جام حذفی شیلی
اورتون وینیا ۰
اونیورسیداد د چیله ۱
شروع‌نشده Chile
کی‌لیگ ۱ کره جنوبی
گیم‌چئون سانگمو ۰
آنیانگ ۱
۹۰′ South-Korea
لیگ برتر خلیج فارس
پرسپولیس ۳
صنعت نفت آبادان ۱
پایان Iran
لیگ برتر خلیج فارس
چادرملو اردکان ۲
خیبر خرم‌آباد ۲
پایان Iran
لیگ برتر خلیج فارس
فولاد خوزستان ۲
مس شهر بابک ۱
پایان Iran
لیگ برتر خلیج فارس
سپاهان ۶
فجر سپاسی ۱
پایان Iran
لیگ برتر خلیج فارس
تراکتور ۱
استقلال ۱
پایان Iran
لیگ برتر خلیج فارس
گل‌گهر سیرجان ۳
استقلال خوزستان ۰
پایان Iran
لیگ برتر خلیج فارس
آلومینیوم اراک ۱
ملوان بندر انزلی ۱
پایان Iran
لیگ برتر خلیج فارس
نساجی مازندران ۱
ذوب‌آهن اصفهان ۱
پایان Iran
لالیگا
مالاگا ۱
اسپانیول ۱
پایان Spain
بوندسلیگا
بوروسیا دورتموند ۲
وردربرمن ۲
پایان Germany
لیگ ۱ فرانسه
لانس ۲
لیون ۱
پایان France
لیگ حرفه‌ای عربستان
النصر ۳
الدرعیه ۰
پایان Saudi-Arabia
لیگ حرفه‌ای عربستان
الفتح ۰
الاهلی جده ۴
پایان Saudi-Arabia
لیگ حرفه‌ای عربستان
الخلود ۰
القادسیه ۵
پایان Saudi-Arabia
چمپیون‌شیپ انگلیس
وستهم ۱
کوئینز پارک رنجرز ۱
پایان England
سوپر لیگ ترکیه
گالاتاسرای ۳
قاسم‌پاشا ۱
پایان Turkey
اردیویزیه
پی‌اس‌وی آیندهوون ۲
هیرنفین ۰
پایان Netherlands
لیگ برتر پرتغال
براگا ۱
اسپورتینگ لیسبون ۳
پایان Portugal

پاکدامن: شکست در المپیک برایم شبیه پایان زندگی بود/ نمی‌توانم لباس بتمن بپوشم و یک‌تنه بجنگم!/ قرار بود به استقلال بروم که نشد

پاکدامن: شکست در المپیک برایم شبیه پایان زندگی بود/ نمی‌توانم لباس بتمن بپوشم و یک‌تنه بجنگم!/ قرار بود به استقلال بروم که نشد

علی پاکدامن، کاپیتان تیم ملی اسلحه سابر شمشیربازی ایران می‌گوید که دوست دارد تا المپیک ۲۰۲۸ لس‌آنجلس بماند، اما نمی‌تواند لباس بتمن بپوشد و یک تنه جنگ کند.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، شمشیربازی ایران به ویژه در اسلحه سابر پس از المپیک ۲۰۲۴ پاریس یک مسیر سراشیبی را از سر گرفت. مسیری که نشان از افول رشته‌ای می‌داد که اگرچه رقیبی جدی چون کره‌جنوبی را هم در آسیا و هم در جهانی داشت، اما در رقابت با سایر قدرت‌های جهان، پایاپای پیش می‌رفت. شمشیربازی ایران در سابر تیمی سه بار تا آستانه کسب مدال المپیک پیش رفت که آخرین بار هم چهارمی در المپیک ۲۰۲۴ پاریس بود، اما پس از آن با بازنشسته شدن محمد رهبری و دور شدن علی پاکدامن از تیم ملی که بخشی از آن ناخواسته بود و حواشی نیز به این اتفاق دامن زد، سابر ایران را به سمت حاشیه برد.

علی پاکدامن که پس از کسب مدال برنز بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ آیچی-ناگویا میهمان تابناک بود، در گفت‌وگوی خود به بخشی از اتفاقات رقم خورده در شمشیربازی اشاره کرد. از حاشیه‌ها تا نکات فنی و اینکه برخی دوست داشتند او از شمشیربازی حذف شود و کنار برود. با این حال، کاپیتان تیم ملی اسلحه سابر ایران حالا می‌گوید که دوست دارد یک المپیک دیگر را هم تجربه کند و اگر بخواهند، دوست دارد که در تیم ملی بماند.

