به گزارش ورزش سه، ساعت ۶ عصر پنجم ژوئیه در مکزیکوسیتی بود و علیرضا فغانی، داور ۴۸ ساله ایرانی ، در رختکن خوابیده بود و خرخر میکرد. دستیارانش صدای موسیقی را پایین آورده بودند. اگر غرش خفه نزدیک به ۹۰ هزار هوادار از پشت دیوارهای بتنی ورزشگاه آزتکا نبود، شاید او تا صبح روز بعد هم خواب میماند.
فغانی داور مسابقه مکزیک و انگلیس در مرحله یکهشتم نهایی جام جهانی ۲۰۲۶ بود. مکزیک از سال ۲۰۱۳ در یک مسابقه رسمی در آزتکا شکست نخورده بود که دستکم بخشی از این رکورد به آشنایی آنها با شرایط ورزشگاه مربوط میشد. این ورزشگاه در ارتفاع ۲۲۴۰ متری از سطح دریا قرار دارد و هوا در آن اکسیژن کمتری دارد. حریفان در چنین شرایطی برای نفس کشیدن به مشکل میخورند، چه رسد به اینکه بتوانند پیروز شوند.
این سومین مسابقه فغانی در چهارمین جام جهانیاش بود. او یکی از گزینههای قضاوت فینال محسوب میشد و به یک عملکرد قدرتمند نیاز داشت. بیرون ورزشگاه، باران شدیدی از آسمان میبارید. صدای رعدوبرق بالای سر شنیده میشد. طوفان شروع مسابقه را یک ساعت به تأخیر انداخته بود، اما نتوانسته بود چیزی از هیجان هواداران کم کند؛ آنها همچنان طبل میزدند و شعار میخواندند.
سرانجام صداها فغانی را از خواب بیدار کردند. کمی آب به صورتش زد و دوباره یادداشتهایش را مرور کرد. او بهعنوان داور لیگ A استرالیا، تعداد کمی از بازیکنان را از نزدیک میشناخت، بنابراین مشغول مطالعه واکنشها، خلقوخو و عادتهای آنها در سناریوهای مختلف مسابقه بود.
او میگوید: «بازیکنان کلیدی را میشناسید، ویژگیهایشان را درک میکنید و میدانید معمولاً در موقعیتهای مشخص چگونه رفتار میکنند.»

ابهام درباره زمان آغاز مسابقه، برنامه آمادهسازی او را بههم ریخته بود. چند روز قبل، در شرایطی که درباره وضعیت آبوهوایی شدید هشدار داده شده بود، مقامهای فیفا اعلام کرده بودند که قصد دارند زمان شروع بازی را شش ساعت جلو بیندازند؛ اما بعد از آنکه کییر استارمر، نخستوزیر وقت بریتانیا، نگرانی خود را مطرح کرد که این تصمیم با دادن زمان کمتر برای تطبیق با ارتفاع به ضرر انگلیس و به سود میزبان تمام میشود، این برنامه کنار گذاشته شد.
فغانی در آن ساعتهای پر از ابهام مجبور بود برنامه فیزیکی و تغذیهای پیش از مسابقه خود را نیز متناسب با شرایط تغییر دهد. این وضعیت آرامشبخش نبود.
او میگوید: «واقعاً آدم خرافاتی نیستم، اما روتین را دوست دارم. این روتین به من احساس آرامش میدهد و کمک میکند با ذهنی روشن وارد زمین شوم.»
با این حال، تلاش کرد انرژی زیادی صرف چیزی نکند که خارج از کنترلش بود.
«در این سطح، بخشی از کار این است که آرام بمانید و آمادهسازی خود را تا حد امکان عادی نگه دارید، حتی وقتی همهچیز اطراف شما در حال تغییر است.»
هرچه به شروع مسابقه نزدیکتر میشد، فغانی همچنین تلاش میکرد بیش از حد درگیر یادداشتهایش نشود. او نمیخواست در تصمیمگیریهایش سوگیری ایجاد کند. برای مثال، اگر با این پیشفرض وارد مسابقه شوید که یک بازیکن در موقعیت تکبهتک خودش را روی زمین میاندازد، ممکن است وقتی واقعاً تماسی اتفاق افتاده، آن را تمارض ببینید. یا ممکن است تصور کنید بازیکنی به حریف لگد زده، در حالی که حرکت او کاملاً طبیعی بوده است.
