به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، ماجرای نامه باشگاه استقلال به کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) برای فراهم کردن امکان پرواز مستقیم به قطر، دیگر یک مسئله ساده یا لجستیکی نیست؛ یک تیم فوتبال باید برای برگزاری مسابقه به کشور دیگری سفر کند، در حالی که به دلیل محدودیتهای پروازی و تحریم هوایی ایران از سوی ایالات متحده آمریکا، مسیر مستقیم در دسترس نیست.
اگر این اتفاق را در کنار مجموعه اتفاقات ماههای یا حتی سالهای اخیر بگذاریم، دیگر نمیتوان آن را فقط یک مشکل پروازی دانست، آن هم وقتی که هر شرایطی AFC وضع کرد از سوی فدراسیون فوتبال پذیرفته شد و شرایط سختتر شد. استقلال و تراکتور در لیگ نخبگان آسیا و گلگهر سیرجان در لیگ قهرمانان آسیا ۲، نمایندگان فوتبال ایران در مسابقات باشگاهی قاره هستند؛ اما فوتبال ایران عملاً وارد شرایطی شده که برای انجام سادهترین وظیفه یک باشگاه در مسابقات بینالمللی، یعنی رسیدن به محل مسابقه، برگزاری بازی و بازگشت به کشور، باید با مجموعهای از محدودیتهای امنیتی، سیاسی، پروازی و تحریمی دستوپنجه نرم کند.
از گرفتن میزبانی تا دشوار شدن سفر
مشکل فقط این نیست که استقلال نمیتواند مستقیماً از ایران به قطر پرواز کند. پرسش بزرگتر این است که فدراسیون فوتبال ایران برای جلوگیری از تبدیل شدن این وضعیت به یک رویه دائمی چه کرده است؟
این نخستین بار نیست که فوتبال ایران در آسیا برای برگزاری مسابقاتش با مشکلات مشابه وضعیت فعلی مواجه میشود. در همین فصل، باشگاههای ایرانی پذیرفتهاند بنا به شرایط جنگی مسابقات خانگی خود را خارج از ایران برگزار کنند، در حالی که تمام منطقه در ماههای اخیر درگیر جنگ بوده، اما سلب میزبانی فقط شامل ایران شده است. همان روندی که تابناک در گزارشی با عنوان «سلب میزبانی از استقلال و تراکتور با بله قربانگویی/ چرا تاج قدرت دفاع از حقوق فوتبال ایران را ندارد؟» منتشر کرد و این پرسش مطرح شد که AFC با چه معیار مشخصی به این نتیجه میرسد که ایران برای میزبانی مناسب نیست و چرا این معیارها در قبال کشورهای دیگر منطقه چگونه اعمال میشوند.
به عربستان حمله شد، میزبانی سر جای خودش ماند
گزارش تابناک با عنوان «عادیسازی عدم امنیت در ایران با دستفرمان فوتبال/ تاج، تاجرنیا و کریمی تابع امر AFC» به این موضوع اشاره داشت که مدیران فوتبال ایران خود عاملی هستند تا فشار از هر طریقی روی باشگاهها و تیم ملی افزایش پیدا کند. اگر اینطور نبود و شیوه دفاع کردن از حقوق ایران را بلد بودند، کار چندان سخت و پیچیده نبود. در همین روزهایی که AFC بنا به شرایط جنگی میزبانی را از باشگاههای ایرانی گرفته، حملهای که منجر به وضعیت جنگی شود، به ایران صورت نگرفته، اما در همین ایام شهر ریاض در عربستان سعودی مورد حمله یمنیها قرار گرفت و وضعیت در این کشور بحرانیتر بوده؛ با این حال میزبانی عربستانیها سر جای خود باقی مانده و فقط تیمهای ایرانی هستند که بی چون و چرا پذیرفتهاند بازیهای خانگی خود را خارج از مرزهای کشور برگزار کنند.
حالا مشکل دیگری هم به مشکلات پیشین اضافه شده که باشگاههای ایرانی محدودیت پروازی دارند، اما پرسش این است که وقتی آنها میخواهند برای انجام بازی خود به کشور دیگری سفر کند، آیا نباید شرایط پروازی فراهم شود؟ اگر یک باشگاه قطری یا اماراتی، میزبان یک باشگاه ایرانی است، باید مجوز ورود به این کشور از مسیر هوایی هم صادر شود، نه اینکه حالا این موضوع تبدیل به یک وضعیت پیچیده شود.
