به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، فوتبال همان بهتر که نباشد اگر وضعیت این است. فوتبال را نمیخواهیم. بخورد توی سرشان. هیچ لذتی از فوتبال نمیبریم. اینها جملههایی است که در سالهای اخیر زیاد شنیده شده و فدراسیون فوتبال با شیوه مدیریتش همه را ناامید کرده؛ هر روز هم به تعداد گویندگان این جملهها افزوده میشود. ماجرا فقط مربوط به امروز و دیروز هم نیست، سالهاست که مردم با این فوتبال خو نمیگیرند و روزهای تاریک فوتبال، حال همه را بد کرده و کمتر کسی را میتوان یافت که همانند گذشته، عاشق فوتبال باشد و آن را با جدیت دنبال کند.
زیر پوست فوتبال ایران چه میگذرد؟
شاید موضوع معیشت باشد و مسائل اقتصادی هم باعث دوری عدهای از عشق گذشتهشان شده باشد، اما قطع به یقین این مشکل اصلی نیست. مشکل اصلی با گردانندگان فوتبالی است که دوشنبه شب، روی آنتن زنده تلویزیونی چنان یکدیگر را رسوا کردند که مشخصاً این رسوایی هم همه چیز نبود. اگر فقط مسائل قابل بیان این همه سیاه و تاریک است، ببینید که در پس پرده چه میگذرد و زیر پوست فوتبال چه خبرهایی میتوان یافت.
- بیشتر بخوانید:
تصمیم شجاعانه در فدراسیون فوتبال؛ مهدی تاج استعفا میدهد
حجت کریمی و علی خطیر، هر دو به عنوان عضو هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال در وضعیت امروز فوتبال نقش دارند. هرچند شاید یکی با سهم بیشتر و دیگری با سهم کمتر؛ به اصطلاح مدیرانی که در این سالها یا در باشگاهها فعال بودند یا در فدراسیون فوتبال نقشی تعیین کننده ایفا کردند. حداقل در دو سال اخیر نقش آنها انکارناپذیر است که به عضویت هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال در آمدهاند و کم و بیش در تصمیمات دخیل بودهاند. حالا یکی دیگری را به دلالی متهم کرده و دیگری آن یکی را به زد و بند در رستوران و ورود به هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال با دادن کباب و قلیان!
ماجرای به جان هم افتادن حجت کریمی و علی خطیر البته نباید ناراحت کننده باشد؛ اتفاقاً باید خوشحال بود که آنچه در پس پرده فوتبال میگذرد، اینگونه عریان شده و اعضای هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال به خوبی یکدیگر را رسوا میکنند تا همه ببینند در تاریکخانه فوتبال چه میگذرد. در برنامه فوتبال برتر که مناظرهای میان منتقدان فدراسیون فوتبال با عضو هیئت رئیسه و سخنگوی این فدراسیون بود، وقتی که علی خطیر سعی کرد در پاسخ به انتقادهای واعظ آشتیانی و مجید جلالی فرافکنی کند و واعظ آشتیانی را به ناآگاهی متهم کرد، مدیرعامل سابق باشگاه استقلال او را ایجنت خطاب میکند که این واژه برای عضو هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال بسیار سنگین آمد.
اتهام دلالی و خرید و فروش رأی با کباب و قلیان
با این حال، این فقط واعظ آشتیانی نبود که به علی خطیر ایجنت یا همان دلال گفت. وقتی حجت کریمی هم به عنوان عضو مخالف هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال روی خط تلفن برنامه آمد خطاب به خطیر گفت: «شما همان ایجنتی هستی که گالیاردی را به تیم ملی آوردی ولی یک روز هم نماند و ۳۵۰ هزار یورو به فدراسیون خسارت زد.» با اینکه خطیر این موضوع را رد نکرد و صرفاً واکنشش به این اتفاق این بود که گالیاردی مربی خوبی بوده یا نه، سعی کرد به شکل دیگری پاسخ حجت کریمی را بدهد و علیه او دست به افشاگری بزند. خطیر گفت: «وقتی با دادن کباب و قلیان راحت میتوانید رأی بگیرید و وارد مجمع شوید، یعنی فوتبال ولنگ و باز است!»