بخش اول گفت‌وگوی علی پاکدامن با تابناک را در اینجا می‌توانید ببینید.

همچنین بخش دوم این گفت‌وگو را در ادامه ببینید و بخوانید که علاوه بر مرور گذشته، کمی هم مربوط به زندگی شخصی این ورزشکار و همچنین علاقه‌اش به فوتبال و استقلال است.

تعداد بازدید : 0
کد ویدیو
دانلود ویدیو

تابناک: یکی از انتقادهایی که خود من درباره افت شمشیربازی بعد از المپیک داشتم و آن را با مسئولان فدراسیون شمشیربازی هم مطرح کردم، بحث جدایی محمد رهبر از جمع بازیکنان و تبدیل شدن او به مربی بود. به اعتقاد من، محمد رهبر، شما و البته مجتبی عابدینی که سال‌هاست خداحافظی کرده، کسانی بودید که می‌توانستید تجربه خود را به شمشیربازان جوان‌تر منتقل کنید. یعنی در کنار آنها شمشیر بزنید، نه اینکه صرفاً به‌عنوان مربی فعالیت کنید. فکر می‌کنم اگر می‌توانستیم محمد رهبر را حداقل تا همین بازی‌های آسیایی حفظ کنیم، هم شانس بیشتری برای مدال تیمی داشتیم و هم محمد می‌توانست تجربه‌اش را به نیما، پارسا و سایر جوانانی که وارد تیم می‌شوند، منتقل کند. یا مثلاً خودت تجربه‌ات را منتقل کنی. نظر خودت درباره این موضوع چیست؟

ببینید، بعد از المپیک همان فروپاشی اتفاق افتاد. اگر ما مدال المپیک می‌گرفتیم، شاید با انگیزه بیشتری تا بازی‌های آسیایی ادامه می‌دادیم؛ همه ما، هر چهار نفر. من خیلی درباره این موضوع با محمد رهبری صحبت کردم، چون من و محمد معمولاً بخش قابل‌توجهی از امتیازات تیم را می‌گرفتیم. شاید در بسیاری از مسابقات ۶۰ تا ۷۰ درصد تیم بودیم و ۳۰ تا ۴۰ درصد دیگر را هم سایر بچه‌ها کمک می‌کردند. در واقع با هم تیم‌ورک (کار تیمی) می‌کردیم و تیم را بالا می‌بردیم. البته شاید یک روز من ۲۰ درصد بودم و بقیه ۸۰ درصد، اما در نهایت این تیم‌ورک بود که نتیجه را رقم می‌زد.

اتفاقی که افتاد این بود که فکر می‌کنم، به جز خود محمد، تقریباً همه ما این نظر را داشتیم که اگر محمد می‌ماند، خیلی می‌توانست به شمشیربازی و به تیم ما کمک کند. اما نیت خودش هم این بود که... فکر می‌کنم در آن مقطع فدراسیون تحت فشار بود که باید سرمربی خود را انتخاب کند و تصمیم بگیرد که مربی خارجی بیاورد یا ایرانی. محمد هم انسان بسیار بامعرفتی است و واقعاً می‌خواست به فدراسیون کمک کند. از طرفی، احساس می‌کنم خودش هم بعد از المپیک فروپاشیده بود. خسته شده بود و دیگر حوصله نداشت.

واقعاً کار سختی است؛ یک نوع ریاضت است! اینکه هر ماه به مسابقه بروید و در طول یک سال، ۱۲ ماه، مدام شکست بخورید؛ یک مسابقه در جمع ۳۲ نفره حذف شوید، یک مسابقه در جمع ۱۶ نفره، یک مسابقه در جمع ۶۴ نفره و مدام در این جدول‌ها شکست بخورید، واقعاً کار سختی است. بعد از آن باید بایستید و ادامه بدهید. چون هر روز و هر مسابقه‌ای که می‌بازید، چند خبرگزاری درباره شکست شما خبر منتشر می‌کنند.

تابناک: سخت از نظر روانی...