او اضافه میکند: «این میتواند خطرناک باشد، چون ممکن است مسابقه را با یک تصور از پیش شکلگرفته شروع کنید.»

بنابراین او لحظات ابتدایی مسابقه را در ذهنش مرور کرد.
میگوید: «سعی میکنم خودم را از هر چیزی که بیرون از رختکن اتفاق میافتد جدا کنم و فقط روی مسابقه تمرکز کنم.»
مکزیک عادت داشت شروعهای بسیار تهاجمی داشته باشد. انگلیس هم در تکلها محکم بود.
«انتظار مسابقهای با شدت بالا را داشتیم، بهخصوص در انتقالها و دوئلهای فردی. نکته مهم این بود که از نظر ذهنی برای سرعت بازی آماده باشیم.»
انگلیس با موجی از سوتهای اعتراضی وارد مسابقه شد و تقریباً هر بار که بازیکنانش توپ را لمس میکردند، همان سوتها تکرار میشد.
فغانی به یاد میآورد: «سر و صدا باورنکردنی بود.»
همان صدایی که او را از خواب بیدار کرده بود، حالا به عاملی مزاحم و تهدیدی برای بیطرفی او در تصمیمهای مرزی تبدیل شده بود، بنابراین تلاش کرد آن را از ذهنش خارج کند.
«شما همیشه از فضای ورزشگاه آگاه هستید، بهخصوص وقتی مثل آزتکا یک هواداری کاملاً خانگی دارید. طبیعی است که آنها نسبت به تصمیماتی که به تیمشان مربوط میشود واکنش شدیدی نشان دهند و شما میتوانید این انرژی را احساس کنید.»
در دقایق ابتدایی، او میخواست اجازه دهد مسابقه بدون دخالت بیش از حد خودش پیش برود؛ ابتدا شدت بازی را ارزیابی کند و سپس تصمیم بگیرد تا چه اندازه باید وارد ماجرا شود.
او میگوید: «هر مسابقه شخصیت خودش را پیدا میکند و یکی از مهمترین مهارتها این است که آن شخصیت را در سریعترین زمان ممکن تشخیص دهید و داوری خود را با آن تطبیق دهید.»
اما در این فضای ملتهب، فغانی چنین فرصتی نداشت. تنها چند ثانیه از شروع بازی گذشته بود که دکلان رایس برای رسیدن به یک توپ سرگردان کش آمد و با استوک کفشش به سر یک بازیکن حریف برخورد کرد.
با اینکه تقریباً تمام مسابقه باقی مانده بود، فغانی میخواست کارت زردش را در جیب نگه دارد. وقتی یک بازیکن را اخطار میدهید، بخشی از امکان مدیریت او در ادامه مسابقه را از دست میدهید. یک کارت زرد دیگر یعنی کارت قرمز و این اتفاق تعادل مسابقه را به شکل اساسی تغییر میدهد و به جذابیت بازی لطمه میزند.
اما احساس کرد چارهای ندارد. باید به بازیکنان بهوضوح نشان میداد که چنین تکلهای خطرناکی قابل قبول نیستند، وگرنه میترسید این رفتارها گسترش پیدا کنند.
بنابراین کارت زرد را بالا برد و هواداران مکزیکی را به خشم آورد.
او میگوید: «برای من یک کارت زرد کاملاً واضح بود. این کار همچنین به همه کمک کرد تا از همان ابتدا بدانند خط قرمز کجاست.»
توماس توخل، سرمربی انگلیس، کنار زمین به داور چهارم اعتراض کرد. در حالی که هر دو تیم تکلهای خود را یکی پس از دیگری انجام میدادند و هواداران آنها را تشویق میکردند، به نظر میرسید شانس رایس برای به پایان رساندن مسابقه بسیار کم است.
فغانی میگوید: «خیلی زود احساس کردم قرار است مسابقهای شدید، احساسی و سریع باشد. میدانستم باید آرام بمانم، هر جا لازم بود محکم برخورد کنم، اما در عین حال به بازیکنان فضا بدهم تا بازی کنند.»
به گفته فغانی، پیدا کردن این تعادل از «خواندن بازیکنان و دمای مسابقه» به دست میآید، اما او زیر فشار قرار داشت.«مدام از خودتان میپرسید که آیا یک مداخله به مسابقه کمک میکند یا بدون ضرورت جریان آن را قطع خواهد کرد.»

