جام جم آنلاین – علیرضا بیرانوند بعد از اینکه بزرگترین حاشیه هفته را ایجاد کرد حالا باید بنابر دستور باشگاه با امیدهای تراکتور تمرین کند. البته تمرینات او انفرادی است و تا زمان معلوم شدن تکلیف خودش و سربازی اش و فوتبالش باید همین رویه را ادامه بدهد. او میتوانست سرنوشت خیلی بهتر از این داشته باشد، سرنوشتی که در آن حضورش در کنار امیدها به یک تحقیر تعبیر میشود.
بیرانوند میتوانست آن اختلاف عجیب را در تراکتور رقم نزند. میتوانست برای دریافت مطالباتش از تراکتور صبر بیشتری داشته باشد و با یک مصاحبه آتشین علیه مدیران باشگاه همه چیز را خراب نکند. اما او عادت به خراب کردن همه چیز دارد.
ماجرای تازه بیرانوند از اعتراض او به وضعیت پرداخت قرارداد بازیکنان تراکتور آغاز شد. او پس از تساوی تیمش مقابل استقلال مدعی شد بازیکنان تنها ۷ درصد از قراردادهای خود را دریافت کردهاند و از مالک و مدیران باشگاه خواست به وضعیت تیم رسیدگی کنند. این صحبتها با واکنش مدیران تراکتور همراه شد. باشگاه اعلام کرد بیرانوند برخلاف واقعیت صحبت کرده و با تصمیم جواد نکونام او از ترکیب کنار گذاشته شد.
البته اختلاف بر سر پول در فوتبال حرفهای موضوع عجیبی نیست به خصوص برای بیرانوند که سابقهای طولانی در شکایت کشی بر سر پول و حق و حقوق دارد. بازیکنان حق دارند دستمزد خود را مطالبه کنند و باشگاهها نیز موظفاند به تعهدات قراردادیشان پایبند باشند. مسئله بیرانوند، اما به شیوه طرح اختلافها و هزینهای مربوط میشود که هر بار به اعتبار شخصی او تحمیل میکند. شگفت آنکه بیرانوند از تجربه تلخ قبلی خود در پرسپولیس درس عبرت نگرفت و همان رویه را بی کم و کاست در تراکتور انجام میدهد.
جدایی جنجالی او از سرخپوشان در تابستان ۱۴۰۳ و فسخ قرارداد یکطرفهاش به یکی از پروندههای پرحاشیه فوتبال ایران تبدیل شد. ماجرایی که با واکنشهای تند هواداران و پیگیریهای حقوقی همراه شد و تصویر او را نزد بخشی از هواداران پرسپولیس تغییر داد. در واقع اینطور میتوان گفت که محبوبیت خود را برای همیشه نزد هواداران پرشمار این تیم از دست داد.
او سرانجام راهی تراکتور شد و به نظر میرسید انتقال به تبریز فرصتی برای شروعی تازه باشد. بیرانوند میتوانست با تمرکز بر فوتبال و فاصله گرفتن از حاشیهها بار دیگر اعتماد هوادارانی را جلب کند که سالها او را در قامت یکی از بهترین دروازهبانهای ایران میشناختند. با این حال اختلاف تازه نشان میدهد که رابطه او با باشگاهها همچنان میتواند به سرعت از مسائل فنی و قراردادی به بحرانی علنی تبدیل شود.
بیرانوند میتوانست اسطوره باشد. سه حضور در جام جهانی دستاورد کوچکی نیست. بیرانوند سالها دروازهبان شماره یک تیم ملی بوده و با پیراهن پرسپولیس نیز افتخارات مهمی به دست آورده است. مهار پنالتی کریستیانو رونالدو در جام جهانی ۲۰۱۸ و عملکردهای درخشان او در مسابقات ملی و باشگاهی جایگاه ویژهای برایش در حافظه فوتبال ایران ساخته است. با چنین کارنامهای بیرانوند ظرفیت تبدیل شدن به یکی از اسطورههای ماندگار فوتبال ایران را داشت. او از نظر توانایی فنی و تجربه بینالمللی سرمایهای در اختیار داشت که بسیاری از بازیکنان هرگز به آن نزدیک نمیشوند. با این حال اسطوره شدن تنها به تعداد بازیهای ملی و جامهای قهرمانی وابسته نیست. رفتار حرفهای در روزهای اختلاف و نحوه برخورد با بحرانها نیز در شکلگیری میراث یک ورزشکار نقش دارد.
بیرانوند میتوانست به جای آنکه هر چند وقت یک بار با بحرانی تازه خبرساز شود با ثبات در عملکرد و مدیریت بهتر اختلافها جایگاه خود را محکمتر کند. اکنون، اما بخش قابل توجهی از اخبار مربوط به او به مسائل خارج از زمین اختصاص دارد. این وضعیت برای دروازهبانی با چنین سابقهای تأسفبار است.
البته او هنوز یکی از مهمترین دروازهبانهای فوتبال ایران است و توانایی فنی او را نمیتوان با حاشیههای اخیر نادیده گرفت. با این حال او او الگوهای رفتاریها قدیمی خود را تکرار کرده تا جایگاه خود را باز هم به مخاطره بیندازد.
بیرانوند برای تبدیل شدن به اسطوره کمبود افتخار نداشت. آنچه بیش از هر چیز به او کمک میکرد مدیریت بهتر بحرانها و حفظ آرامش در روزهای اختلاف بود. اما بیرانوند است و تصمیمات منحصر به خودش. اصلا پیش بینی این را میکند که به سرنوشت ابراهیم میرزاپور دچار شود و دیگر کسی حتی سراغی هم از او نگیرد؟!
بیرانوند اسطوره شدن را بلد نبود

علیرضا بیرانوند اکنون باید با امیدهای تراکتور تمرین کند و برخی میگویند تحقیر بدتر از این نمیتوانست برای گلر شماره یک ایران وجود داشته باشد.