به گزارش ورزش سه، با گذشت شش مسابقه از فصل جاری لیگ برتر انگلیس، ارکان فوتبال در این کشور غرق هرج و مرج شده است. منچسترسیتی به اتهام تخلف مالی محکوم شده و هیچکس به درستی نمیداند پیامدها و مجازاتهای این اتفاق چه خواهد بود. نه تکلیف وضعیت این فصل مشخص است و نه سرنوشت فصلهای آینده، آن هم در شرایطی که مسابقات طبق برنامه انجام میشود و نبردها در جریان است، انگار نه انگار اتفاقی افتاده که میتواند لیگ برتر انگلیس را زمین بزند.
شاید انگلیسیها امیدوارند که در انتهای این تونل تاریک نوری دیده شود، اما با انتشار گزارشهای ناامیدکننده از بالاترین سطح تا پایینترین ردههای هرم فوتبالی این کشور، تصویری تلخ و نگرانکننده پیش چشم همه آشکار شده است. پولهای کلانی که از منابع مختلف به این فوتبال تزریق شده، چه از طرف الیگارشها و چه دولتهایی که با دور زدن قوانین آن را وارد انگلیس کردهاند، یا قراردادهای نجومی تلویزیونی، سرمایهگذاران خصوصی، بنگاههای شرطبندی و شرکتهای تجاری، دادن دستمزدهای سرسامآور را ممکن کرده و فشار مالی خردکنندهای را به بدنه این ساختار تحمیل کرده است. مساله این است که آیا ساختار فوتبال انگلیس میتواند مقابل این فشار خردکننده تاب بیاورد؟
بیبیسی در روزهای اخیر گزارش تکاندهندهای منتشر کرد که نشان میدهد 94 درصد از باشگاههای حاضر در پنج لیگ بالای فوتبال انگلیس با تراز مالی منفی و زیاندهی اداره میشوند. آماری هولناک که معنیاش این است: 109 باشگاه از مجموع 116 تیم با کسری بودجه دست به گریبان هستند. بر اساس این گزارش تحقیقی، اکثریت قاطع این تیمها در آستانه یک «فاجعه مالی» قرار گرفتهاند.
در ادامه این گزارش آمده که 66 درصد از باشگاهها اگر مالکی نداشته باشند که هر روز حضور داشته باشد و زیانها را از جیبش نپردازد توان اینکه حتی 90 روز به فعالیت ادامه دهند را ندارد و نزدیک به نیمی از همین باشگاهها بدون تزریق مالی مداوم حتی یک ماه هم دوام نخواهند آورد. نگرانکنندهتر اینکه بخش اعظم این تیمها هیچ طرح و برنامه جایگزینی برای روزی که مالک تصمیم به کنارهگیری بگیرد ندارند.

دقیقاً به همین دلیل بود که قوانین سختگیرانه مالی برای تمام سطوح طراحی و تصویب شد. متولیان امر میخواستند از رسیدن به پرتگاهی که فوتبال انگلیس همین حالا در مقابلش ایستاده و آماده سقوط است جلوگیری کنند.
هزینهها در همه ردهها سر به فلک کشیده و تیمها برای تحقق رویای صعود به لیگ برتر تا مرز ورشکستگی پیش میروند. هزینههای دستمزد در دستههای سوم و چهارم فوتبال انگلیس در طول پنج سال گذشته تقریباً دو برابر شده است.
مسئله مهمی که نباید فراموش شود این است که بسیاری از این باشگاهها، چه در لیگ برتر باشند و چه در دسته چهارم، ستونهای اصلی جامعه محلی و هویت شهر و دیارشان هستند. این تیمها برای میلیونها انسان معنایی فراتر از سرگرمی دارند. حالا میفهمیم چقدر دردناک و مهم است که صدها هزار و حتی میلیونها هوادار نظارهگر فروپاشی و نابودی تیمهای محبوبشان هستند، تنها به این دلیل که مالکانی وارد گود شدند و از عهده تعهدات برنیامدند. این در انگلیس ضربهای مهلک است که روح جوامع محلی را جریحهدار میکند.

باشگاه ریشهدار و بزرگی مثل شفیلد ونزدی تنها چند میلیمتر با اعلام ورشکستگی و انحلال فاصله داشت. طرفداران تیمهایی مثل دارلینگتون، بری، هرفورد، اسکاربرو، چستر و خیلیهای دیگر با چشمانی اشکبار شاهد خروج کامل باشگاههایشان از ساختار لیگ و شروع دوباره از صفر بودند.
این معضل تنها به تیمهای گمنام و ردههای پایین محدود نمیشود. نحوه ورود مالکان، مجوز دادن به آنها و سازوکار مدیریت مالی باشگاهها باید مورد بازنگری اساسی قرار گیرد. باید مشخص شود کدام افراد باشگاه تحت مالکیتشان را زیر بار بدهی و وامهای سنگین میبرند تا صرفاً ثروت و اعتبار فردی کسب کنند، و چه دولتهایی با اهداف کلان ژئوپلیتیک و سیاسی وارد این عرصه میشوند. این افراد و این دولتها باید پاسخگو شوند.
کیفیت فنی بالای لیگ برتر که حاصل این برتری مطلق اقتصادی است، در رقابتهای اروپایی کاملاً خودنمایی میکند. تیمهای نیمه پایینی جدول لیگ برتر تقریباً هر سال جام لیگ کنفرانس اروپا را به خانه میبرند. چه وستهم باشد و چه کریستال پالاس، یا چلسی که عملاً با نفرات ذخیره خود راهی این تورنمنت میشود. آنها در لیگ اروپا هم قدرتنمایی میکنند، هرچند زمانی که با نخبگان تراز اول در لیگ قهرمانان اروپا روبهرو میشوند کارشان دشوارتر است، اما در آنجا هم امتیازات زیادی به دست میآورند.
اگر ساختاری عادلانهتر برای ایجاد تعادل اقتصادی تدوین شود بدون شک به سود همه خواهد بود. اما این مستلزم آن است که برخی از منافع خودشان بگذرند، هرچند معمولاً پذیرش چنین فداکاریهایی دشوار است چرا که هر باشگاهی در وهله اول به منافع مستقیم خود میاندیشد و لیگ برتر هم از این قاعده مستثنی نیست.
وقتی وقتی میانگین دستمزد یک بازیکن در لیگ برتر به میلیون میرسد، واضح است که یک جای کار ایراد اساسی دارد. چنین ارقامی پایدار نخواهد بود و موج ویرانگر آن به ردههای پایینتر سرریز میشود.
این روزها که ذهن ما درگیر معنای واقعی نتایج منچسترسیتی در زمین است و لیساندرو مارتینز انتقادهای از مدیران ارشد منچستریونایتد میکند، چرخ فوتبال همچنان به گردش ادامه میدهد. در پایان هفته یکی از داغترین و پرحرارتترین دوئلهای فصل بین لیدزیونایتد و منچستریونایتد در الاندرود برگزار خواهد شد. این نود دقیقه صرفا فوتبال محض خواهد بود. چرا؟ لیدزیونایتد تاکنون تنها یک شکست در لیگ داشته در مقابل منچستریونایتدی که تنها یک بار به پیروزی رسیده است. این تقابل فرصتی برای فاصله گرفتن از حواشی و غرق شدن در هیجان خالص خواهد بود.