بله، از نظر روانی واقعاً سخت است. در تلگرام و رسانه‌ها مدام خبر شکست منتشر می‌شود. تحمل این شرایط واقعاً جان‌سختی عجیبی می‌خواهد. مثل فیلم جان‌سخت. ما شکست و باخت را برای خودمان یک شکست بسیار بزرگ می‌بینیم. شاید در کشورهای دیگر، به‌خصوص کشورهای توسعه‌یافته، این‌گونه نباشد. مثلاً در فرانسه یا ایتالیا، ورزشکار همان لحظه شکست را با خودش از سالن بیرون نمی‌برد و بعد از مسابقه زندگی عادی‌اش را ادامه می‌دهد. اما برای خود من، شکست در المپیک واقعاً به منزله این بود که زندگی‌ام تمام شده است. اصلاً دیگر نمی‌دانستم باید چه کار کنم.

تابناک: چون هدفت این بود که همیشه مدال المپیک بگیری.

بله. البته من کمی هم کمال‌گرا هستم و همیشه دوست داشتم مدال‌های خوب بگیرم و بردهای خوب داشته باشم و ورزشکاران بزرگ را شکست بدهم. مثلاً این مدال برنز بازی‌های آسیایی را خیلی دوست دارم و خدا را بابت آن شکر می‌کنم، اما رنگ و بوی آن برای من آن‌چنان طراوت ندارد! دوست داشتم شمشیرباز چینی را شکست بدهم و حداقل اگر هم می‌بازم، در فینال به «اوه» ببازم. دوست داشتم یک‌بار دیگر با او مسابقه بدهم و مقابلش قرار بگیرم، چون از بعد المپیک تا امروز دیگر با او بازی نکرده‌ام. (پاکدامن در ادامه اشاره کرده که یک بار دیگر با شمشیرباز کره‌ای رقابت کرده است)

[به داستان سرمربیگری محمد رهبر برمی‌گردد] داستان من و محمد رهبر هم همین بود. واقعیت این است که فکر می‌کنم خودش شاید ۲۰ درصد یا شاید بیشتر در این شرایط نقش داشت؛ البته نمی‌گویم تقصیر او بود. خودش شاید می‌خواست جایگاهش را تغییر بدهد و به‌عنوان مربی به تیم کمک کند. اما واقعیت این است که ما کسی را نداشتیم که جای او بگذاریم. اگر یک نفر داشتیم که حتی ۵۰ درصد توانایی محمد را داشت و می‌توانستیم او را جایگزین کنیم، شاید در ناگویا، ژاپن را شکست داده بودیم.

تابناک: حالا درباره تصمیم خودت چه چیزی می‌گویی؛ بعد از مدال ناگویا و بازی‌های آسیایی که آخرین دوره بازی‌های آسیایی تو بود... اما با توجه به شرایطی که داری، آیا تا المپیک ادامه می‌دهی یا نه؟

همه‌چیز به شرایط برمی‌گردد. به نظرم این ظرفیت در من وجود دارد. البته خودم می‌گویم که ظرفیتش را دارم، اما...

تابناک: منظورت از ظرفیت، رنکینگ جهانی است یا فقط در ایران؟

نه، بحث من اصلاً شمشیربازی داخل ایران نیست. بحث من همان رنکینگ جهانی است. بچه‌هایی هم که در ایران هستند، در نهایت باید در مسابقات جهانی شرکت کنند و رنکینگ خودشان را به دست بیاورند. اما به نظر خودم این ظرفیت در من وجود دارد که دوباره به رنکینگ اصلی برگردم. چون در حال حاضر با تنها سه مسابقه، رنکینگ ۴۱ دنیا را دارم؛ قهرمانی آسیا، قهرمانی جهان و یک گرندپری.

در مجموع، در فصل ما ۱۰ مسابقه وجود داشته که سال قبل من در هفت مسابقه اصلاً رنکینگ ندارم. یعنی اگر جدول جهانی شمشیربازی را بیاورید، اصلاً نام علی پاکدامن در هفت مسابقه‌ای که باید امتیاز داشته باشم، وجود ندارد.

تابناک: البته این موضوع یک علت شخصی هم داشت؛ یعنی اتفاق شیرینی افتاده بود که باعث شد مدتی از مسابقات دور باشی؛ تولد فرزندت...

بله، تولد فرزندم بود، اما... یکی دو مسابقه را هم قبل از آن می‌توانستم شرکت کنم که نشد. البته دیگر نمی‌خواهم وارد این موضوع شوم، چون بخشی از آن واقعاً جزو بخش‌های تاریک زندگی خودم است که اصلاً نمی‌خواهم دوباره وارد شوم. احساس می‌کنم اگر در سه، چهار مسابقه رنکینگ داشتم، امتیاز بالایی به دست می‌آوردم. مثلاً در سئول کره، سال گذشته به جمع هشت نفر رسیدم. همان «سباستین پاتریک» که گفتم الان نفر اول رنکینگ است، سال گذشته در سئول او را شکست دادم.

