امیر قلعهنویی به عنوان کاپیتان استقلال و بازیکن تیم ملی جایگاهی داشت که نمیشد او را نادیده گرفت. در سالهای دهه ۶۰ و نیمه اول دهه ۷۰ که فقط دو شبکه تلویزیونی با دو برنامه ورزشی در هفته بود و دو مجله کیهان ورزشی و دنیای ورزش و سپس روزنامه ابرار ورزشی متولد شد، امیر همیشه مورد توجه بود.
از سال ۷۵ که قلعهنویی کفشها را آویخت و دستیار حجازی در استقلال شد، با تولد روزنامه خبرورزشی و سپس سایر روزنامههای ورزشی، او رسما حواشی را هم افتتاح کرد و از ابتدای دهه ۸۰ و تولد لیگ حرفهای که از نیمفصل دوم لیگ دوم با استقلال اهواز رسما وارد جرگه سرمربیان شد، دیگر نمیشد او را ندید.
قبل از ۴۰ سالگی به عنوان سرمربی استقلال قرارداد بست؛ در ابتدای لیگ سوم آن هم با حاشیه امن ۳ساله! آرزویی که خیلی از نامداران هرگز به آن نرسیدند! دیگر جایگاه قلعهنویی غیرقابلانکار شد و البته که ادبیات او آنقدر جذابیت داشت که به تنهایی سوژهآفرینی کند! با تولد برنامه ۹۰ تصویر و جملاتش نیز تبدیل به یک سبک در فوتبال ایران شد. ادبیاتی که بعدها استدلالهای عجیب و غریب او نیز به آن اضافه شد! امیر قلعهنویی به جایی رسید که دیگر هیچکس نمیتوانست جایگاهش را تهدید کند. کار از حرف و عمل و حاشیه گذشت، به جایی رسیدیم که میبینیم دیگر کارنامه نیز تاثیری در سرنوشت او ندارد! ۱۳ سال از آخرین جامی که در این فوتبال گرفته میگذرد، با داشتن ثروتمندترین تیمها در این سالها و گرانترین ستارهها و مربیان لایق دیگر!
پس خیلی طبیعی است که زور رسانهها و افکار عمومی به چنین کسی نرسد. به این ترتیب بیهودهترین کار دنیا دیگر «آب در هاون کوبیدن» نیست، انتقاد از امیر قلعهنویی و روش و منش اوست! رسانهها سعی می کنند او را نبینند اما خودش دوست ندارد در سایه بماند و انگار عادت کرده که همیشه حرفهایی بزند که همه را تحریک و وادار به واکنش کند! کسی که کارش را از صدا زدن «علی» برای بستن دهان خبرنگاران آغاز کرد، زمانی منتقدان را از «نطفه» هدف قرار میداد و حالا آنها را «خائن و وطنفروش» میخواند! کسی که خود را زمانی در جایگاه کلیت و نماد فوتبال میدید، حالا نامش را مساوی ایران و وطن میبیند!
در تمام این ربع قرن، امیر قلعهنویی هرازگاهی وقتی خیلی شدید در گوشه رینگ گیر افتاده، از تاکتیک مظلومنمایی استفاده کرده است، البته با حفظ شان و جایگاه امپراتوری و بدون عذرخواهی از رعیت جماعت! اما تجربه نشان داده به محض عبور از این پیچها، نه فقط تمام حرفهای قبلی را پس گرفته، بلکه محکمتر و مطمئنتر از قبل، به همه حمله کرده است. نمونهاش همین دو هفته اخیر که بعد از فیفادی از مردم خواست به او فرصت بدهند و همه شنیدند که قرار است در کادر فنی، تغییراتی صورت دهد و خودش گفت که «شاید در برخی تمرینات و روشهای آمادهسازی تیم اشکالاتی وجود داشته»، اما حالا دوباره از موضع قدرت میگوید «همکاران من بهترین هستند و نیازی به تغییر نیست»!
قبول کنید در مواجهه با چنین شخصیتی، پرداختن به تکتک حرفها و جملات او صبر ایوب و پوست کرگدن میخواهد! اما چه کنیم که حتی وقتی میخواهیم امیر قلعهنویی را نبینیم، باز خودش نمیگذارد! نگاه کنید به تازهترین مصاحبه او که سرشار از سوژه و نکته بود و همین یک پاراگراف، برای تایید تمام آنچه پیرامون قلعهنویی گفتیم و میگویند، کافی است:
از روزی که من آمدم، کلا روی هوا هستیم. متأسفانه ما مشکلاتی داشتیم و در همین فیفادی، بعضی از تیمها چهار بازی انجام دادند و ما نتوانستیم بازی سوم و چهارم را انجام بدهیم. ما میخواستیم در بازیهای بعد جوانهایمان را محک بزنیم.
جوکی بود که میگفت شخصی برای خرید منزلی رفت و بنگاهدار به او گفت این خانه همهچیزش عالی است، فقط نزدیک ریل راهآهن است اما بعد از یک هفته به صدای قطار عادت میکنید؛ طرف هم گفت پس ما هفته دوم اسبابکشی میکنیم! در حالی که از دو ماه قبل همه کشورها برنامه فیفادی خود را مشخص کردهاند و ما هم میدانستیم ایران تنها دو بازی قطعی با ازبکستان و روسیه دارد و مشخص بود بازی سومی در کار نخواهد بود، چه رسد به بازی چهارم، حالا امیرخان میفرماید قصد داشته در بازی سوم و چهارم به جوانان میدان بدهد!
فرض که به امیرخان گفتهاند حتما بازی میگذاریم و نگذاشتند، اما شخصی با قدمت و سابقه امیر در فوتبال ایران نمیتوانست پیشبینی کند که به تجربه، باید احتمال هر اتفاقی را بدهد؟ در آن صورت، نمیتوانست در دو بازی اول جوانگرایی کرده و میدان دادن به ستارههای همیشگی را بگذارد برای بازی سوم و چهارم؟ اصلا نسلی که تا الان، یک دهه در کنار هم در تمام بازیهای رسمی و دوستانه بازی کردهاند، چه نیازی به محک دوباره داشتند؟ نمیشد لابهلای آنها لااقل دو تا جوان را به میدان فرستاد تا تجربه کسب کنند؟ اصلا چرا ۳ سال کاری نکردیم که محتاج این دو بازی باشیم؟ چرا باز هم فدراسیون مقصر شد که نتوانسته شرایط دلخواه قلعهنویی را مهیا کند؟
لب کلام اینکه امیرخان رسما همه ما را گیر آورده است! مردم و رسانه و فدراسیون هم ندارد.
