به گزارش "ورزش سه"، طلسم دههها انتظار برای تکواندوی زنان ایران بالاخره در ناگویا شکسته شد؛ ساغر مرادی، دختر 18 ساله با اصالت تبریزی، در فینالی دراماتیک و پراضطراب برابر حریف ازبک، اولین طلای تاریخ تکواندوی زنان ایران در بازیهای آسیایی را به نام خود سند زد. مبارزهای که تا لحظه آخر از تب و تاب نیفتاد و در نهایت به یک قاب جاودانه بدل شد.
حالا پس از تاریخ سازی بزرگ، پای صحبتهای این قهرمان خوش آتیه نشستهایم تا از دقایق پراضطراب فینال و مسیری که او را به این سکوی طلایی رساند، بیشتر بشنویم. مشروح مصاحبه او با "ورزش سه" را در ادامه بخوانید:
* چه خبر ساغر؟ وضعیت خودت بعد از مسابقات چطور است؟
در کمتر از یک ماه در دو تورنمنت سنگین و مهم شرکت کردیم که شامل مسابقات جهانی و بازیهای آسیایی بود. به همین خاطر یکسری مصدومیتهای شدید دارم و باید آنها را درمان کنم تا به مسابقات بعدی برسم.
* پستی که بعد از کسب مدال گذاشتی هم به شکل عجیبی مورد توجه قرار گرفت.
بله، مردم خیلی به من لطف داشتهاند و نظرات مثبتشان را دریافت میکنم. بعد از مسابقه، یک پست درباره حرفهایم با خدا منتشر کردم که اتفاقا بازخوردهای خیلی زیادی گرفت. آن پست را داخل فرودگاه نوشتم. خیلی وقتها سکوهایی گرفتم که باب میلم نبوده اما باز هم خدا را شکر کردهام. این را متوجه شدم که یکسری مواقع خدا یک مدال را از تو میگیرد اما بهترین از آن را به تو میدهد. درباره ساینا هم مطمئن هستم که خدا بعدا برایش بهتر از اینها را جبران خواهد کرد.
* خبر داری که برخی رسانهها به اشتباه خبر حذف تو را کار کردند؟
بله، آن یک اشتباه خبری بود. حتی اعضای فامیل که آن خبر را دیده بودند به مادرم زنگ نزده بودند چون فک میکردند حالشان خیلی بد باشد. وقتی طلا گرفتم همه آنها تعجب کرده بودند. بالاخره آن خبر اشتباه، همه را به اشتباه انداخته بود.
* یکی از بلندقدترین تکواندوکارها هستی. این درست است که تکواندو مخصوص قدبلندهاست؟
اتفاقا اینطور نیست. همیشه برای من بازی کردن با حریفان قد کوتاه سختتر از قدبلندها دنبال میشود. آنها سرعت بیشتری دارند و چغرتر هستند. اتفاقا تکواندو هیچ ربطی به قد و قامت ندارد.
* امسال برایت چطور سپری شده؟
از ابتدای امسال و حتی زمان جنگ هم در اردو بودیم. چند تورنمنت جهانی و آسیایی پشت سر هم رفتیم. ابتدا حدود 45 روز در کمپ ترکیه بودیم و از آنجا به پاکستان رفتیم. سپس مسابقات چین را داشتیم و بلافاصله اردوی بعدی را شروع کردیم و بعد هم به ناگویا رفتیم. الان هم از چند روز دیگر اردوی بعدی شروع میشود.
* خسته کننده نیست؟
حضور در این اردوها هم سخت است و هم خوش میگذرد. استاد ساعی واقعا خوب است. اگر یک مربی داشتیم که بیدلیل اذیت میکرد قطعا به ما سخت میگذشت اما استاد ساعی آنقدر خوب و باانرژی است که اگر سر تمرین بخواهد حال ما بد شود با رفتارهایش حالمان را خوب میکند. با همه ما هم رفیق هستند و هم نقش خواهر بزرگتر را دارند.
* در این مسیر نگرانی و ترس هم داری؟
خب حاشیه بزرگترین دشمن یک ورزشکار است مخصوصا اگر خودت نقشی نداشته باشی و آن را برایت ساخته باشند. باید در مقابل این اتفاقات قوی بود. از همان روز اول گفتم قرار نیست من در تیم ملی جای کسی را بگیرم، میخواهم جای خود را بسازم و آن را حفظ کنم. به خدا گفتم اگر این جایگاه حتی یک درصد حق من نیست، آن را از من بگیر و اگر حق من است، کمک کن به مدال برسم.
* در این باره تجربههایی هم داری که مثال بزنی؟
شاید کسی نداند اما من از عمق سیاهی بلند شدم. مشورتهای اشتباه، آدمهای اشتباه اطرافت و اعتماد بیجا به آنها میتواند تو را وارد یک سیاهی کند. نمیتوانم این ماجرا را باز کنم. یکسال و نیم پیش به طور کامل از تیم ملی دور بودم و دوستان اشتباهی اطرافم من را وارد فضایی کردند که متعلق به من نبود. خدا را شکر میکنم که در آن مقطع، استاد ساعی و آقای ساعی من را نصیحت کردند و من هم به راهنمایی آنها گوش دادم تا همه چیز اصلاح شود. آنها من را از سیاهی بیرون کشیدند و راه را برای من ساختند.

