هنوز در شوک چهارگل کره شمالی و بدتر از آن، آمار فجیع برتری این تیم تحت تحریم، مقابل ستارههای پر ادعای فوتبال کشورمان بودیم که یک نگرانی تازه برای فوتبال دوستان به وجود آمد. اینکه این تیم ۴ امتیاز گرفته و این بار به جای تشویق نروژی در فرودگاه -در مراسم استقبال از دلاوران- با چه سورپرایزی روبرو خواهیم شد؟ این بار باید در کنار مجسمه سرمربی، چه تعاریف و تمجیدی از این نام آوران را شاهد باشیم؟
غرق در این افکار بودیم که فدراسیون فوتبال در اقدامی ناباورانه و نوبرانه، با صدور یک بیانیه همه را شوکه کرد! اولین استنباط در قبال آن جملات، این بود که تیم داریم تا تیم و مربی داریم تا مربی! این بار که پای از ما بهتران وسط نبود، خیلی راحت فدراسیون ضعفهای این تیم را -مثل مردم عادی و کارشناسان- دیده بود و از آن مهمتر، نشان داد که عذرخواهی هم بلد است! ساعاتی طول کشید تا با هضم این همه اتفاق تازه کنار بیاییم!
اما حالا که بیش از ۲۴ ساعت از این شوک گذشته، راحتتر میتوان وقایع را دید و کنار هم چید و به نتیجه رسید. حالا نکات تازه ای به ذهن متبادر می شود! از همان شبی که حسین عبدی روی آنتن زنده تلویزیون گفت بهتر است این تیم اعزام نشود و فدراسیون اصرار داشت که منظور او چیز دیگری بوده! اختلافات و شکافها مشخص بود.
کمی قبلتر از آن در یک اقدام عجیب، وزیر ورزش و رئیس فدراسیون مستقیم به پرونده تیم امید ورود و از باشگاهها خواسته بودند به این تیم بازیکن بدهند. اتفاقی که در تمام دهههای گذشته سابقه نداشت. شاید از همان جا فدراسیون دلخور شده بود که چرا سرمربی تیم امید از مهدی تاج، خرج کرده و البته که حق هم داشت!
این همه آدم دور و بر این تیم -و هر تیم و پرونده ای- حکم و حقوق میگیرند تا مشکلات را حل کنند نه اینکه برای هر اتفاقی، پای رئیس فدراسیون را به میان بیاورند. اگر قرار باشد تاج خودش همه کارها را انجام دهد، پس شما چه کاره اید؟ از آن بدتر اینکه ورود رئیس فدراسیون و وزیر نتیجه ای هم نداشت و جایگاه و اقتدار آنها زیر سوال رفت!
حالا که حسین عبدی دوباره از مشکلات و کمبودهای این تیم گفته -که غیر مستقیم، زیر سوال بردن مدیریت فدراسیون است- طبیعی بود که آنها نیز بخواهند از خود دفاع کنند. و البته تکرار رفتار او در عذرخواهی که نباید برابرش کم بیاوری! بخصوص که همه می دانند در فرهنگ ما ایرانیها حرف اصلی بعد از "اما" زده می شود و هر چه قبل آن گفته شود، صرفا تعارف و باد هواست!
عبدی گفته بود که بازیکنانش را در اختیار نداشته و تیمش تمرین و اردوی کافی به خود ندیده و از همه مهمتر، بازی تدارکاتی و دوستانه نداشته است. همه آن چیزهایی که کره شمالی هم داشت! اما آنها مدیران این کاره را بالای سر خود میدیدند. حالا در بیانیه فدراسیون پاسخ مستقیم به این ادعاها ارائه و فکت آوردهاند که از نوجوانان تا امید، عبدی بالا سر این بازیکنان بوده و برای همین تیم نیز اردوی داخلی و خارجی تدارک دیده بودند!
صد البته که در این ناکامی، نمیتوان تقصیرها را گردن یک عامل انداخت یا یک عامل دیگر را از نتیجه مبرا دانست. از تیم بیرون زمین تا داخل زمین و از مدیران و تصمیم گیران فدراسیون تا کادر فنی و بازیکنان، همه در این فاجعه سهیم هستند و هیچکس نمیتواند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند. در نهایت اینکه همه افراد دخیل در این پرونده از قبل همه چیز را میدانستند و کمترین گناهشان این بود که میتوانستند حضور در این تیم را قبول نکنند!
حالا ابهام در درک رفتار دوگانه با تیم امید، بر مشکلات سایه انداخته است. تیمی که همیشه به همین شکل تشکیل و اعزام و همیشه ناکام مانده است! مقایسه این برخورد فدراسیون با اتفاقات ۲ سال قبل، یعنی از اولین باری که تیم امید از پادرهوایی میان کمیته المپیک و فدراسیون فوتبال درآمد و اختیاراتش کامل به فدراسیون واگذار شد تا دیگر کسی نتواند بازی "کی بود، کی بود، من نبودم" راه بیندازد!
آنجا رضا عنایتی با حمایت و پیشنهاد قلعه نویی، هدایت تیم را بر عهده گرفت و به فاصله کوتاه در دو میدان مهم ناکام ماند تا برکنار شود! اما خبری از بیانیه و موضع و عذرخواهی نشد! یعنی اگر حسین عبدی هم تحت حمایت سرمربی تیم بزرگسالان بود، الان فدراسیون چنین بیانیهای صادر نکرده بود؟ یا اینکه درپی شایعات اخیر و کشمکش بین امیر با فدراسیون بر سد تقویت کادرفنی و تمدید قرارداد. ژنرال دیگر در موضع قدرت مثل همیشه نیست و ترجیح داده با تغییر جایگاهش، استراتژی خود را هم عوض کند؟
تمام این حرفها به معنی این نیست که ایرادات خود حسین عبدی و ضعف مفرط بازیکنان را نادیده بگیریم. اما این تصور هم که همه چیز نرمال بوده و این نتیجه، صرفاً فنی بود کاملاً باطل است. هیچکس حق ندارد خود را از زیر بار مسئولیت این فاجعه کنار بکشد؛ نه کمیته المپیک، نه فدراسیون، نه کادرفنی و نه بازیکنان!
