جام جم آنلاین - شش پیروزی از شش مسابقه و ۲۸ گل زده آماری است که قدرت تهاجمی این تیم را به خوبی توصیف میکند. بارسا با سیستم پایه ۴-۳-۳ بازی میکند، اما حرکت مداوم بازیکنان و تغییر شکل تیم هنگام حمله باعث میشود حریف برای مهار این تیم با چندین تهدید همزمان روبهرو شود.
وقتی ۴-۳-۳ به یک ماشین هجومی تبدیل میشود
بارسلونا برابر راسینگ با آرایش ۴-۳-۳ وارد زمین شد. ترکیبی که روی کاغذ ساده به نظر میرسد، اما در اجرا شکل بسیار متحرکی پیدا میکند. حضور رودری در خط میانی به تیم امکان میدهد هنگام حمله تعادل خود را حفظ کند و بازیکنانی مانند دنی اولمو و پدری فضای بیشتری برای نزدیک شدن به محوطه جریمه داشته باشند.
در خط حمله نیز بارسا فقط به یک مهاجم مرکزی وابسته نیست. رافینیا از سمت چپ یا مناطق مرکزی حرکت میکند و لامین یامال از جناح راست با حمل توپ و نفوذ به داخل زمین مدافعان را عقب میبرد. کریم آدیمی نیز با سرعت خود عمق دفاع را هدف قرار میدهد.
همین جابهجاییها کار مدافعان را بسیار دشوار میکند. مدافع نمیداند باید یامال را دنبال کند یا فضای پشت سر خود را ببندد. اگر برای آدیمی عقب برود رافینیا فرصت بیشتری پیدا میکند و اگر تمرکز خود را روی جناحین بگذارد اولمو یا پدری میتوانند از مرکز وارد شوند.
بارسا فقط با توپ خطرناک نیست
یکی از ویژگیهای مهم تیم فلیک فشار شدید بلافاصله پس از از دست دادن توپ است. بارسلونا تلاش میکند اجازه ندهد حریف فرصت کافی برای خروج از فشار داشته باشد. وقتی توپ دوباره به دست میآید حمله بعدی میتواند تنها چند ثانیه بعد شکل بگیرد.
این ویژگی در برابر راسینگ بارها دیده شد. بارسلونا مالکیت بالایی داشت و حملات متوالی ایجاد کرد. آمار ثبتشده برای این مسابقه نیز از ۷۱ درصد مالکیت توپ و ۱۶ شوت داخل محوطه جریمه بارسا حکایت دارد.
چرا رافینیا کابوس مدافعان شد؟
رافینیا در این مسابقه سه بار گلزنی کرد و نقش اصلی را در فروپاشی خط دفاعی راسینگ داشت. دو گل او از روی نقطه پنالتی به ثمر رسید و گل دیگر حاصل حضور بهموقع او در حملات بود.
اما خطر بارسلونا فقط رافینیا نیست. وقتی مدافعان روی او متمرکز میشوند یامال فرصت پیدا میکند. یامال در دقیقه ۸۹ گل هفتم را زد و گابریل ژسوس نیز تنها چند دقیقه بعد از ورود به زمین گلزنی کرد. این یعنی حتی تعویضهای فلیک نیز میتوانند کیفیت تهاجمی تیم را حفظ کنند.
چهره هولناک بارسلونا
ترسناکترین ویژگی بارسلونا شاید این باشد که این تیم برای گلزنی تنها یک راه ندارد. شوت از بیرون محوطه جریمه توسط کانسلو، نفوذ از جناحین توسط یامال و آدیمی، حرکت به مرکز توسط رافینیا. پاسهای ترکیبی اولمو و پدری، فشار پس از لو دادن توپ و اضافه شدن مدافعان به حمله.
همین تنوع باعث میشود بارسا در صورت پیدا کردن ریتم مناسب بتواند در فاصلهای کوتاه چند گل به ثمر برساند. مقابل راسینگ نیز چهار گل بارسا در نیمه نخست به ثمر رسید و تیم فلیک در نیمه دوم سه بار دیگر دروازه حریف را باز کرد.
البته این مدل بازی یک هزینه هم دارد. بارسلونا با دفاع جلو و فشار شدید تعداد زیادی بازیکن را به سمت زمین حریف میفرستد و اگر پرس اول شکسته شود فضای پشت سر مدافعان ایجاد میشود. راسینگ دو بار از این شرایط استفاده کرد و گل زد. خود فلیک نیز برای ادامه فصل باید میان قدرت تهاجمی و امنیت دفاعی تعادل ایجاد کند.
با این حال چیزی که در شروع فصل ۲۰۲۶-۲۷ بیش از هر چیز جلب توجه میکند توان بارسلونا برای تولید موقعیت و گلزنی مداوم است. تیم فلیک در شش بازی ۲۸ گل زده و حالا هر حریفی میداند برای زنده ماندن مقابل این بارسلونا باید ۹۰ دقیقه با تمرکز کامل دفاع کند.