* یک سوال کلیشهای: چه شد که رفتی سراغ تکواندو؟
پدرم فوتبالیست و مادرم والیبالیست بودند و از همان کودکی روحیه ورزشکاری در من شکل گرفت. حتی به ورزشگاه میرفتم و بازیهای تیم پدرم که در لیگ دو بود را تماشا میکردم. از 7 سالگی ورزش را شروع کردم و در تکواندو ثبت نام کردم. همان روز ثبت نام کارم را شروع کردم. از همان زمان نسبت به بقیه قدبلند بودم و مادرم خواست که فقط برای اوقات فراغت به تکواندو نروم. این شد که خیلی زود وارد این رشته شدم.
* رشته جانبی یا تفریحی هم داری؟
رشته مورد علاقه من برای تفریح، فوتبال است و البته فقط پرسپولیس را دنبال میکنم. پرسپولیسی هستم و چندبار هم به استادیوم رفتهام. فوتبال دیدن فقط در استادیوم لذت دارد. تماشا از تلویزیون را خیلی دوست ندارم. البته من پرسپولیسی هستم اما اسم بازیکنانش را نمیدانم (با خنده). پرسپولیسی بودن بیشتر جلوی استقلالیهاست.
* از فوتبال گفتی. از سردار آزمون هم هدیه یک میلیاردی گرفتی.
یک صحبت کوتاه با یکدیگر داشتیم و گفتند که این هدیه را در نظر گرفتهاند. خیل خوشحالم شدم و از ایشان بابت نگاه ویژهای که داشتند خیلی ممنونم. کار بزرگی کردند.
* صحبتهای هادی ساعی با تو بعد از مدال آوری هم جالب بود. رابطه او با شما صمیمی است یا چون رئیس است اصلا نمیتوان به ایشان نزدیک شد؟
از آقای ساعی هرچه بگویم کم است. احساس میکنم ایشان مثل پدر کنارم هستند. اگر نبودند شاید در تیم ملی دوام نمیآوریم چون ایشان هم انگیزه و هم اعتماد و اطمینان به ما میدهند. کمک کردند که من راهم را پیدا کنم. اشتراک تجربیاتشان برای ما نعمت بزرگی است. حضور ایشان برای همه ما یک اتفاق ویژه است.
* هنگام مبارزهها هم از آن بالا مدام خطاب به تکواندوکار فریاد میزند و نکاتی میگوید. اصلا میشنوید چه میگوید؟
میشنویم و انجام میدهیم چون میدانیم که انجام دادنش به نفعمان است. در راهنماییهای ایشان چه زمان مبارزه و چه خارج از مبارزه هیچ شکی نداریم و همه آنها را به طور کامل انجام میدهیم. در همین مسابقات به من میگفتند اول پایین را بزنم و بعد صورت را بزن. واقعا از این توصیه به نتیجه رسیدم مخصوصا در نیمهنهایی و فینال.
* کمی هم از روتین روزانه عادی خودت بگو.
انگار زندگی غیرورزشی و غیرحرفهای را بلد نیستیم و همه چیز را یادمان رفته است. سبک زندگی ما این مدلی است و اگر یک هفته به دور از تکواندو باشم عذاب وجدان میگیرم. پنج سال است در اردوهای تیم ملی هستم و به این روتین زندگی عادت کردهایم. تعطیلات ما در سال نهایتا یک هفته است.
* در خصوص درآمدی که از تکواندو داری راضی هستی؟
درآمد ما در لیگ خیلی پایین است. خود من سه سال است بدون قرارداد حضور دارم. ما در لیگ اسپانسر خیلی قوی نداریم و قراردادهایمان بالا نیست. شاید خندهتان بگیرد ولی قرارداد ما برای لیگ حدود 50 تا 100 میلیون تومان است. درآمد ما مسابقات برون مرزی و جوایز این مسابقات است. حضور در این رشته فقط به عشق و علاقه نیاز دارد.
* برای آینده هم که حتما روی طلای المپیک متمرکزی؟
اصلا نمیتوان این را با قاطعیت گفت. تا المپیک هزار اتفاق میافتد. تمام تلاشم این است که به المپیک برسم. تلاش من برای رسیدن به المپیک است و امیدوارم قسمت من باشد. به گرفتن اولین طلای زنان ایران در المپیک فکر میکنم اما این را میدانم که همه دخترها به این موضوع فکر میکنند. حتی اگر در المپیک باشم و بقیه دخترها طلا بگیرند از ته دلم خوشحال خواهم شد. اگر کسی این کار را نکند تمام تلاشم را میکنم تا خودم اولین نفر باشم.
