یکی از مهاجمان فراموشنشدنی پرسپولیس و تیم ملی ایران، فرشاد پیوس است. فورواردی که پرسپولیسیها سالیان متمادی او را با لقب فرشاد آقای گل صدا میکردند.
پیوس ۲۴ شهریور ۱۳۹۹ مصاحبهای جذاب با خبرورزشی انجام داد که بد نیست دوباره به خلاصه آن نگاه کنیم:
- وقتی ۱۳ ساله بودم توسط معلم ورزش مدرسه استعدادم کشف شد و من را برای تست دادن به ورزشگاه مرغوبکار کنونی فرستاد. همانجا اردشیر لارودی فهمید که مستعد هستم و من را به تیم راه آهن برد.
- نگاه یک مربی واقعا مهم است. من به محض اینکه سر تمرین راه آهن حاضر شدم آقای لارودی به تدارکات باشگاه گفت برایم پیراهن و شورت ورزشی و جوراب فراهم کنند. برخی از بچه محلهایم در نازیآباد معتاد شدند و شاید اگر من هم آن روز سر تمرین راه آهن نمیرفتم، امروز پشت میلههای زندان بودم.
- سال ۶۴ با یک قرارداد ۲۰هزار تومانی به پرسپولیس رفتم. علی پروین فوتبالم را دیده بود و پسندید. اتفاقا در اوایل حضورم با خود علیآقا همبازی بودم.
- افتخار میکنم روزهای آغازین حضورم در تیم ملی نیمکتنشین حمید علیدوستی و عبدالعلی چنگیز شدم. البته معتقدم ناصر محمدخانی بهترین مهاجم تاریخ فوتبال ایران است.
- در بازی با پنجاب پاکستان که پاییز سال ۱۳۶۹ برگزار شد، هفت گل برای پرسپولیس زدم. (آن دیدار با برتری ۹ بر صفر پرسپولیس تمام شد)
- بهروز رهبریفرد، افشین پیروانی و محسن عاشوری را من به پرسپولیس آوردم.
- گلی که زمستان سال ۶۹ در دربی وارد دروازه استقلال و احمدرضا عابدزاده کردم خیلی خوب بود.
- یادش بخیر سال ۶۶ قرار بود به چین برویم و عابدزاده در اوج قرار داشت. یک روز احمدرضا سرما خورد و من به او گفتم برای بهبودی کامل باید دوش آب سرد بگیری! عابدزاده هم از روی سادگی این کار رو کرد و دچار سینه پهلو شد! بنده خدا ۴ روز افتاد و بستری شد.
- روز خداحافظی من از فوتبال واقعا خاطرهانگیز شد. بیستم تیر سال ۱۳۷۶ در دربی پایتخت که بازی را با نتیجه ۳ بر صفر بردیم.
- اگر قرار بود الان فوتبال بازی کنم و تیمی غیر از پرسپولیس سراغم میآمد، ۱۷ میلیارد تومان پول میخواستم (در آن مقطع قیمت دلار حدود ۳۰هزار تومان بود)!
- پرسپولیس دهه ۶۰ مهارنشدنی بود. ما با آن تیم میتوانستیم به پرسپولیس کنونی سه گل بزنیم.
- وقتی به پرسپولیس رفتم، دیدم شماره ۱۷ خالی است به همین خاطر این شماره را متعلق به خودم کردم. روز خداحافظی هم پیراهن شماره ۱۷ پرسپولیس را به مهدویکیا دادم که هنوز در خانه پدریاش آن را حفظ کرده. مهدی میگوید آن پیراهن برایش خوشیمن بوده است.
- وقتی افشین قطبی سرمربی پرسپولیس شد آقای کاشانی با من تماس گرفت و پیشنهاد دستیاری قطبی را داد اما قبول نکردم. آن زمان تصمیمم خوب نبود و اگر انتخاب خوبی داشتم شاید یک روز سرمربی پرسپولیس میشدم. اگر زمان به عقب برگردد، قطعا به آن پیشنهاد جواب مثبت میدادم.
- اولین بار که به ورزشگاه آزادی رفتم، سال ۶۲ بود. همان دربی معروف استقلال و پرسپولیس که آبیها با گل پرویز مظلومی بردند. پول رفتن به ورزشگاه را نداشتیم اما در مسیر دیدیم چند نفر مشغول بازی گلکوچک هستند، با آنها تیغی بازی کردیم و بردیم. آنقدر برد خوب و پرمایهای بود که توانستیم همراه با بازی ساندویچ هم بخریم!
- مربیگری را خیلی دوست دارم اما خطراتش هم زیاد است. همین چند وقت قبل دو بار نزدیک بود با تریلی در جاده سراوان تصادف کنم و بمیرم!

