جام جم آنلاین - بخشی از مربیان همچنان با الگوهای قدیمی کار میکنند و به نظر میرسد برای بازنگری در دانش فنی خود انگیزه کافی ندارند. حاصل این روند فوتبالی است که در آن نتیجه کوتاهمدت بر ساختن یک تیم صاحبسبک اولویت پیدا کرده است.
مشکل فوتبال ایران صرفا کمبود امکانات یا ضعف بازیکنان نیست. کیفیت آموزش مربیگری و میزان ارتباط مربیان با تحولات روز فوتبال هم اهمیت زیادی دارد. فوتبال جهان در دو دهه اخیر تغییرات گستردهای را تجربه کرده است. پرسینگ سازمانیافته، بازیسازی از عقب، جابجاییهای هوشمندانه در فاز حمله، تغییر شکل تیم در جریان مسابقه و استفاده دقیقتر از دادههای آماری به بخش جداییناپذیر فوتبال مدرن تبدیل شدهاند. با این حال در بخش قابل توجهی از مسابقات لیگ ایران هنوز میتوان ردپای الگوهایی را دید که بیشتر به فوتبال دهه هفتاد شباهت دارند.
نتیجهگرایی، دشمن ایدههای تازه
در فوتبال ایران مربیای که چند نتیجه نامطلوب به دست بیاورد ممکن است خیلی زود جایگاهش را از دست بدهد. همین فشار باعث میشود بعضی مربیان به جای ساختن یک تیم با هویت مشخص، به دنبال راههایی برای گرفتن امتیاز در کوتاهترین زمان باشند. توپهای بلند، بازی مستقیم، اتکا به ضربات ایستگاهی و عقبنشینی پس از رسیدن به گل در بسیاری از مسابقات به راهکارهای تکراری تبدیل میشوند.
البته هیچکدام از این روشها بهخودیخود قدیمی یا اشتباه نیستند. مشکل از جایی شروع میشود که مربی برای شرایط مختلف مسابقه برنامه جایگزین ندارد و نمیتواند شکل بازی تیمش را متناسب با حریف تغییر دهد. تیمی که تنها یک راه برای رسیدن به دروازه حریف دارد با بسته شدن همان مسیر عملا بخش مهمی از توان تهاجمی خود را از دست میدهد.
در چنین وضعیتی بازیکنان هم کمتر فرصت پیدا میکنند در یک ساختار تاکتیکی روشن رشد کنند. وقتی تمرینها بر پایه تکرار چند دستور محدود پیش برود و تحلیل حریف جایگاه ثابتی در برنامه آمادهسازی نداشته باشد، فاصله فوتبال ایران با استانداردهای روز بیشتر میشود.
یورگن کلوپ و پپ گواردیولا؛ یادگیری پایانی ندارد
نگاهی به مربیان برجسته فوتبال جهان نشان میدهد که موفقیت بلندمدت بدون یادگیری مداوم دشوار است. پپ گواردیولا در طول دوران مربیگری خود بارها شکل بازی تیمهایش را تغییر داده است. او از تجربههای بارسلونا تا بایرن مونیخ و منچسترسیتی به دنبال راههایی تازه برای کنترل مسابقه، ایجاد برتری عددی و شکستن خطوط دفاعی حریف بوده است.
یورگن کلوپ هم با وجود داشتن یک هویت مشخص در فوتبال، روشهای پرسینگ و انتقال سریع را متناسب با ویژگی بازیکنان و نیازهای تیمش تنظیم میکرد. این مربیان به یک نسخه ثابت وفادار نماندند و تلاش کردند ایدههایشان را با تحولات فوتبال هماهنگ کنند.
بهروزرسانی دانش مربیگری لزوما به معنای شرکت در یک دوره آموزشی رسمی نیست. مطالعه، مشاهده تمرینهای تیمهای دیگر، تحلیل مسابقات، تبادل تجربه و کار با متخصصان بدنسازی و آنالیز هم بخشی از فرایند یادگیری است. مسئله اصلی این است که مربی تصور نکند تجربه گذشته بهتنهایی برای موفقیت در فوتبال امروز کافی است.
فوتبال ایران و نیاز به ذهنیت تازه
نمیتوان همه مربیان ایرانی را در یک دسته قرار داد یا ادعا کرد هیچکدام به دنبال یادگیری نیستند. با این حال تکرار الگوهای مشابه در بخشهایی از لیگ نشان میدهد که تحول فنی باید جدیتر گرفته شود. باشگاهها هم در این زمینه مسئولیت دارند. اگر مدیران تنها نتیجه هفته جاری را معیار ارزیابی قرار دهند و برای ساختن تیمی صاحبهویت زمان نگذارند، انگیزه مربیان برای ریسک تاکتیکی و پرورش ایدههای تازه کاهش پیدا میکند.
فوتبال ایران برای پیشرفت به مربیانی نیاز دارد که از تجربه خود استفاده کنند، اما اسیر آن نمانند. مربیگری حرفهای با گرفتن مدرک پایان نمییابد. این شغل به یادگیری مداوم، پذیرش اشتباه و توانایی تغییر نیاز دارد. تا زمانی که نتیجه کوتاهمدت مهمتر از کیفیت بازی و رشد فنی باشد، تکرار فوتبال دهه هفتاد روی نیمکتهای امروزی هم چندان دور از انتظار نخواهد بود.
مربیان ایرانی همچنان دهه هفتاد! / بی معنی مثل آپدیت دانش مربی گری

فوتبال ایران از نظر استعداد بازیکن و علاقه عمومی ظرفیت بالایی دارد، اما روی نیمکت بسیاری از تیمها هنوز نشانی از تحول جدی دیده نمیشود.