این فوتبال و این هیئت رئیسه، حاصل مدیریتی است که در رأس آن قرار گرفته است؛ مهدی تاج. رئیس فدراسیونی که در دو دهه اخیر در جایجای آن حضور داشته و در یک دهه اخیر هم به جز یک دوره ۲۰ ماهه، بر فوتبال ریاست کرده است. ریاست بر فوتبالی که میتوان پسرفت را در آن به وضوح مشاهده کرد و دست کم نتایجی که حاصل شده، نشان میدهد که این فوتبال با چه شیوهای پیش رفته و اکنون کجای کار قرار دارد.
به هم ریختگی در فوتبال پس پرده ریاست مهدی تاج
دیگر جایی برای دفاع از فوتبال و عملکرد مدیران فعلیاش باقی نمانده؛ از ماجراهای تیم ملی و تیم ملی امید و نتایج آنها بگیرید تا وضعیت تیمهای پایه. از لیگ نامنظم و پر از خشونت آن بگیرید تا فوتبال ردههای پایه. مسائل داوری آن پر از رسواییهای عجیب است و دیگر جایی برای دفاع از فوتبال باقی نمیماند.
جالب است که در این سالها خیلیها منتظر مشخص شدن تکلیف فوتبال هستند. اینکه فوتبال ایران بالاخره یک نفسی تازه کند و آدمهای جدید سر کار بیایند، اما افسوس که مهدی تاج دستبردار نیست و اکنون پنجمین دوره حضورش در هیئت رئیسه را هم تجربه میکند، آن هم در شرایطی که حتی اساسنامه فدراسیون تأکید دارد هیچ فردی نمیتواند سه دوره بیشتر عضو هیئت رئیسه باشد. فوتبالی سراسر تناقض و سراسر سیاهی که به نظر میرسد با این وضعیت دیگر چیزی از این فوتبال باقی نماند.
راهنمایی درست علیرضا دبیر درباره فوتبال
وضعیت این روزهای فوتبال ایران آنقدر بغرنج شده که صدای ورزش مملکت را بلند کرده است؛ درست یا غلط، علیرضا دبیر محبوب باشد یا نامحبوب، مواضعش مورد پسند باشد یا نه، به درستی به وضعیت فوتبال اشاره کرد. رئیس فدراسیون کشتی در مصاحبه اخیر خود گفته بود: «درباره فوتبال یک بار نظام باید بنشیند و دربارهاش تصمیم بگیرد. واقعا باید تصمیم بگیرد و اینطوری نمیشود. باید خودمان، چه آنهایی که آن طرف میز هستند چه کسانی که این طرف، پاسخ دهنده باشند. تکلیفشان مشخص شود که چه چیزی از فوتبال میخواهند. این خیلی مهم است و اگر مشخص شود، راحت میشود کار کرد.»

به واقع چه چیزی از فوتبال مانده است؟ فوتبالی که روزی عامل نشاط جامعه بود و حتی روزهای سخت اقتصادی هم با فوتبال فراموش میشد، حالا خودش تبدیل به معضلی شده که باعث ناهنجاریهای اجتماعی است. فوتبالی که دیگر خیلیها به آن فکر نمیکنند و استقلال و پرسپولیس و تیم ملیاش را هم دنبال نمیکنند. یک علت آن شاید به وضعیت اقتصادی بازگردد که آن هم شیوه مدیریت فوتبال در آن دخیل است.
پاداش ۱۵۰ میلیاردی قلعهنویی نمکی روی زخم
وقتی که وضعیت معیشت خوب نیست، اما هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال تصمیم میگیرد ۱۵۰ میلیارد تومان به امیر قلعهنویی پاداش بدهد. وقتی حال مردم از این ریخت و پاشها بد است و سرمربی تیم ملی میگوید همین که حاضر شده این پاداش را ریالی بگیرد و یک میلیون دلار را تبدیل کرده، ایثار کرده است. این چیزها حال مردم را بد میکند، وقتی که گردانندگان و مجریان آن، همراه که نیستند هیچ، نمک هم روی زخم مردم میپاشند.
