حسین عبدی و امیر قلعهنویی، بهعنوان سرمربی تیم امید و تیم ملی، در دو نقطه وجه اشتراک دارند و در یک نقطه هم با یکدیگر اختلافی آشکار!
نقطه اختلاف بر سر استعفاست؛ عبدی که میدانست فدراسیون پس از بازگشت تیم امید قرار است طبق بیانیه منتشرشده، «تصمیم شجاعانه» بگیرد، با استعفای خود عملاً پیشدستی کرد و از تیم امید رفتنی شد. او مسئولیت فنی نتایج تیمش را پذیرفت و دست فدراسیون را برای انتخاب سرمربی جدید باز گذاشت.
اما از آنجا که جای پای قلعهنویی سفت و محکم است، شکست ۳ بر یک مقابل ازبکستان هم باعث نشد او خم به ابرو بیاورد؛ شکستی که یک بار دیگر ناکامی تیم ملی برابر ازبکها را تکرار کرد.
و اما دو وجه اشتراک این دو مربی؛
نخست، شکست برابر دو حریف ساده و پیشافتاده برای فوتبال ایران: کرهشمالی و ازبکستان.
و دوم، تعریف و تمجید هر دو مربی از کرهشمالی و ازبکستان بهعنوان تیمهایی که در حال پیشرفت و شکوفایی هستند!
این مورد آخر را بهویژه در مصاحبههای امیر قلعهنویی بهصورت پیاپی مشاهده میکنیم؛ تعریف و تمجید از حریفانی مانند فلسطین و افغانستان و حالا اشاره به پیشرفت فوتبال در دیار ازبکها.
اما حقیقت ماجرا این است که ما تیم ملی را تشکیل نمیدهیم تا حساب و کتاب پیشرفت تیمهای آسیایی را بیرون بکشیم!

طبق یک فرمول کاملاً طبیعی، فوتبال دنیا در حال پیشرفت است و اینکه ازبکستان هم روی نوار پیشرفت قرار گرفته، جای تعجب ندارد. اتفاقاً باید به پیشرفت فوتبال کشورهای دیگر احترام گذاشت و آن را دید؛ اما مسئله اینجاست که ما چرا هر بار پس از ناکامی، به جای بررسی ضعفهای خودمان، مشغول تعریف از قدرت حریف میشویم؟
اگر قرار باشد برای هر مسابقه، به جای اینکه به ضعفهای خودمان برسیم، روی نقاط قوت تیمهای حریف تمرکز کنیم، خب از این پس شکستهای فاجعهبار هم باید تبدیل به اتفاقی طبیعی و قابل توجیه شوند!
چون آنها پیشرفت میکنند؛ اما ما در حال جا زدن و عقبگرد هستیم. این دقیقاً همان نقطهای است که باید دربارهاش هشدار داد.
قرار نیست سرمربی تیم ملی پس از هر شکست، برای حریف گزارش فنی صادر کند و از پیشرفت فوتبال آنها بگوید. ما تیم ملی داریم که ببریم، نه اینکه بعد از باخت برای تیم برنده دلیل و توجیه پیدا کنیم!
در نتیجه، برای دوری از چنین شائبهای بهتر است از این پس به جای جستوجوی قدرت و پیشرفت حریفان ایران، روی قدرت تیم خودمان تمرکز کنیم؛ روی برنده شدن و البته جام گرفتن.
ما سرمربی انتخاب نکردهایم که از قدرت حریفان ایران برایمان سخن بگوید؛ سرمربی داریم که باید تیم ملی را در همین بازیهای نهچندان سخت و دستوپاگیر، مثل مسابقه با ازبکستان، برنده از زمین خارج کند.
نه اینکه مقابل ازبکها، شکست را به یک عادت تبدیل کنیم و بعد هم درباره پیشرفت فوتبال آنها سخنرانی کنیم!