مسئولیت دفاع از منافع فوتبال ایران با کیست؟
نکته حائز اهمیت اینکه برای صدور مجوز حرفهای باشگاهها که از الزامات AFC محسوب میشود، داشتن فرودگاه و حداقل سه هتل پنج ستاره، جزو الزامات محسوب میشود. یعنی کشور میزبان باید بتواند شرایط حضور میهمان را فراهم کند، اما اینکه حالا قطر یا هر کشور دیگری به تیمهای ایرانی اجازه پرواز مستقیم ندهد، ناقض قوانین است. اینجا AFC موظف است که شرایط را تسهیل کند و کشور میزبان را مجاب کند که اجازه پرواز را صادر کند و در غیر این صورت تصمیم دیگری اتخاذ کند. با این حال اگر براساس تصمیمهای پیشین AFC بازهم راه چارهای برای حفظ منافع باشگاههای ایرانی پیدا نکند، مسئولیت دفاع از منافع فوتبال ایران بر دوش چه کسی خواهد بود؟ آیا این وظیفه فدراسیون فوتبال ایران نیست که حداقل برای تسهیل رفتوآمد باشگاهها، با هماهنگی AFC یک سازوکار مشخص و پایدار ایجاد کرده باشد؟ فدراسیونی که رئیسش نایب رئیس AFC است، اما انگار این پست بینالمللی سودی برای فوتبال ایران به همراه ندارد.

استقلال؛ از بصره تا قطر، یک مسیر غیرعادی
استقلال نخستین بازی خود در لیگ نخبگان آسیا را مقابل السد انجام داد؛ دیداری خانگی که به جای تهران در بصره انجام شد و آبیپوشان به پیروزی ۳ بر صفر رسیدند؛ شاگردان سهراب بختیاریزاده براساس برنامه، دومین بازی خود را روز ۲۰ مهر در دوحه برگزار میکنند که میهمان الغرافه هستند و باید راهی قطر شوند، اما برای پرواز به چالش خوردهاند. باشگاه استقلال در نامهای به AFC اعلام کرده که بسته بودن برخی مسیرهای هوایی و ممنوعیت پروازهای ایرانی به برخی کشورها، امکان سفر مستقیم به قطر را با مشکل مواجه کرده و خواستار فراهم شدن شرایط پرواز مستقیم شده است.
اصل درخواست استقلال کاملاً روشن است؛ تیمی که باید در یک مسابقه رسمی آسیایی حاضر شود، نمیخواهد چند ساعت بیشتر در مسیرهای غیرمستقیم، زمینی یا فرودگاههای واسط تلف کند. اما اگر امکان پرواز مستقیم وجود نداشته باشد، گزینهها به شکل عجیبی محدود میشوند؛ پروازی غیرمستقیم از کشوری دیگر، سفر زمینی به یک کشور ثالث و سپس پرواز به قطر و حتی در سناریوهای خاص، مسیرهای دریایی که با پروتکلهای مجوز حرفهای همخوانی ندارد. البته که اشاره به مسیر دریایی صرفاً یک شوخی تلخ است تا عمق فاجعه نمایان شود، اما پرسش اصلی باید همین باشد که برای این شرایط چه فکری باید کرد؟ آیا استقلالیها برای سفر مستقیم به قطر باید سوار کشتی شوند و با عبور از خلیج فارس خودشان را به دوحه برسانند؟
فوتبال حرفهای ایران اساساً در حال پرداخت هزینه محدودیتهایی است که ورزشی نیستند، اما انتظار و البته وظیفه فدراسیون فوتبال این بوده که AFC را مجاب کند تا با چنین اتفاقاتی مقابله کند. همانطور که در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، فیفا کشور میزبان را مجبور به پذیرش هواداران اسرائیلی کرد، در حالی که قطریها هیچ گونه رابطهای با اسرائیل نداشتند و روادید هم برای آنها صادر نمیشد، اما زیر سایه قوانین فوتبال مجبور شدند چنین چیزی را بپذیرند. حالا هم اگر تحریمها مانع پرواز مستقیم تیمهای ایرانی به قطر یا هر کشور دیگری میشود، AFC باید کشورهای میزبان را مجاب به پذیرش پروازهای ایرانی کند که مسیر دفاع هم باید از فدراسیون فوتبال بگذرد که در رأس آن مهدی تاج به عنوان نایب رئیس AFC حضور دارد.
تحریم مسئله است؛ دیپلماسی فوتبال کجاست؟
طبیعی است که تحریمهای آمریکا و محدودیتهای اعمالشده علیه صنعت هوانوردی ایران، تصمیماتی نیستند که فدراسیون فوتبال ایران بتواند آنها را لغو کند. در روزهای اخیر حتی پروازهای ایران به بغداد و مسقط نیز با محدودیت مواجه شده و گزارشها از تشدید فشارهای مرتبط با تحریمهای هوانوردی ایران حکایت دارد. هشدارهای ایمنی هوانوردی نیز همچنان بخشهایی از حریم هوایی خلیج فارس، از جمله قطر و کشورهای اطراف را تحت تأثیر قرار داده است. بنابراین نمیتوان انتظار داشت فدراسیون فوتبال ایران با یک نامه، تمام این محدودیتها را از بین ببرد، اما این موضوع، مسئولیت فدراسیون را از بین نمیبرد؛ برعکس، دقیقاً از همینجا مسئولیت آغاز میشود. دیپلماسی فوتبال قرار نیست تحریم آمریکا را لغو کند؛ قرار است آثار آن را تا حد ممکن برای فوتبال ایران مدیریت کند که این دو موضوع با یکدیگر تفاوت دارند.