آهان من با «اوه» در مجارستان بازی کردم. در مجارستان سال گذشته، ۲۰۲۴ یا ۲۰۲۵، من به جمع ۱۶ نفر رسیدم و به او ۱۵ بر ۱۱ یا ۱۵ بر ۹ باختم. برای این مسابقات امتیاز داشتم. مثلاً از مجارستان ۱۲ امتیاز داشتم، از قهرمانی پادووا امتیاز داشتم. یعنی همین‌ها را اگر جمع کنید، مثلاً ۱۸، ۲۱ و ۱۲ تا داشتم که نزدیک ۵۰ امتیاز می‌شود. همین ۵۰ امتیاز را روی امتیازی که الان دارم بگذارید، فکر می‌کنم رنکینگ من حدود ۱۸ یا ۱۷ دنیا می‌شود.

پاکدامن: بخش دوم

تابناک: پس هنوز فکر می‌کنی جا داری که در رنکینگ هم‌پای بقیه باشی.

بله، این ظرفیت را دارم. اما باید همه ما در این مسیر قرار بگیریم. یعنی همه یک‌دل شویم و بخواهیم این اتفاق بیفتد. این اتفاق فقط با این که من بخواهم و به دنبال آن بروم و بخواهم چیزی را ثابت کنم، محقق نمی‌شود. اگر این یک‌دلی وجود نداشته باشد، شاید کار پیش نرود.

تابناک: یعنی فکر می‌کنم سال آینده میلادی، یعنی تقریباً از سه ماه دیگر، در تصمیم‌گیری شما درباره اینکه تا المپیک باشید یا نه، مؤثر خواهد بود. یعنی ۲۰۲۷...

بله، رفتارهایی که از این به بعد ببینم، در تصمیم‌گیری من مؤثر خواهد بود. رفتارهایی که ببینم.

تابناک: خب، شاید رفتارها به شکلی باشد که نخواهند شما تا المپیک باشید.

دیگر خودشان می‌دانند. اگر نخواهند، چه می‌توانم بگویم؟! (با خنده) اگر نخواهند، نمی‌شود کاری کرد. من که نمی‌توانم کاری انجام بدهم! مثلاً نمی‌توانم لباس بتمن بپوشم و یک‌تنه بجنگم! البته دیگر حوصله‌اش را هم ندارم، آقای محرمی. آدم بالاخره خسته می‌شود. نمی‌شود که یک نفر همه‌اش راه بیافتد اذیت کند. اگر یک نفر ورزشکار بود، قهرمان بود، داور بود یا مربی بود، دلم نمی‌سوخت. اما یک نفر که شمشیربازی به او خدمت می‌کند، بعد مدام علیه شما صحبت کند، مدام بگوید «این تمام شده»، «بگذارید کنار» و از این قبیل حرف‌ها، آدم را دلزده می‌کند.

آدم با خودش می‌گوید اگر جبر جغرافیایی اجازه می‌داد و من در کشور دیگری بودم، شاید شرایط کاملاً متفاوت بود. ببینید، من از ایران، نه از فرانسه، ایتالیا، مجارستان، روسیه، کره یا ژاپن، به رنکینگ سوم دنیا رسیدم. من از ایران به این جایگاه رسیدم و کارهایی کردم که خیلی‌های دیگر نکردند. در المپیک مقابل آمریکا ۲۴ ضربه زده بودیم و این رفیق ما می‌گفت چرا رفتی و گفتی که من تنهایی این ضربه‌ها را زدم. به او گفتم: «اول اینکه من جایی چنین حرفی نزدم، اما گرفتم و همه مردم هم دیدند. خود تو و دوستانت، آنجایی که باهم می‌رفتیم، همه گفتند دمت گرم یک تنه زدی. آن زمان همه چیز خوب بود و علی پاکدامن خوب بود؛ اما حالا علی پاکدامن بد شده است. می‌گویی چرا این حرف‌ها را مطرح می‌کنی...»

تابناک: خیلی در لفافه صحبت می‌کنی، در عین حال که دارید با فکت صحبت می‌کنی.

