازد، کارتال در استانبول سوار هواپیما شود!
