به اندازه کافی پیرامون ضررهای تکرار بازی با یک حریف، نوشتهایم. اینکه ترس حریف از شما ریخته و به اصطلاح فوتبالیها برابرتان شیر میشوند و به سایر رقبا نیز راه بردن شما را نشان داده و به همان اندازه که روحیه و اعتماد به نفس شما به واسطه نتایج قبلی بالا بوده، با ناکامی حالا شما در موضع ضعف قرار میگیرید و حریفان بالا میآیند. یعنی شکست دوجانبه هم در مسائل فنی و هم روحی روانی که گاه به مراتب از آمادگی جسمی و نکات تاکتیکی ارزش بیشتری دارد.
ازبکستان بهترین مثال برای این اتفاق است. کشوری که حالا دیگر افتخار نمیدهد در تاشکند و با حمایت حداکثری هوادارانش با ما بازی کند -در شهر فرقانه بدون ستارههای حاضر در لیگ برتر ما که شناخت بیشتری نسبت به بازیکنانمان دارند- میآید و به راحتی آب خوردن ما را میبرد! شکستی سراسر در همه چیز برای ما و بردی سراسر در همه چیز ، برای آنها که حتی به صنعت گردشگری و معرفی شهرهای خود نیز از این طریق کمک میکنند!
سوای مثال تیمی، علیرضا بیرانوند بهترین نمونه و گزینه در مثال انفرادی پیرامون این حقیقت است. بازیکنی که البته خود با دامن زدن به حواشی غیر فوتبالی بیشترین نقش را در ضربه زدن به جایگاه و اعتبارش داشته، اما نمیتوان و نباید از نقش مدیران تیم ملی و برنامهریزیهایشان و البته کادر فنی و ترس قلعه نویی از شکست و میدان دادن به چهرههای تازه، نیز در شکستن ابهت و جایگاهش در فوتبال قاره به سادگی گذشت.
دروازهبان تنها پست انفرادی در ورزش گروهی فوتبال است. آخرین سنگر هر تیم که باید اشتباهات سایرین را جبران کند. پستی که خیلی بیشتر از آمادگی جسمی به اعتماد به نفس و روحیه نیاز دارد. اصلا تمرینات گلرها متفاوت از سایرین و جایگاهشان قابل مقایسه با دیگران نیست، دروازهبان برای افزایش روحیه و اعتماد به نفس به برخی مهارتها نیاز دارد که پنالتی گرفتن یا بازی با پا از مهمترین آنهاست. دو ویژگی بارز علیرضا بیرانوند که در تمام دهه اخیر او را بدون جانشین سنگربان شماره ۱ فوتبال ما کرده بود و مرور اتفاقات اخیر نشان میدهد تبدیل به پاشنه آشیل او شده است!
بیرانوند با هیاهو و جنجالی که خود از فسخ قرارداد با پرسپولیس آغاز و بعد از بازی با اسم استقلال، راهی تراکتور شد، خودخواسته وارد حواشی تراکتور شد و در تیم ملی و باشگاهی با ناهماهنگی با شجاع خلیلزاده و دادن سوتیهای فراوان، مقصر بزرگ حذف تیم از لیگ قهرمانان آسیا لقب گرفت. برتری ۳-۱ برابر التعاون که با اشتباهات بیرانوند به ۳-۳ و در ضربات پنالتی که تراکتور امید به مهارت بیرو داشت، بازنده محض شد!
بیرانوند ۲۵ فروردین همین امسال و در لیگ نخبگان برابر شباب الاهلی، با دادن پنالتی به سردار آزمون مسبب حذف این تیم از سطح اول قاره شد. با آن محرومیت چهار ماهه و با علاقه به حواشی، از تمرین و تمرکز دور ماند و بازی با بلژیک در جام جهانی تنها نمایش درخشان او برای یادآوری کیفیت بیرانوند گذشته بود، و حالا برابر ازبکستان به روند ناآمادگی خود در لیگ برتر ادامه داده است. او که با دامن زدن به داستان سربازی، خود را وسط حواشی انداخت!
اگر فرض کنیم اشتباه حاج صفی در گل اول، روی ضعف بیرانوند در خروج و بستن زاویه، سایه انداخت، دادن پنالتی و سپس گل خوردن از این نقطه، تلاش برای دریبل بازیکن حریف و ایجاد خطر روی دروازه خود و ناتوانی در بازیسازی با پا و پرتابهای بلند با دست -که مثل مهار پنالتی بزرگترین ویژگیهای بیرانوند در دهه اخیر بود- ثابت کرد از چه روحیه متزلزل و اعتماد به نفس پایینی برخوردار شده که متاسفانه قلعه نویی نیز هیچ کمکی به او نمیکند.
در موارد این چنینی مربیان در همه دنیا با نیمکت نشینی گلر یا تعویض بازیکن، به او تلنگر میزنند تا به خود آمده و دوباره برای پس گرفتن جایگاه و اعتبارش، انگیزه و روحیه پیدا کند. اما قلعه نویی اهل این کارها نیست و لازم باشد، با عصا نیز بیرانوند را به زمین میفرستد و ادامه این تزلزل، روز به روز بیرانوند را از جایگاهی که داشت دورتر میکند.
