خبرگزاری مهر- گروه استانها: مسیر رسیدن به سکوی افتخار در مسابقات آسیایی ناگویا برای آیناز فرامرزی، نه یک جاده هموار، که مسیری پرفراز و نشیب از فداکاری های بی وقفه از دوران کودکی بوده است. او که ورزش را نه به عنوان یک سرگرمی، بلکه به مثابه اولویت نخست زندگی اش برگزید، در گفتگو با خبرنگار مهر از سال ها تلاش پشت پرده ای می گوید که در نهایت به درخشش در میدان های بین المللی ختم شد؛ مسیری که در آن نه مصدومیت های شدید زانو و نه خستگی های مفرط تمرینات دو نوبته، نتوانست اراده آهنین او را متزلزل کند.
فرامرزی با مرور سبک زندگی متفاوت خود از دوران دبستان، روزهایی را به یاد می آورد که تمرینات سخت ۴ تا ۵ ساعته، بخش جدایی ناپذیر برنامه روزانه اش بود؛ تا جایی که گاهی میان خستگی های ناشی از درس و ورزش، کتاب درسی به بالین خواب او تبدیل می شد. این قهرمان کبدی برای حفظ تمرکز بر هدفی که از سال ها پیش برای خود ترسیم کرده بود، حتی از نمادهای بصری و یادآوری های مداوم روی سقف اتاقش بهره می گرفت؛ ترفندی ذهنی که به او کمک کرد تا از هرگونه حاشیه فاصله بگیرد و تنها به تحقق رویای مدال آسیایی بیندیشد.
اما چشم انداز آیناز فرامرزی امروز فراتر از سکوهای قهرمانی است. او که آرزوهای دوران نوجوانی اش از رویای تکاوری تا رسیدن به تحصیلات عالیه را با عشق به ورزش پیوند زده، حالا با تجربه ای گران بها به آینده ای روشن تر می اندیشد؛ آینده ای که در آن نه تنها به دنبال ثبت بیشترین افتخارات و کاپیتانی تیم ملی است، بلکه تصمیم دارد با تاسیس یک آکادمی تخصصی، چراغ راه استعدادهای مستمند ورزشی شهرش باشد تا هیچ استعدادی به دلیل محدودیت های مالی در مسیر قهرمانی خاموش نشود.
هیچ وقت ناامید نشدم
آیناز فرامرزی، قهرمان کبدی در مسابقات آسیایی ناگویا در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن اشاره به آغاز مسیر ورزشی خود از دوران کودکی اظهار کرد: من از بچگی عاشق ورزش بودم. پدر و مادرم هر دو ورزشکار بودند و شاید از نظر بعضی افراد اشتباه باشد، اما انتخاب من بین درس یا ورزش همواره ورزش بود و اولویت اصلیام را روی ورزش گذاشتم. در این راه
قهرمان کبدی در مسابقات آسیایی ناگویا افزود: سختیهای فراوانی کشیدم و آسیبهای بسیار دشواری را پشت سر گذاشتم؛ حتی در همین اردوهای اول مسابقات ناگویا زانویم دچار آسیبدیدگی بسیار جدی و شدیدی شد، ولی با تمام این تفاسیر هیچوقت ناامید نشدم و کم نیاوردم.
وی افزود: تنها دلیلی که باعث شد کم نیاورم این بود که کسانی بودند که به من باور داشتند و به تواناییهای من ایمان داشتند و من باید فقط و فقط به خاطر آنها این مسیر را ادامه میدادم و موفق میشدم. قطعاً پشتوانه اول هر ورزشکاری خانوادهاش است؛ پدر و مادرم همیشه به من ایمان داشتند و از پس همه سختیها برآمدند و من هم تمام سختیها را به جان خریدم تا مایه افتخارشان شوم، آنها را خوشحال کنم و بتوانم گوشهای از زحماتشان را جبران کنم.
فرامرزی با تشریح جزئیات دقیق تمرینات سنگین خود از مقطع دبستان بیان کرد: من تقریباً روزی دو نوبت تمرین میکردم که هر نوبت آن حدود دو ساعت طول میکشید و در مجموع روزانه بین چهار تا پنج ساعت تمرین بسیار فشرده و سخت داشتم. در روزهایی که در مقطع دبستان درس میخواندم و باید به مدرسه میرفتم، نوبت اول تمرینم ساعت پنج صبح شروع میشد و یک ربع به هفت صبح به پایان میرسید و من رأس ساعت هفت به مدرسه میرفتم؛ نوبت دوم تمرینم نیز بعد از تعطیلی مدرسه بود که میآمدم، درسهایم را میخواندم و مجدداً به سالن تمرین میرفتم.
قهرمان کبدی در مسابقات آسیایی ناگویا ادامه داد: این روال بهقدری خستهکننده و فشرده بود که شاید باورتان نشود گاهی اوقات وقتی بعد از تمرین برمیگشتم و کتاب را برمیداشتم تا درس بخوانم، اصلاً سرم روی کتاب میماند و خوابم میبرد و یکباره چشم باز میکردم و میدیدم ساعت سه یا چهار صبح شده است. وضعیت بسیار سخت و طاقتفرسایی بود، ولی با برنامهریزی پیش رفتم، چون باور داشتم آدم هر چیزی را که واقعاً بخواهد میتواند به دست بیاورد. به خودم گفتم هیچ چیزی نباید من را متوقف کند؛ اگر درسم سنگین شد و اگر برنامههایم زیاد شد، باز هم هیچ چیز نباید مانع رسیدن من به مسابقات ناگویا شود و خدا را شکر به آن رسیدم.