در حالی که خطاهای نرمتر با سوت داور مجازات میشدند و تکلهای شدیدتر بدون مجازات میماندند، نارضایتی آرامآرام بالا گرفت و به دیگران سرایت کرد.
یک مدافع مکزیک پس از اینکه به دلیل کشیدن جود بلینگام جریمه شد، دستهایش را با اعتراض بالا برد.او فریاد زد: «خطا نیست. خطا نیست!»
فغانی با سرعت به سمت بازیکن رفت، روبهروی او ایستاد و سوت زد؛ نمایشی آشکار و عمدی از اقتدار.او میگوید: «در آن فضا احساس کردم مهم است که بلافاصله با اعتراض برخورد کنم. میخواستم یک پیام روشن بدهم که ارتباط و صحبت کردن قابل قبول است، اما حد و مرزی وجود دارد. گاهی زبان بدن قدرتمند از استفاده از کارتها مؤثرتر است.»
فغانی لحظاتی بعد، وقتی بازیکن مکزیکی دیگری به دلیل تأخیر در اجرای یک پرتاب اوت سریع بر سر او فریاد زد، همین تاکتیک را تکرار کرد.
به نظر میرسید این روش جواب داده است. اعتراضها فروکش کرد و جای آنها را فوتبال روان مکزیکیها گرفت.
با این حال، این دو حمله انگلیس بودند که نخستین لحظات تعیینکننده مسابقه را رقم زدند؛ دو گل از جود بلینگام. مکزیک پاسخ داد و یک گل به ثمر رساند. نتیجه ۲-۱ به سود انگلیس بود.
فغانی مشتهایش را گره کرد، چون میدانست فشار از اینجا به بعد فقط بیشتر خواهد شد. اما ابتدا به خودش اجازه داد برای لحظهای از مهارتهای به نمایش درآمده لذت ببرد.
«قطعاً کیفیت بازی را تحسین میکنید، اما فقط برای یک ثانیه. بهعنوان داور، ذهن شما بلافاصله سراغ مسئولیت بعدی میرود؛ شروع مجدد بازی، واکنش بازیکنان، جایگیری و حفظ تمرکز.»
انگلیس تا پایان نیمه اول برتریاش را حفظ کرد. فغانی در رختکن تا حدودی از عملکرد خود رضایت داشت.
او درباره نحوه مداخله در بازی میگوید: «در مجموع احساس کردم تعادل خوبی پیدا کردهایم. ذهنیت من این بود که در نیمه دوم همان میزان تمرکز و ثبات را حفظ کنم.»
با این حال، حتی فغانی هم نمیتوانست آنچه را قرار بود اتفاق بیفتد پیشبینی کند.
دقیقه ۵۲، خسوس گایاردو، مدافع چپ مکزیک، در جناح چپ با سرعت پیش رفت. جریل کوانسا، مدافع راست انگلیس، به سمت او دوید. توپ میان آنها آرامآرام روی چمن میغلتید. هر دو با تمام سرعت به سمت توپ میرفتند.
اگر گایاردو زودتر به توپ میرسید، در موقعیتی تکبهتک با دروازه قرار میگرفت و رائول خیمنز نیز در محوطه جریمه منتظر بود.
فغانی از مرکز نیمه زمین انگلیس دید که کوانسا تکل رفت و هم توپ و هم گایاردو را زد. گایاردو از شدت درد روی زمین غلتید و هواداران مکزیکی به غرش درآمدند، اما فغانی اجازه داد بازی ادامه پیدا کند.
او میگوید: «در زمان واقعی مسابقه، به نظرم رسید میتوانم اجازه بدهم بازی ادامه پیدا کند.»
اعضای کادر فنی مکزیک از روی صندلیهایشان بلند شدند و با عصبانیت برای فغانی دست تکان میدادند تا بازی را متوقف کند. برخی دیگر از اعضای کادر فنی انگلیس را هل دادند.
در اولین توقف بعدی بازی، بازیکنان مکزیک دور داور جمع شدند. او با اشاره از آنها خواست فاصله بگیرند. سپس نیکولاس گایو باراگان، داور VAR، به او گفت شروع مجدد بازی را متوقف کند تا صحنه را بررسی کند.

دل فغانی فرو ریخت. نمیتوانست مانع بازپخش صحنه تکل کوانسا در ذهنش شود و با خود فکر میکرد چه چیزی را ندیده است. سپس باراگان به او دستور داد به مانیتور کنار زمین برود.
