حالا دو سال بعد از آن اتفاق، حال فوتبال خوب نیست. انتقاداتی به مدیریت تاج میشود. تیمهای ملی شکست خوردهاند و اوضاع خوب نیست. تیم امید در بازیهای آسیایی حتی رنگ مرحله دوم را ندید. تیم ملی با امیر قلعهنویی دو شکست مقابل ازبکستان و روسیه داشت. مردم نگران هستند و آینده خوبی در جام ملتها نمیبینند. به همین بهانه گفتوگویی با عابدینی داشتیم. از او درباره دلایل ناکامی پرسیدیم و نظراتش را داد.
آقای عابدینی حال و روز فوتبال با شکست امیدها برابر کره شمالی و تیم بزرگسالان مقابل ازبکستان و روسیه، خوب نیست. چه کنیم؟!
واقعا نمیدانم چه بگویم. وقتی انتخاب تبدیل به انتصاب میشود و لابی جای تخصص را میگیرد، همین میشود. برای انتخاب آدمهای متخصص، یکسری کارشناس باید نظر بدهند. باید کار مشارکتی صورت بگیرد ولی مگر ما کار کارشناسی هم در فوتبال میکنیم؟! متاسفم که بگویم کار از دست مدیران در رفته است. دیگر مدیریت نمیکنند. مدیریت بر مبنای اصول و اندیشه وجود ندارد. همه فلج شدهاند. همین طوری انتخاب میکنیم و اصلا به عواقبش فکر نمیکنیم.
یعنی شما انتخاب حسین عبدی را اشتباه میدانستید؟ به هر حال ایشان در رده پایه کار کردند و به موفقیتهایی رسیدند.
حسین عبدی تا یک جایی تمرکزش کاملا در فوتبال بود ولی از جایی به بعد، تمرکزش را از دست داد. به نظرم این به مربیگریاش ضربه زیادی زد. از سویی، اعتراضهایی که میکرد، مورد قبول من نبود. آقای عبدی سالهاست با این فدراسیون فوتبال کار کرده است. اگر برنامه دادی، تصویب شد، باید امکانات در اختیارت قرار دهند. اگر امکانات را ندادند، باید کنار بروی. چرا با این وضعیت ماندی و کار کردی؟!
یعنی ایشان باید استعفا میداد؟
بله، وقتی امکانات برایش مهیا نبود چرا باید کار میکرد؟ آیا شما میتوانی با دوچرخهای که رکاب ندارد، مسابقه بدهی؟ امثال عبدی باید با استعفای خود زنگ خطر را به صدا در بیاورند.
چرا فوتبال ما به این حال و روز افتاده؟
چون شکستها را پیروزی میدانیم. اصلا بلد نیستیم بگوییم شکست خوردیم و عبرت بگیریم. کسانی هم که باعث آن شدهاند، نه تنها مواخذه نمیشوند، بلکه پاداش میگیرند. به بازندهها پاداش میدهند! چرا به تیمی که موفق نشده پاداش میدهید؟ تازه دعوا سر این است که پاداش گرفتهاند و منت میگذارند ریالی بوده!ای وای. آقایان کارشناس کجا هستند؟ کمیتهها کجا هستند؟ کمیته فنی، کمیته تیمهای ملی، اینها نیستند؟!
کمیتهها که مستقل نیستند و خودشان زیر مجموعه فدراسیون هستند. توقعی از آنهاست؟!
ببینید چقدر راحت مسائل داخل فدراسیون فوتبال پوشش داده میشود. در این فوتبال فقط لازم است یک بازیکن کار خلافی کند با او طوری رفتار میکنند که انگار جنایت کرده است. بعد این همه قصور و این ساختار متزلزل. کسی نمیخواهد رسیدگی کند؟
حالا راهکار درست شدن چیست؟
آفرین. من این حرفها را زدم تا دقیقا همین سوال را بپرسید. راهکار که فدا شده است. راهکار یعنی استفاده از آدمهای متخصص. یعنی برنامه. هدایت درست. برنامه را خوب کنترل کنی تا به هدف برسی. اصلا هدف را تعریف کردهاند؟ به نظر من هدف هم ذبح شده و از بین رفته است. آقایان بالاخره این تیم امید میخواهد به المپیک برود یا نه؟ اصلا چه جور برنامهریزی میکنید تا صعود کند؟! یا این که دوباره قرار است بالای ۵۰ سال از صعود دور باشیم؟ اصلا چرا خودمان را خسته میکنیم. فقط بلدیم بابت شکستهایمان تبریک بگویم. بگذارید خوش باشند.