وی به ابتکار جالب خود برای حفظ تمرکز و انگیزه اشاره کرد و گفت: نکته جالب این بود که من روی سقف اتاقم، یعنی جایی که صبحها وقتی بیدار میشوم و چشم باز میکنم اولین تصویری است که میبینم، لوگوی بازیهای آسیایی و هدفم که همان مدال طلا بود را چسبانده بودم. این کار را میکردم تا هر روز صبح به خودم یادآوری کنم که برای چه بیدار شدهام، قرار است برای چه چیزی تلاش کنم و هدفم چیست. من از همان دوران بچگی هدفگذاری میکردم؛ ابتدا هدفهای نزدیک و سپس هدفگذاریهای بزرگتر را تعیین میکردم. در این سه یا چهار سال اخیر نیز که هدف اصلیام رقابتهای ناگویا بود، لوگوی آن را چاپ کرده بودم و جلوی آینه، روی در کمد و سقف اتاق، یعنی در تمام جاهایی که مدام تردد داشتم، چسبانده بودم تا ذهنم اصلاً به سمت حاشیه نرود و دقیقاً بدانم چرا از صبح زود بیدار شدهام و تلاش میکنم.
فرامرزی با گلایه از عدم همراهی مجموعه دانشگاهی در درس میخواند اظهار کرد: از دانشگاه واقعاً ناراحت هستم، چون همکاری لازم را با من نداشتند؛ من به درسم علاقه زیادی داشتم و اگر آنها یک مقدار با من همکاری میکردند و حمایتم میکردند، قطعاً تا الان مدرک لیسانسم را گرفته بودم، اما این کار را نکردند.
قهرمان کبدی در مسابقات آسیایی ناگویا افزود: در دوران دبستان دانشآموز بسیار شر و شیطانی بودم، مدام اذیت میکردم و خرابکاریهای زیادی به بار میآوردم؛ انرژی بسیار زیادی داشتم و با اینکه بیشتر زمانم در باشگاه میگذشت و تمام انرژیام آنجا تخلیه میشد، باز هم در مدرسه دست از شیطنت برنمیداشتم که امیدوارم معلمانم من را ببخشند. من متولد سال ۱۳۸۲ هستم. در دوران دبیرستان رشته علوم انسانی را خواندم که ارتباطی با تربیتبدنی نداشت؛ دلیلش این بود که در آن دوران تصور و علاقهام این بود که پلیس شوم و رویایم این بود که کماندو و تکاور شوم، اما سال آخر متوجه شدم شرایط آنطور که تصور میکردم نیست و ورود به بخش تکاوری برای بانوان در کشور نشدنی است، بنابراین با توجه به اینکه دیر شده بود، در کنکور همان مسیر ورزش را در پیش گرفتم.
وی گفت: در زمان کنکور نیز نه خانواده و نه خودم فشاری نیاوردیم که حتماً باید دانشگاه دولتی قبول شوم؛ چون تمام تمرکز و اولویت روی ورزش بود، خانوادهام گفتند هر دانشگاهی که قبول شدی ما حمایتت میکنیم تا همین رشته علوم ورزشی را بخوانی، به همین دلیل با یک رتبه معقول وارد یکی از دانشگاههای مشهد شدم، اما در حال حاضر و بعد از این قهرمانی برنامهام این است که در صورت امکان برای ادامه تحصیل به دانشگاه فردوسی مشهد بروم.
فرامرزی درباره تعیین اهداف جدید ورزشی خود تصریح کرد: چند روز پیش داشتم فکر میکردم که اکنون باید برچسبهایی که روی سقف اتاقم چسبانده بودم را بکنم و چه هدفی را جایگزین آن نمایم. یکی از مربیان خوبم که همیشه مشوق اصلی من بوده و حتی پیش از آنکه قهرمان شوم و زمانی که هنوز وارد اردوی تیم ملی نشده بودم به من ایمان داشت و باور قهرمانی را در من زنده کرد، به من گفت هدف بعدیات باید این باشد که پرافتخارترین بانوی کبدی ایران شوی، مدالها و افتخاراتت را بیشتر کنی و به کاپیتانی تیم ملی برسی؛ به همین خاطر هدف قطعی بعدی من کاپیتانی و ثبت بیشترین افتخارات در تاریخ کبدی بانوان ایران است.
قهرمان کبدی در مسابقات آسیایی ناگویا با اشاره به اهداف و آرزوهای فردی و اجتماعی خود در آینده تأکید کرد: آرزو دارم در رشته تحصیلیام در دانشگاه مورد علاقهام یعنی دانشگاه فردوسی مشهد در رشته علوم ورزشی فارغالتحصیل شوم، مدرک زبانم را دریافت کنم و به همراه خانوادهام به کشورهای مختلف سفر کنم. در کنار اینها، یکی از بزرگترین آرزوهایم این است که آکادمی تخصصی خودم و باشگاه شخصیام را راهاندازی کنم تا بتوانم از بچهها و استعدادهای شهرم که از لحاظ مالی ضعیف و کمتوان هستند اما استعداد ورزشی دارند، کاملاً حمایت و پشتیبانی کنم. میخواهم آنها را تحت پوشش قرار دهم، تا مرحله قهرمانی بالا بکشم و یک مربی بسیار خوب برای آنها باشم تا استعدادشان بهخاطر شرایط مالی از بین نرود.