با حرکت فغانی به سمت مانیتور، سوتها سراسر ورزشگاه را پر کردند. بازیکنان مکزیک هنگام بازبینی صحنه بر سر او فریاد میزدند و خواهان کارت قرمز بودند.
اما فغانی میگوید خیلی زود همه این صداها برایش به یک صدای پسزمینه تبدیل شدند.
«وقتی به مانیتور میرسید، تمرکزتان بسیار محدود میشود. فقط روی گرفتن تصمیم درست تمرکز میکنید.»
فقط سه بار بازپخش صحنه از همان زاویه کافی بود تا فغانی نظرش را تغییر دهد. او از پشت سر کوانسا نتوانسته بود ببیند استوک پای مدافع در قسمت بالای ساق گایاردو با او برخورد کرده است.
فغانی میگوید: «صحنه تکل را دیدم، اما دید واضحی از نقطه تماس نداشتم. اما حالا واضح بود.»
وقتی فغانی کارت قرمز را بالا برد، هواداران مکزیکی چنان جشن گرفتند که گویی یک گل به ثمر رسیده است. کنار زمین، توخل تاکتیکهایش را تغییر داد. فغانی نفس عمیقی کشید.
او میگوید: «بهخصوص بعد از دویدنهای مکرر با شدت بالا، میتوانستید فشار فیزیکی را بیشتر احساس کنید.»
درست در زمانی که فغانی نمیخواست چنین اتفاقی رخ دهد، مسابقه یک تصمیم دشوار دیگر از او طلب کرد.
آنتونی گوردون به سمت توپی که هری کین با سر برایش فرستاده بود دوید و به دروازه مکزیک نزدیک شد. دروازهبان مکزیک از دروازه خارج شد و فغانی نیز به سمت صحنه دوید و تلاش کرد آنقدر نزدیک باشد که بتواند هرگونه برخورد میان دروازهبان و گوردون را ببیند.
گوردون پیش از برخورد دروازهبان با پاهایش به توپ رسید. فغانی برخورد را دید و صدای آن را شنید؛ تقریباً انگار همهچیز با حرکت آهسته اتفاق افتاده باشد. سپس با اطمینان به نقطه پنالتی اشاره کرد.
او میگوید: «این بخشی از آمادهسازی فیزیکی در این سطح است. سخت تلاش میکنید تا در بهترین موقعیت ممکن قرار بگیرید، اما وقتی اتفاق رخ میدهد، باید خیلی سریع از نظر ذهنی آرام شوید و فقط چیزی را که میبینید قضاوت کنید.»
حالا هواداران انگلیس با هیجان به غرش درآمده بودند. هری کین پنالتی را به گل تبدیل کرد و انگلیس ۳-۱ جلو افتاد.
فغانی در حالی که بهآرامی به سمت دایره مرکزی برمیگشت، تلاش کرد ریههایش را پر از هوا کند و خودش را آرام نگه دارد. ۳۰ دقیقه باقی مانده بود و او میدانست حمله همهجانبه مکزیک در راه است.
این حمله خیلی زود یک پنالتی به همراه داشت.
هری کین در حالی که توپ را از محوطه جریمه انگلیس دور میکرد، با پای خود به پای یک بازیکن مکزیک ضربه زد. با وجود اعتراض بازیکنان مکزیک، فغانی اجازه داد بازی ادامه پیدا کند.
او میگوید: «در ابتدا و از زاویهای که من داشتم، مطمئن نبودم برخورد برای اعلام پنالتی کافی باشد. البته اعتراضها را شنیدم، اما واکنش بازیکنان نمیتواند تصمیم شما را تعیین کند. باید به چیزی که میبینید اعتماد کنید.»

لحظاتی بعد، باراگان به او گفت بازی را متوقف کند تا صحنه را بازبینی کند.
دل فغانی برای بار دوم فرو ریخت. چند ثانیه گذشت. بعد چند ثانیه دیگر.
فغانی بار دیگر تلاش کرد به چیزی که شاید از دست داده بود فکر نکند. او زیر فشار شدید میخواست آنقدر آرام بماند که بتواند صحنه را با دقت روی مانیتور بررسی کند.
«یک دقیقه شک کردن به تصمیم خودتان کمکی نمیکند. باید آرام بمانید و برای قدم بعدی آماده باشید.»