بله... ببینید، رفتار برای من خیلی مهم‌تر است. من اصلاً توقع اضافه‌ای ندارم. یک زمان ممکن است یک ورزشکار توقعات اضافه‌ای داشته باشد و بگویند فلانی توقع دارد. من در لیگ با دانشگاه آزاد قرارداد دارم، به دلیل ارتباطی که با آقای لشکری عزیز دارم و لطفی که ایشان به شمشیربازی و بنده دارند، این تیم را تشکیل داده‌اند. درست است؟

من اینجا یک حقوقی دارم که فکر می‌کنم همه ورزشکاران حرفه‌ای در دنیا دارند. دیگر چه چیزی می‌خواهم؟ یک سفر باید با یک مربی دیگر بروم. چیز دیگری می‌خواهم؟ چیز دیگری خواسته‌ام؟ کار اضافه‌ای انجام شده؟ اسپانسر خاصی برای من گرفته‌اند؟ جایی تماس گرفته‌اند و کاری انجام داده‌اند.

تابناک: خب، اگر این مشکلات مثلاً در فدراسیون حل نشود، این موضوع کجا باید حل شود؟ کمیته ملی المپیک، وزارت ورزش یا جای دیگری؟ متولی آن چه نهادی است؟

ببینید... اصلاً... دیگر این موضوع لوث شده است. فکر می‌کنم حتی دوستان ما در کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش هم اگر بخواهیم به آنها مراجعه کنیم، متوجه شرایط هستند. اگر الان بخواهم چیزی را مطرح کنم، دیگر حوصله ندارم و از نظر شخصیتی برای من خوشایند نیست. اما چیزی که می‌دانم این است که ظرفیتش در من وجود دارد. می‌توانم سهمیه المپیک را برای ایران بگیرم و حتی اگر خوب تمرین کنم، تمرکز داشته باشم و آرام باشم، می‌توانم برای مدال هم بروم. چرا ما نتوانیم مدال المپیک بگیریم؟ پاریس را ببینید؛ تیمی شمشیربازی، رضا علیپور، مهدی الفتی، هانیه رستمیان، علی داوودی و...

تابناک: تا آستانه مدال رفتند.

بله، یعنی همه ما یا چهارم شدیم یا بچه‌ها در فینال‌های رشته خودشان بودند و ششم یا هفتم شدند. اگر کمی شانس داشتیم، همه عزیزانی که نام بردم، حداقل یک مدال برنز داشتیم. شاید یکی دو نفر هم از قلم افتاده باشند. پس شدنی است. ورزش ایران این ظرفیت را دارد که چنین اتفاقی را رقم بزند.

حالا حتی اگر علی پاکدامن در شمشیربازی نباشد، خود شمشیربازی این ظرفیت را دارد. من جدی می‌گویم؛ شمشیربازی این ظرفیت را دارد. مگر فرزاد باهر آدم کمی است؟ واقعاً مربی بسیار خوبی است. محمد فتوحی در یزد فعالیت می‌کند، شاگرد دارد و مربی خوبی است. محمد رهبر همین الان با من تمرین کرد و من مدال گرفتم. اگر مربی بدی بود، من نمی‌توانستم در بخش تیمی و انفرادی عملکرد داشته باشم. با امین قربانی هم کار کردم و مدال گرفتم. او هم مربی خوبی است. این ظرفیت در ایران وجود دارد، اما اگر نخواهند... چه چیزی بگویم. باید از این ظرفیت‌ها استفاده شود.

تابناک: کمی فضا تاریک شد! حالا اگر بخواهیم فضا را شیرین‌تر کنیم، از زندگی‌ات بگو. اتفاقی که اخیراً برایت افتاد؛ تولد فرزندت و... فکر می‌کنم زندگی‌ات را متحول کرده است. به نظر،  اگر فکر می‌کنی ظرفیت ادامه دادن تا المپیک را داری، شاید انگیزه‌ای باشد که از حضور پسرت داری...

بله، دقیقاً. اصلاً فکر می‌کنم این مدال پاقدم فرزندم بود. واقعاً پاقدم بچه‌ام بود. یکی از چیزهایی که باعث شده خیلی از مسائل دیگر برایم اهمیت نداشته باشد، حضور «نیک» است. وقتی می‌بینم فرزندم کنارم است، دیگر خیلی از چیزها برایم اهمیت سابق را ندارد. مثلاً اگر کسی در گذشته چنین رفتارهایی با من می‌کرد، شاید واکنش متفاوتی نشان می‌دادم. اما الان واقعاً می‌گویم رهایش کنید و بگذارید هر کاری می‌خواهد انجام دهد. همین که فرزندم هست، همین که زندگی‌ام هست و همین که خانواده‌ام سالم هستند، برای من خوشحال‌کننده‌تر است.

