جام جم آنلاین – سیستم علی اصغری را به یاد میآورید؟ این عبارت کنایه آمیز در دهه هفتاد و هشتاد معمولا در رابطه با علی پروین گفته میشد. خیلی بی رحمانه است که بگوییم پرسپولیس تحت هدایت او که قهرمانیهای متعددی هم به دست آورد تاکتیک مشخصی نداشت، اما به هرحال آن زمان معروف به همین سیستم بود، سیستمی که اساس آن ارسال سانترهای پی در پی است. حالا تیم تحت هدایت امیر قلعه نویی نیز چنین ویژگی را دارد. سانتر و فقط سانتر.
تلخی چند برابری یک شکست
شکست سه بر یک مقابل ازبکستان در دیدار دوستانه از جهات زیادی تلخ است. تلخ از این جهت که باز هم مقابل ازبکستان شکست خوردیم و ثابت شد که به سرعت در حال دور شدن از برخی تیمهای آسیایی هستیم، تیمهایی که قبلا در فوتبال این قاره محلی از اعراب نداشتند. اما قهقرای تاکتیکی تیم ملی ایران هم به تلخی ماجرا افزود.
فابیو کاناوارو که دست قلعه نویی را خوانده بود آنچنان آنالیز دقیقی انجام داد که تیمش یک پیروزی دیگر مقابل ایران به دست آورد، اینبار سه بر یک.
فابیو کاناوارو خوب میداند مهمترین تهدید شاگردان امیر قلعهنویی روی ضربات ایستگاهی و ارسالها شکل میگیرد و به همین دلیل برای مهار این بخش برنامه ویژهای داشتند.
سیستم امیر قلعه نویی سهم چندانی برای گردش هدفمند توپ و خلق موقعیت از ترکیبهای تاکتیکی قائل نیست.
البته کاناوارو مستقیما نگفت ایران فاقد تاکتیک است، اما وقتی تاکید میکند که تیمش فقط نگران کرنرها و ضربات ایستگاهی ایران بوده و در جریان بازی خطر چندانی احساس نکرده است میتوان این حرف را نوعی نقد به کیفیت بازی هجومی تیم ملی دانست.
آمار چه میگوید؟
ایران مالکیت بیشتری داشت، اما ازبکستان موقعیتهای خطرناکتری ساخت. ازبکها ۱۱ شوت و ۶ ضربه در چارچوب داشتند در حالی که ایران تنها یک شوت در چارچوب ثبت کرد.
نکته مهمتر به تغییرات مداوم آرایش تیم ملی در ماههای اخیر مربوط میشود. تیمی که هویت تاکتیکی مشخصی دارد معمولا با یک ساختار اصلی وارد مسابقات میشود و در صورت نیاز تغییرات محدودی اعمال میکند. با این حال تیم ملی در ماههای گذشته بارها بین سیستمهای مختلف جابهجا شده است.
۴-۲-۳-۱
این آرایش در بخش زیادی از مسابقات مقدماتی جام جهانی مورد استفاده قرار گرفت. حضور عزتاللهی و نوراللهی یا نورافکن در مرکز میدان و استفاده از طارمی پشت مهاجم از ویژگیهای این سیستم بود.
۴-۳-۳
در برخی مسابقات و دقایقی از بازیها تیم ملی با سه مهاجم بازی کرد. در این حالت وینگرها به خط حمله اضافه میشدند و طارمی نقش محوریتری داشت.
۳-۴-۳
در تعدادی از مسابقات مهم قلعهنویی از سه مدافع مرکزی استفاده کرد. این سیستم بیشتر برای افزایش امنیت دفاعی انتخاب شد، اما در انتقال از دفاع به حمله مشکلاتی ایجاد کرد.
۵-۴-۱
در زمانهایی که تیم ملی به حفظ نتیجه فکر میکرد آرایش به پنج مدافع تبدیل میشد. این تغییر اغلب باعث عقبنشینی بیش از حد تیم و کاهش قدرت مالکیت توپ شد.
۴-۴-۲
در بعضی مسابقات نیز زوج طارمی و آزمون همزمان در خط حمله قرار گرفتند و تیم به شکل کلاسیک ۴-۴-۲ نزدیک شد.
تغییر سیستم در فوتبال امروز اتفاق عجیبی نیست. مشکل زمانی به وجود میآید که با وجود این جابهجاییها الگوی مشخصی در پرسینگ حملهسازی و خلق موقعیت دیده نشود. مقابل ازبکستان نیز ایران بیشتر از آنکه با پاسهای ترکیبی و جابهجاییهای برنامهریزی شده به دروازه حریف نزدیک شود از ارسالهای بلند و توپهای کناری استفاده کرد. در مقابل کاناوارو تنها سه روز فرصت تمرین با تیمش داشت، اما ازبکستان با آرایش ۴-۳-۳ و وظایف مشخص برای هر بازیکن وارد زمین شد و برنامه پرس از جلو را با دقت اجرا کرد.
زنگ خطر قطع نمیشود
مدت زمانی طولانی است که ضعفهای تیم ملی فوتبال ایران در دیدارهای مختلف دیده میشود.
تیمی که چند ماه دیگر تا جام ملتهای آسیا فاصله دارد هنوز بیش از هر چیز با ارسالها و ضربات ایستگاهی شناخته میشود و همین موضوع باعث شده منتقدان درباره هویت تاکتیکی تیم ملی پرسشهای جدی مطرح کنند.