پس معتقدید مشکل اصلی این فوتبال استفاده از آدمهای غیر متخصص و بیبرنامگی است.
به خدا همه چیز روشن است. دنبال چیز دیگر نباشید.
شما حرف از پاداش زدید. در دوران مدیریتتان در پرسپولیس، از این پاداشها میدادید؟
طفلکیها هستند. از خودشان بپرسید. هنوز از دست من ناله میکنند. هر بار با برای پول میآمدند با جیب خالی میرفتند. من هیچ چیز را فدای پول نکردم. اندازه بضاعتمان به بچهها پول میدادیم. سعی کردیم هویت پرسپولیس هم از بین نرود. خود بچهها با این هویت کیف میکردند. زندگیشان خیلی فرق داشت. الان چه خبر است؟! بازیکن بلد نیست استپ کند ۳۰ میلیارد قرارداد بسته است.
به علی پروین پاداش زیاد میدادید؟
یادم هست یک بازی خیلی مهم با استقلال داشتیم. سال ۷۷ بود یا ۷۸. اینقدر حساس بود که به استادیوم نرفتم. گره خورده بود به قهرمانیمان. گفتم اگر به استادیوم بروم نمیتوانم خودم را کنترل کنم. تیم در هتل استقلال بود. من بچهها را بدرقه کردم. وقتی علی پروین میخواست برود به شانهاش زدم و گفتم علی نگران نباش. موفق میشویم. اتفاقا بازی را بردیم. تیم که برگشت هتل، همان پای اتوبوس پاداش بچهها را دادم. نفری ۲۰۰ دلار به بازیکنان، ۵۰۰ دلار به ناصرخان ابراهیمی و هزار دلار به علی پروین. این سنگینترین پاداشی بودم که دادم. (خنده) دوره من اصلا خبری از پاداشهای سنگین نبود. شما یادتان هست چه بازیکنانی در تیممان بودند؟ فوتبالیستهای الان اصلا با آنها قابل قیاس هستند؟! گوش راست مهدویکیا. دفاع راست نعیم سعداوی. در چپ میناوند و شاهرودی. کریم باقری هم وسط. افشین و یحیی در قلب دفاع. احمدرضا عابدزاده که مثل یک سد پشت سرشان بود. در خط حمله ادموند بزیک را داشتیم. خوب شد اسمش را آوردم. باید درباره ادموند بیشتر حرف بزنم. وقتی علی دایی از پرسپولیس رفت پر کردن جای خالیاش سخت بود. ادموند مهاجمی بود که این کار را کرد. یادم هست یک دوره گل نمیزد و حمید درخشان عجب جملهای به او گفت. بغلش کرد و گفت: «پاس گل از گل زدن ارزشمندتر است.» و همین حرف باعث شد بزیک متحول شد. هم پاس گل داد و هم گل زد.
حالا که سالها گذشته پس به نظرتان در اینکه رئیس فدراسیون فوتبال نشدید حکمتی بود؟ در این مدت اتفاق افتاده با خودتان بگویید خداراشکر رئیس نشدم؟
عجب سوالی پرسیدی و راستش خیلی برایم فراز و نشیب داشته... یک جاهایی گفتمای کاش بودم و اوضاع را جمع میکردم. یک جاهایی میگفتم خدا را شکر که نبودم! یک وقتهایی میگفتم کاش مسئولیت داشتم و از فلانی استفاده میکردم تا به فوتبال کمک شود. ولی خب، قسمت نبود.
در فوتبال لابی جای تخصص را گرفته

امیر عابدینی از مدیران کهنه کار فوتبال آخرینبار برای تصاحب صندلی ریاست فدراسیون فوتبال جنگید، اما در یک روز جنجالی، به مهدی تاج باخت.