اما دلم می‌سوزد، چون یک عمر برای شمشیربازی تلاش کردم. البته هرچه در زندگی دارم، از شمشیربازی دارم. هیچ منتی هم بر سر شمشیربازی ندارم. این مدال هم برای من از این جهت ارزشمند است که چهار سال دیگر، زمانی که شاید دیگر علی پاکدامن نباشد، شاید حتی در ایران نباشم یا اصلاً در ورزش حضور نداشته باشم، خوشحال هستم که دوستانی که آن زمان از فدراسیون به کمیته ملی المپیک می‌روند، می‌توانند بگویند این رشته در سبد مدال‌آوری بوده و مدال دارد و نمی‌توان به راحتی آن را از اعزام‌ها حذف کرد.

پاکدامن: بخش دوم

تابناک: یعنی می‌توانند روی شمشیربازی حساب باز کنند.

بله، می‌توانند روی آن حساب باز کنند. این یعنی یک امید برای شمشیربازی. فقط دلم می‌سوزد؛ وقتی می‌گویم باید از ظرفیت استفاده کنیم، فقط به این دلیل است که دلم برای رشته شمشیربازی می‌سوزد. شمشیربازی ۳۶ مدال در المپیک دارد، آقای محرمی. اصلاً اگر ۳۶ مدال را کنار بگذاریم و بگوییم نصف آن، یک‌سوم یا حتی یک‌چهارم آن؛ یعنی مثلاً ۹ مدال، من می‌گویم اصلاً بیاییم روی سه مدال تمرکز کنیم؛ چه در اپه، چه در فلوره و چه در سابر، در بخش زنان و مردان. واقعاً رشته پرمدالی است و در ایران هم ظرفیت بالایی دارد. به نظر من ابزارش هم وجود دارد و می‌توان روی آن کار کرد.

تابناک: خودش هم دو بخش دارد؛ انفرادی و تیمی. فکر می‌کنم در بخش تیمی، شانس گرفتن مدال شاید کمی بیشتر باشد...

بخش تیمی هم سختی‌های خودش را دارد، چون باید تیم یکدستی داشته باشید. نفر چهارم تیم بسیار مهم است و قرعه هم اهمیت زیادی دارد. اما امکانش وجود دارد. در تیمی و انفرادی، هر دو امکان‌پذیر است. تیمی یک مزیت هم دارد. وقتی سهمیه تیمی می‌گیرید، اگر در بخش انفرادی شکست بخورید، همچنان پیش خودتان یک شانس برای مدال تیمی قائل هستید.

همین الان «ساندرو بازادزه» می‌دانست که برای من یک‌سری مشکلات پیش آمده و در مسابقات حضور نداشتم. همان شمشیرباز گرجستانی که قهرمان جهان شده و بسیار معروف است. نمی‌دانم، اما فکر کنم الان رنکینگش دوم یا سوم است؛ همیشه جزو یک، دو یا سه نفر اول بوده است. او مرتب به من پیام می‌داد که اگر ایران تو را نمی‌خواهد، بیا گرجستان. می‌گفت بیا با هم به لس‌آنجلس (المپیک ۲۰۲۸) می‌رویم، من این‌قدر پول می‌دهم، با تو قرارداد می‌بندم و با هم این کار را انجام می‌دهیم.

تابناک: به‌عنوان مربی منظورش بود؟

نه! به‌عنوان بازیکن! به‌عنوان بازیکن به من پیشنهاد داد. من هم با او شوخی می‌کردم و برایش پیام می‌فرستادم و می‌گفتم: «خب، اول به من بگو آفر و پیشنهادی که برای من داری چیست؟»

یکی از دوستانم می‌گفت: «این موضوع را جدی گرفته!» به بازادزه هم گفته بود: «علی، داره تو رو اذیت می‌کنه.» اما خودش مرتب به من پیام می‌داد. الان هم پیام‌هایش را به شما نشان می‌دهم. به من پیام داد و گفت: «من جدی به تو گفتم. بنشین و درباره‌اش فکر کن. ما می‌توانیم سهمیه تیمی بگیریم. اگر تو بیایی، دو بازیکن جوان دیگر هم داریم. می‌توانیم با هم به لس‌آنجلس برویم.» گفت دو بازیکن جوان گرجستان هم بد نیستند و اگر این چهار نفر کنار هم قرار بگیرند، می‌توانند نتیجه بگیرند. می‌گفت ایتالیا تیمش چندان خوب نیست، مجارستان را هم می‌توانیم شکست دهیم و شاید فقط فرانسه یا رومانی در اروپا بتوانند کمی برای ما دردسر ایجاد کنند. من هم گفتم: «اصلاً من علی پاکدامن هستم...»