سؤال اصلی: تاج در AFC دقیقاً چه میکند؟
چرا دوباره نام مهدی تاج به میان میآید؟ پاسخ این پرسش کاملاً روشن است؛ رئیس فدراسیون فوتبال ایران بنا به جایگاه حقوقی خود نه جایگاه حقیقیاش، وارد ساختار مدیریتی AFC شده و سالهاست به عنوان نایب رئیس در آنجا حضور دارد. در چنین شرایطی، انتظار از تاج این نیست که حریم هوایی قطر را باز کند یا تصمیم دولتهای مختلف درباره پروازهای ایرانی را تغییر دهد. انتظار بسیار سادهتر است؛ فدراسیون فوتبال ایران چه سازوکاری برای تسهیل سفر باشگاههای ایرانی به مسابقات آسیایی ایجاد کرده است؟ آیا با AFC برای ایجاد «پروتکل سفر باشگاههای ایرانی» مذاکره کرده است؟ و مهمتر از همه؛ چرا هر بار باید باشگاه ایرانی با وقوع بحران تازه، نامهای جداگانه به AFC بزند و برای حل یک مشکل بدیهی درخواست کمک کند؟
مسئله فقط استقلال نیست و آبیها تنها یکی از سه نماینده ایرانی حاضر در مسابقات باشگاهی آسیایی هستند. تراکتور نیز در لیگ نخبگان حضور دارد و گلگهر سیرجان نماینده ایران در لیگ قهرمانان آسیا ۲ است. در چنین شرایطی که حتی بازیهای خانگی هر سه باشگاه خارج از ایران برگزار میشود، تعداد سفرهای بینالمللی بیشتر خواهد شد و مشکلات احتمالی نیز میتواند افزایش پیدا کند.
در سالهای گذشته، در بسیاری از موارد وقتی تصمیمی علیه فوتبال ایران گرفته شده، واکنش غالب این بوده که باشگاه ایرانی خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. زمین بیطرف؟ انتخاب زمین بیطرف. سفر به کشور ثالث؟ انجام سفر. تغییر برنامه؟ تطبیق برنامه. محدودیت پرواز؟ پیدا کردن مسیر جایگزین. تمام شرایط و اعمال زور AFC از سوی فدراسیون فوتبال پذیرفته شده و یک پیام خطرناک را به این ساختار داده است؛ «هر تصمیمی گرفته شود، فوتبال ایران خودش را با آن تطبیق میدهد.»
خاصیت تاج برای فوتبال ایران در ساختار AFC
مهدی تاج شهریور ۱۴۰۱ و در بازگشت دوبارهاش به فوتبال پس از استعفا و پرونده عجیب مارک ویلموتس، درباره نایب رئیسی AFC گفته بود اگر حضورش در این ساختار خاصیتی برای ایران نداشته باشد، بهتر است در آنجا نباشد. امروز شاید زمان مناسبی باشد که همان جمله دوباره به یاد آورده شود. خاصیت این جایگاه مدیریتی برای فوتبال ایران در چنین روزهایی چیست؟ اگر باشگاههای ایرانی از میزبانی محروم میشوند، فدراسیون چه کرده است؟ اگر تیمهای ایرانی برای سفر به کشور میزبان با محدودیت مواجه میشوند، چه کرده است؟ نمیشود به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال به نایب رئیسی AFC رسید و قدمی برای فوتبال ایران برنداشت و مقابل هر تصمیمی هم که اتخاذ شد، گردن را پایین انداخت و گوش به فرمان بود.
بیشتر بخوانید:
سرنوشت بازی ایران و قطر در دستان فیفا!/ بی خاصیتی تاج عیان شد؟
پای اعتبار فوتبال ایران در میان است
ممکن است استقلال در نهایت با یک مسیر غیرمستقیم خود را به قطر برساند و مسابقه الغرافه را هم برگزار کند. حتی ممکن است این سفر هیچ اثر مستقیمی روی نتیجه مسابقه نداشته باشد. اما مسئله اصلی همین یک سفر نیست. مسئله این است که فوتبال ایران نباید به مرحلهای برسد که حضور در مسابقات بینالمللی، برای باشگاههایش به یک عملیات لجستیکی پیچیده تبدیل شود؛ آن هم در شرایطی که رقبای آسیایی با استانداردهای بسیار متفاوتی در حال برنامهریزی برای مسابقات خود هستند. سؤال امروز از فدراسیون فوتبال ایران دقیقاً همین است؛ در برابر این وضعیت چه کردهاید جز پذیرش ظلم و زورگویی؟
