آن توپ خبر از ظهور نسلی تازه در والیبال ایران میداد. نوجوانانی که به قطر رفته بودند تا خودشان را در بالاترین سطح جهان محک بزنند، با جام قهرمانی برگشتند؛ بیشکست، مقتدر و با این پیام روشن که پشت سر نسل امروز والیبال ایران، نسلی دیگر در راه است. قهرمانی تیم زیر ۱۷سال ایران در جهان را میتوان از زاویه اعداد روایت کرد؛ ۷ مسابقه، ۷ پیروزی و تنها ۳ ست باخته در تمام تورنمنت. میتوان از فینالی گفت که ایران در آن فرانسه را ۳ بر یک شکست داد، یا از نیمهنهایی که آرژانتین با ۳ ست متوالی کنار رفت. اما داستان این قهرمانی، چیزی بیشتر از چند نتیجه و عدد است. در گروهی الجزایر، پاکستان و چین تایپه را ۳ بر صفر بردیم تا تیم آرش صادقیانی بدون از دست دادن حتی یک ست وارد مرحله حذفی شوند. در حذفی چینتایپه یکبار دیگر ۳ بر صفر مغلوب شد، اما آزمون واقعی در یکچهارم نهایی از راه رسید. پاکستان، تیمی که در مرحله گروهی حریف ایران نشده بود، این بار تا آستانه متوقف کردن قهرمان آینده جهان پیش رفت. مسابقه به ۵ ست کشیده شد و ایران در سختترین شب خود ۳ بر ۲ برنده شد. شاید ارزش آن پیروزی کمتر از برد فینال نبود؛ قهرمانها فقط با بازیهای آسان ساخته نمیشوند و نوجوانان ایران همانجا نشان دادند وقتی مسابقه گره میخورد، راه باز کردنش را هم بلدند. بعد از آن، دیگر خبری از تزلزل نبود. آرژانتین در نیمهنهایی ۳ بر صفر کنار رفت و بعد هم نوبت فرانسه شد که ۳ بر یک تسلیم انگیزه و قدرت پسران والیبال ایران شود. ست آخر فینال را ۲۵ بر ۱۲ بردیم. سینا حضرتی آخرین امتیاز را گرفت و چند ثانیه بعد، نوجوانان ایران وسط زمین قهرمانی جهان را جشن میگرفتند. حضرتی البته فقط زننده آخرین امتیاز نبود. کاپیتان ایران عنوان ارزشمندترین بازیکن مسابقات و بهترین قطر پاسور را هم بهدست آورد. آکام ابراهیمنژاد بهترین پاسور شد و منیب شیخ نیز در میان بهترین مدافعان میانی مسابقات قرار گرفت؛ سهمی قابل توجه از تیم منتخب تورنمنت برای تیمی که قهرمانیاش بیش از آنکه متکی به یک ستاره باشد، محصول کیفیت یک نسل بود. جامی که در دوحه بالای سر رفت، طلا بود، اما سرمایه واقعی والیبال ایران، نوجوانانی بودند که آن را بالای سر بردند. دوحه برای والیبال ایران فقط محل یک قهرمانی نبود بلکه نقطه تولد نسلی شد که قرار است سالها دربارهاش بشنویم. این نسل حالا در نخستین ایستگاه مهم خود، بهترین تیم جهان شده، اما ماموریت اصلی تازه آغاز شده است: حفظ این بازیکنان، میدان دادن به آنها در باشگاهها و ساختن مسیری که چند سال دیگر به تیم ملی بزرگسالان برسد.
قهرمانیای که تحسین همگان را برانگیخت
از «نسل آینده» تا «ما میتوانیم»
قهرمانی نوجوانان ایران در جهان، خیلی زود از محدوده زمین والیبال فراتر رفت و موجی از پیامهای تبریک را بهدنبال داشت؛ پیامهایی که با ادبیات متفاوت، تقریبا در یک نقطه مشترک بودند: این طلا بیش از یک قهرمانی، نشانهای از ظرفیت نسل تازه ورزش ایران است.
مسعود پزشکیان این موفقیت را «جلوهای از استعداد، اراده، خودباوری و توانمندی نسل جوان» دانست و بر نکتهای مهم دست گذاشت؛ اینکه اعتماد به جوانان و فراهم کردن فرصت بروز تواناییهایشان میتواند به افتخارآفرینی در بالاترین سطح جهان منجر شود.
محمدباقر قالیباف نیز با تاکید بر همین ظرفیت نوشت: «جوانان ایران نشان دادند وقتی دانش و توان فنی با اراده و روحیه قهرمانی همراه شود، هیچ میدان بزرگی دستنیافتنی نیست» و از این نسل به عنوان «سرمایه حقیقی» کشور یاد کرد.
احمد دنیامالی وزیر ورزش و جوانان هم نگاهش را بیشتر به آینده دوخت و این قهرمانی را فراتر از یک مدال طلا، نشانهای امیدوارکننده از ظرفیت نسلی مستعد برای آینده والیبال ایران دانست؛ نسلی که مسیر استعدادیابی تا حضور در میدان جهانی را با موفقیت طی کرده است.
سرلشکر احمد وحیدی فرمانده کل سپاه نیز نوجوانان ایران را تحسین کرد و نوشت: «آنها با غیرت و تلاش خستگیناپذیر بار دیگر مفهوم «ما میتوانیم» را به نمایش گذاشتند.»
غلامحسین محسنی اژهای رئیس قوه قضاییه هم این قهرمانی را اتفاقی دانست که «کام ملت ایران را دوچندان شیرین کرد» و ضمن تبریک به بازیکنان، مربیان و دستاندرکاران، برای آنان استمرار موفقیت آرزو کرد.
مجموع این واکنشها یک پیام مشترک داشت: طلای دوحه فقط یک موفقیت ورزشی نبود؛ اعلام حضور نسلی بود که حالا نگاهها را به آینده معطوف کرده است.