تابناک: ایرانی‌ام...

ایرانم! ایرانی هستم اصلاً! با او شوخی می‌کردم.

تابناک: خیلی هم فوتبالی هستی، درست است؟

بله.

تابناک: یک جورهایی تاریخچه فوتبال را هم دنبال می‌کنی و می‌دانی...

نه، نه به آن شکل! ما هوادار فوتبال هستیم و فوتبال را دنبال می‌کنیم.

تابناک: استقلال یا پرسپولیس؟

فکر می‌کنم همه ورزشی‌ها و ورزشکاران ایران می‌دانند که با احترام صددرصدی به پرسپولیسی‌ها، من استقلالی هستم.

تابناک: اوضاع تیم‌تان هم امسال خوب است...

امسال تیم ما واقعاً خیلی خوب است. درباره آقای بختیاری‌زاده اگر بخواهم از ۱۰ نمره بدهم، به نظرم نباید ۱۰ داد؛ باید یک عدد جدید، مثلاً ۲۰، ۳۰ یا حتی ۱۰۰ برای او تعریف کرد! چون از نظر من، وقتی یک مربی تیمی را تحویل می‌گیرد، یک‌سری بازیکن ورودی و خروجی دارد و فصل را بر اساس بازیکنانی که با درخواست او وارد شده‌اند و پست‌هایی که در آن بازی می‌کنند، باید ارزیابی کرد.

تابناک: آن هم در شرایطی که پنجره نقل‌وانتقالات بسته بود.

بنده خدا که پنجره نقل‌وانتقالاتش بسته بود. مهران احمدی و روزبه چشمی مصدوم بودند. مهران احمدی سال گذشته بازیکن بسیار مهمی برای ما بود. منیر الحدادی رفته، رامین رضاییان رفته و نازون و جنپو هم که چندان شرایط خوبی نداشتند، جدا شدند. مثلاً امسال عارف آقاسی فوق‌العاده بازی می‌کند. سال گذشته شرایط چندان خوبی نداشت، اما امسال عالی بازی می‌کند. این موضوع تا حد زیادی به مربی برمی‌گردد. یعنی هنر بازی گرفتن از بازیکن، به مربی مربوط می‌شود.

تابناک: خیلی جدی داری درباره فوتبال کارشناسی می‌کنی!

نه، خب فوتبال را خیلی دنبال می‌کنم.

تابناک: با این همه علاقه به استقلال، نشده که به استقلالی‌ها بگویید همان‌طور که در همه رشته‌ها تیم‌داری کرده، یک تیم شمشیربازی هم تشکیل بدهد؟

تا مرز آن هم رفتیم. با آقای تاجرنیا صحبت کردیم، اما با رفتن من از ایران هم‌زمان شد و دیگر امکانش فراهم نشد.

تابناک: یعنی صحبتش شده بود؟

بله. جا دارد اینجا از آقای تاجرنیا هم تشکر کنم که این افتخار را به بنده دادند و ما خدمت ایشان رسیدیم. خیلی خوب و مثبت استقبال کردند، اما خب ما کم‌سعادت بودیم.

تابناک: یعنی استقلال می‌خواست یک رشته دیگر را هم به مجموعه خودش اضافه کند که این اتفاق نیفتاد...

بله، نشد. یک‌بار هم قرار بود لباس استقلال را بپوشم که آن هم توفیقش حاصل نشد.

تابناک: و حالا چون بحث فوتبال شد، تیم ملی فوتبال را هم دنبال می‌کنی؟

بله، تیم ملی را هم دنبال می‌کنم.

تابناک: نتایجش را چطور می‌بینی؟

البته بازی مقابل روسیه را ندیدم، اما نتیجه‌اش را از اخبار متوجه شدم.

