شکست پرسپولیس مقابل فولاد خوزستان، آن هم در شرایطی که حداقل اتفاق ممکن در این مسابقه میتوانست کسب یک امتیاز برای تیم مهدی تارتار باشد، بدون تردید نتیجهای غیرمنتظره بود. این باخت نشان داد پرسپولیس هنوز از نظر فنی به تیمی تبدیل نشده که بتوان جام قهرمانی را از همین حالا برایش کنار گذاشت. این تیم باید بیشتر کار کند، مشکلاتش را بشناسد و برای رسیدن به سطح یک مدعی واقعی، قدمهای محکمتری بردارد.
اما جدا از شکست و ابعاد فنی آن که باید دقیق و کارشناسانه بررسی شود، اتفاقات حاشیهای مسابقه و فضای ملتهبی که پس از سوت پایان شکل گرفت نیز جای تأمل دارد.
اعتراضها به عملکرد پرسپولیس و بازیکنانش از دل مسابقه آغاز میشود؛ بازیکن با لفظ «بیغیرت» خطاب قرار میگیرد، سرمربی پیش از رسیدن به رختکن با ملامت و سرزنش مواجه میشود و شکست، بهانهای برای حمله به این و آن فراهم میکند. در ادامه، فضای مجازی و گروههای هواداری به میدان تسویهحساب تبدیل میشوند و هر لحظه حاشیه تازهای از راه میرسد. حتی گزارشهایی درباره برخورد تند سرمربی با بازیکنان در رختکن منتشر میشود؛ فضایی که اگر ادامه پیدا کند، کمکی به حل مشکلات فنی نخواهد کرد.

اما واقعاً قرار است پرسپولیس با هر نتیجه نامطلوب، چنین آشفته و ملتهب شود؟ اگر یک شکست تلخ کافی باشد تا بمب در خانه سرخپوشان منفجر شود و موج انفجار به بازیکن، مربی و دیگر اعضای تیم برسد، این مجموعه چگونه میخواهد مسیر طولانی لیگ برتر را تا پایان فصل ادامه دهد؟
با این وضعیت، شاید پیش از آنکه رقیبان پرسپولیس در جدول به این تیم ضربه بزنند، حاشیهها و عصبانیتهای داخلی کار را برایش دشوار کنند.
واقعیت این است که لیگ برتر مسیری سخت و فرسایشی دارد و رقابت تا هفته پایانی ادامه پیدا میکند. پرسپولیس قطعاً ایرادهای فنی دارد و هیچکس نباید از نقد عملکرد تیم فرار کند. هوادار حق دارد ناراضی باشد، رسانه حق دارد سؤال بپرسد و مربی و بازیکن هم باید بابت نمایش خود پاسخگو باشند.
پرسپولیس باید مشکلاتش را حل کند و هوادارانش هم حق دارند پاسخ بخواهند؛ اما اگر قرار باشد با هر شکست، همهچیز به هم بریزد، نه فرصتی برای اصلاح باقی میماند و نه آرامشی برای ادامه مسیر...
