به گزارش ورزش سه، گل اول استقلال مقابل گلگهر سیرجان را باید از جایی دنبال کرد که به نظر میرسید حمله آبیها تمام شده است. پاس کاتبک ماشاریپوف از سمت راست، با ناهماهنگی روزبه چشمی و یاسر آسانی از دست رفت و توپ به محوطه جریمه رسید، اما سحرخیزان اجازه نداد مدافع گلگهر بهراحتی صاحب توپ شود. مهاجم استقلال با پرس شدید و قراردادن بدنش مقابل حریف، مالکیت را به تیمش برگرداند و حمله را زنده نگه داشت.
در ادامه، ارسال دوباره ماشاریپوف با تصمیم هوشمندانه حسین گودرزی همراه شد. او بهجای پرش و ضربهای عجولانه، اجازه داد توپ از مقابلش عبور کند و در جریان حمله باقی بماند. توپ تندوتیز وارد محوطه شد و سحرخیزان بار دیگر بهجای تلاش برای ضربه نهایی، بدنش را مقابل مدافع قرار داد و توپ را در موقعیت مناسب به اسماعیل قلیزاده رساند. ضربه زمینی قلیزاده هم کار را تمام کرد تا سماجت چند بازیکن استقلال، حملهای را که در آستانه ازدسترفتن بود به گل تبدیل کند.


سحرخیزان در این صحنه نه گل زد و نه پاس گل داد، اما بدون نقش او شاید اصلاً گلی در کار نبود. دو بار پرس، دو بار حفظ توپ و دو تصمیم بهموقع، ارزش این مهاجم را در ساختار هجومی استقلال نشان داد. او در چنین موقعیتهایی فقط دنبال تمامکردن حمله نیست؛ گاهی وظیفهاش این است که اجازه ندهد حمله تمام شود.
اهمیت سحرخیزان البته به همین صحنه محدود نمیشود. توان بدنی بالای او و فشاری که پیوسته روی مدافعان حریف میگذارد، به استقلال اجازه میدهد از خط دفاعی حریف شروع بازیسازی را بگیرد و توپ را در زمین حریف نگه دارد. او در نیمه دوم یک موقعیت خوب را از دست داد، اما این ناکامی چیزی از تأثیرش بر شکل بازی کم نمیکند. استقلال پس از تعویض او بخشی از فشار روی خط دفاع گلگهر را از دست داد و به حریف فرصت بیشتری برای پیشروی داد.

این همان بخش کمتر دیدهشده کار یک مهاجم است. نقشی که در جدول گلزنان و پاس گلها جایی ندارد، اما میتواند ریتم بازی را عوض کند. سحرخیزان با پرس و دوندگیاش یکی از مهرههای مهم استقلال در این فصل است؛ بازیکنی که حتی وقتی گل نمیزند، میتواند برای تیمش موقعیت بسازد و مدافعان حریف را از آرامش خارج کند.


گل اول استقلال مقابل گلگهر حاصل چند تصمیم درست و پافشاری روی توپی بود که میتوانست بهسادگی از دست برود. این بار قلیزاده ضربه آخر را زد، اما سحرخیزان و گودرزی مقدمات گلی را فراهم کردند که بدون سماجت آنها شاید هرگز به ثمر نمیرسید.