تابناک: با این وضعیت در جام ملت‌ها و شرایطی که داریم، فکر می‌کنی تیم ملی چطور عمل کند؟

آرزوی موفقیت برایشان دارم و ان‌شاءالله موفق شوند. من دوست دارم تیم ملی کشورمان بهترین نتیجه را بگیرد. از نظر بازیکن و ابزار هم واقعاً بازیکنان بسیار خوبی در تیم ملی داریم؛ مثل مهدی طارمی که فوتبالیست بسیار خوبی است، سردار آزمون، محبی و... مهدی ترابی را هم این اردو دعوت کرده بودند؟

تابناک: ترابی مصدوم بود.

مصدوم بوده! مثلاً ترابی، علی قلی‌زاده، حالا اگر اللهیار صیادمنش دعوت شود، مهدی قایدی اگر برگردد، خط حمله ما واقعاً بازیکنان بسیار خوبی دارد. ان‌شاءالله آقای قلعه‌نویی، احمد نوراللهی را هم دوباره به تیم ملی برگرداند. او فوتبالیست بسیار خوبی است و می‌تواند در خط میانی واقعاً به تیم ملی کمک کند. در خط دفاع و دروازه‌بان هم بازیکنان خوبی داریم.

پاکدامن: بخش دوم

تابناک: ان‌شاءالله که موفق باشند.

بله، ان‌شاءالله که موفق باشند و بتوانند نتیجه خوبی بگیرند. دوره قبلی جام ملت‌ها فکر کنم سوم شدند؟

تابناک: جام ملت‌ها بازی رده‌بندی ندارد. چند دوره است که بازی رده‌بندی حذف شده؛ یعنی اگر در نیمه‌نهایی شکست بخورید، حذف می‌شوید و باید به کشورتان برگردید.

آها، یادم رفت. درست است. متأسفانه حذف شدند. به قطر باختیم و آن «اکرم عفیف»...

تابناک: بله. سردار آزمون هم اخیراً در مصاحبه‌ای گفت علی بیرانوند می‌گوید دو نفر من را بدبخت کردند؛ یکی اکرم خانمش و یکی اکرم عفیف!

آها! (خنده) چرا؟ اکرم عفیف فقط در آن بازی کاری کرد یا در باشگاهی هم مقابل بیرانوند کاری کرده؟

تابناک: نه، منظورش همان بازی بود. چون بازی بسیار مهمی بود.

دو گل زد و یک پاس گل داد؟

تابناک: فکر کنم؛ درست خاطرم نیست، اما تقریباً همه چیز به درخشش اکرم عفیف برمی‌گشت.

بله، همه‌چیز دست او بود. تک‌ستاره بود. من بازی اکرم عفیف را خیلی خوب یادم است. فکر کنم اگر اشتباه نکنم، یک‌بار در زمان وینفرد شفر در استقلال، با السد به ورزشگاه آزادی آمد و چه بازی‌ای می‌کرد. یادم هست. واقعاً عملکرد عجیبی داشت. یک بازیکن اماراتی هم بود که در خط میانی بازی می‌کرد...

تابناک: عبدالرحمن.

بله، عبدالرحمن.

تابناک: دو برادر بودند؛ یکی عمر عبدالرحمن و آن یکی محمد عبدالرحمن.

موهایش فر بود و در العین بازی می‌کرد. او هم خیلی خوب بود. عمر عبدالرحمن. آن دو نفر هم واقعاً عجیب بودند. یک‌سری چیزها یادم هست!

تابناک: واقعاً خیلی فوتبالی هستی! اگر نکته خاصی، حرفی یا موضوعی باقی مانده، بفرمایید.

نه، من ممنونم از شما. از همه عزیزانی که در این سال‌ها به بنده کمک کردند، تشکر می‌کنم و برای همه آنها آرزوی موفقیت دارم. برای کاروان ورزشی کشورمان هم آرزوی موفقیت می‌کنم؛ از همسر عزیزم هم همین‌جا تشکر می‌کنم. چون ما یک شش ماه قبل از سفر علی پاکدامن داشتیم و یک شش ماه بعد از سفر علی پاکدامن. واقعاً حضور همسرم خیلی به من کمک کرد که بتوانم از نظر روحی و روانی خودم را دوباره بسازم، حفظ کنم و ادامه بدهم.

گفت‌وگو: علیرضا محرمی

شمشیربازی علی پاکدامن فدراسیون شمشیربازی بازی های آسیایی بازی های آسیایی ۲۰۲۶ آیچی ناگویا
مشاهدهٔ منبع اصلی ↗