میگویند انسانهای متفاوت در تخصص خود، از هر تصمیم و هر حرکت بیش از یک هدف را دنبال میکنند. یعنی آدم عادی و معمولی ممکن است تصمیمات و کارهای اشتباه انجام دهد، آدم موفق و زرنگ تصمیمات درست میگیرد تا در پی هر کار حداقل به یک خواسته خود برسد و آنها که میخواهند بزرگ شوند، باید از هر تصمیم بیش از یک هدف را دنبال کنند.
سهراب بختیاریزاده در نیمه اول بازی با الغرافه در هفته دوم لیگ نخبگان آسیا از شرایطی که به نظر همه مربیان و هواداران استقلال و بینندگان تلویزیونی یک تهدید بزرگ محسوب میشد، برای خود یک فرصت ساخت و آن را تبدیل به نشانهای از هوشمندی و لیاقت خود کرد. کیست که نداند اگر قرار باشد فقط دو بازیکن مهم را در استقلال نام ببریم، امیر محمد رزاق نیا در بخش دفاعی و یاسر آسانی در بخش تهاجمی انتخاب همه خواهند بود!
سهراب بختیاریزاده در بازی حساس آسیایی در خانه حریف پرستاره و در حالی که بازی قبل در تبریز، مقابل تراکتور ستاره تهاجمی خود یعنی یاسر آسانی را به دلیل مصدومیت از دست داده بود، در این مسابقه در همان نیمه اول با مصدومیت رزاق نیا روبرو شد. در آن لحظه تعویض اجباری، فقط برنامههای سرمربی را به هم نمیریخت، مهمتر از آن روحیه سایر بازیکنان بود که با بیرون رفتن ستاره جوان، نگران بسته نگه داشتن دروازه خودی بودند.
در بازی اول امشب، جواد نکونام و تراکتور -دیگر نماینده کشورمان در لیگ نخبگان- همین برنامه را داشتند که در نیمه اول، دروازه خود را بسته نگه داشته و در نیمه دوم برای گل زنی و پیروزی بازی کنند. سهراب بختیاریزاده نیز با انتخاب دو هافبک دفاعی برای این بازی نشان داد که او هم برنامه دارد که ابتدا گل نخورد و سپس در نیمه دوم با استفاده از عناصر تهاجمی، به گل و پیروزی برسد. اما مصدومیت مهمترین عنصر دفاعی تیمش، کار او را خراب کرد.
و درست در همین لحظه که هیچکس دوست نداشت جای سهراب بختیاریزاده باشد، او از تهدید یک فرصت ساخت و با یک تعویض، دو کار بزرگ و مهم انجام داد. به جای آنکه یک بازیکن دفاعی به میدان بفرستد، با یک تعویض تهاجمی تغییر سیستم و تاکتیک داد و همزمان با به میدان فرستادن ستاره اهل آلبانی، روحیه بازیکنان را نیز به آنها برگرداند.
شاید اگر هر مربی دیگر بود به جای هافبک دفاعی یک بازیکن دفاعی میآورد، آن هم در خانه حریف اما سهراب مهمترین عنصر تهاجمی خود را که مصدوم هم بود، به میدان فرستاد. مسلماً او بیشتر از درخشش آسانی در آن لحظات، به افزایش روحیه سایر بازیکنانش فکر میکرد. همانها که با رفتن رزاق نیا ته دلشان لرزید اما با دیدن آسانی لب خط دوباره امید و انرژی گرفتند.
سهراب دقیقاً همان کاری را کرد که نکونام نکرد! جواد مثل همیشه برنامههایش را ادامه داد و بازی آنجور که دلش میخواست پیش نرفت، چون در نیمه دوم نتوانست به گل برتری برسد. اما سهراب خوش شانس بود که یاسر آسانی را داشت. او که به محض ورود به میدان وظیفه سازمانی خود را انجام و با شلیکی تماشایی تیمش را پیش انداخت.