در ابتدا، وقتی پای مانیتور ایستاد، نمیتوانست چیزی را که باراگان دیده بود ببیند. قطعاً نمیتوانست یک «اشتباه واضح و آشکار» پیدا کند. او به این فکر کرد که شاید تصمیم داخل زمینش را حفظ کند؛ تصمیمی که پیشتر در همین تورنمنت نیز چنین کرده بود.
سپس باراگان تصویر را آهسته کرد و صحنه برخورد کین با کفش بازیکن مکزیکی را برای او توضیح داد.
کین بدون اینکه توپ را بزند، با استوک خود به پای بازیکن برخورد کرده بود. بهآرامی خطا خودش را نشان داد. از آن لحظه به بعد، فغانی دیگر چیزی جز همان صحنه نمیدید.
او میگوید: «ارتباطی که با هم داشتیم کمک کرد دقیقاً بفهمم VAR میخواست به چه چیزی نگاه کنم. وقتی نقطه تماس مربوطه را پیدا کردیم و بهترین زاویه را دیدم، تصمیم خیلی واضحتر شد.»
مکزیک گل زد. نتیجه ۳-۲ به سود انگلیس شد. ۲۰ دقیقه باقی مانده بود. زمان زیادی برای تصمیمهای بزرگ وجود داشت.
فغانی برای اینکه بتواند آنها را درست بگیرد، باید خیلی سریع خودش را از نو تنظیم میکرد. باید ناراحتی ناشی از از دست دادن دو تصمیم مهم را کنار میگذاشت.
او میگوید: «باید بلافاصله عبور کنید و به کارتان ادامه دهید. VAR بخشی از تیم داوری است و هدف این است که تصمیم نهایی درست باشد. نمیتوانید اجازه دهید یک تصمیم، یا حتی دو تصمیم، روی تصمیم بعدی شما تأثیر بگذارد.»
دن برن، مدافع انگلیس، ضربه برگردان رائول خیمنز را سد میکند.
انگلیس مقاومت کرد. دیگر گلی به ثمر نرسید.
در دقایق پایانی وقت قانونی، نیمکت مکزیک با اشاره به ساعتهایشان از فغانی میخواستند تکتک ثانیههای وقت تلفشده را محاسبه کند.

وقتی تابلوی تعویض عدد ۱۱ دقیقه را نشان داد، فغانی آه کشید. عضلاتش خسته بودند و افکارش دیگر شفافیت سابق را نداشتند. هرچقدر نفس میکشید، نمیتوانست ریههایش را پر کند.
در این مرحله، فشار تقریباً غیرقابل تصور بود. او میدانست یک لحظه غفلت میتواند تاریخ را تغییر دهد و به حضورش در این تورنمنت پایان بدهد.
خوشبختانه برای او، چنین لحظهای هرگز از راه نرسید.
در دقیقه ۱۰۲، سوت فغانی به صدا درآمد و مسابقه را پایان داد. بازیکنان انگلیس روی زانو افتادند. فغانی میخواست به آنها بپیوندد، چشمهایش را ببندد و این فشار را رها کند.
بعدتر در رختکن، به موسیقی گوش داد و مقدار زیادی آب نوشید و درباره کاری که بهخوبی انجام داده بود فکر کرد.
اما چند اتاق آنطرفتر، توخل حمله به فغانی را آغاز کرد.او گفت: «داورها اصلاً در حد کافی خوب نیستند، داوران چهارم هم اصلاً در حد کافی خوب نیستند. حرف آخر همین است.»
او بهطور مشخص به تصمیم اعلام پنالتی برای مکزیک اشاره کرد و پرسید آیا دخالت VAR واقعاً به حد یک «اشتباه واضح و آشکار» رسیده بود یا نه.
توخل گفت: «VAR تصمیم را برگرداند، اما آیا این یک اشتباه واضح و آشکار برای اعلام پنالتی بود؟ قطعاً نه. آنها صحنهای را برگرداندند که داور حتی در آن خطا هم اعلام نکرده بود.»
با این حال، فغانی حاضر نشد درگیر این انتقادات شود.
چند ساعت بعد، وقتی آزتکا کاملاً ساکت شده بود، برای یک شام سبک رفت و سپس راهی رختخواب شد. خیلی زود بار دیگر به خوابی عمیق فرو رفت.
این بار، آرام خوابید.
