به گزارش "ورزش سه"، شمسآذر در شرایطی با دو گل از سد نساجی در قائمشهر گذشت که میزبان موقعیتهای جدی و پرشماری روی دروازه سبزپوشان ایجاد کرد؛ با این حال ادیب زارعی، دروازهبان جوان و بوشهری شمسآذر، شب درخشانی را پشت سر گذاشت و با هشت واکنش موفق، از جمله دو دبلسیو تماشایی، یکی از مهمترین عوامل اولین برد فصل تیمش بود.
دروازهبانی که پیش از این با مهار پنج ضربه پنالتی در یک مسابقه با پیراهن فولاد نامش را مطرح کرده بود و فصل گذشته نیز در تراکتور حضور داشت، حالا برای به دست آوردن فرصت بیشتر راهی شمسآذر شده است؛ انتخابی که خودش آن را نه یک عقبگرد، بلکه بخشی از مسیری بزرگتر میداند. با ادیب زارعی درباره پیروزی مقابل نساجی، درخشش خودش، رقابت سخت در پست دروازهبانی و البته رویاهایی که برای آینده در سر دارد گفتوگو کردیم.
اول از حضورت در شمسآذر بگو. دل کندن از تراکتور به عنوان یکی از مدعیان اصلی قهرمانی و رفتن به تیمی که شاید شرایط سختتری در جدول داشته باشد، تصمیم پرریسکی نبود؟
با این نگاه موافق نیستم. شمسآذر با اینکه سابقه طولانی در سطح اول فوتبال ایران ندارد، در همین مدت کوتاه خودش را به عنوان یک باشگاه قابل احترام معرفی کرده است. مهمتر از آن، فلسفهای دارد که آن را از خیلی تیمهای دیگر متمایز میکند؛ اعتماد به بازیکنان جوان و فراهم کردن فرصت واقعی برای رشد آنها. من از نزدیک میبینم که خیلی از استعدادهای جوان فوتبال ایران حاضرند حتی با شرایط مالی پایینتر شمسآذر را انتخاب کنند، چون احساس میکنند اینجا میتوانند آینده حرفهای خودشان را بسازند. خودم هم پیشنهادهای دیگری داشتم، اما احساس کردم شرایط برای بازی کردن و پیشرفت در شمسآذر مهیاتر است. یک فصل به صورت قرضی اینجا هستم و امیدوارم وقتی این فصل تمام شد، هم خودم از انتخابم خاطره خوبی داشته باشم و هم هواداران شمسآذر از حضور من.

بعد از کسب تنها یک امتیاز در سه بازی ابتدایی، کمتر کسی تصور میکرد بتوانید در قائمشهر نساجی را شکست بدهید.
ما حتی مقابل آلومینیوم هم شایسته کسب امتیاز بودیم. اگر بخواهم فقط از نظر کیفیت فوتبالی نگاه کنم، فکر میکنم در سه هفته ابتدایی هم میتوانستیم امتیازات بیشتری داشته باشیم، اما فوتبال همیشه چیزی را که استحقاقش را دارید همان لحظه به شما نمیدهد. خوشبختانه مقابل نساجی توانستیم نتیجه زحمتی را که تیم کشیده بود بگیریم. برد در قائمشهر هم کار سادهای نیست و از این بابت واقعاً برای خودم، همتیمیهایم و هواداران شمسآذر خوشحالم.
با این حال نمیتوان سهم تو و سیوهای پرتعدادت را در این سه امتیاز نادیده گرفت.
اول باید از اعتماد آقای وحید رضایی تشکر کنم. همینطور آقای شهرام مهربان، مربی دروازهبانها، که زحمات زیادی برای من کشیدهاند. مهرشاد اسدی را هم باید بگویم؛ شاید روی کاغذ رقیب من باشد، اما رابطه ما واقعاً شبیه دو برادر است. خصوصاً در این بازی که آقای مهربان به دلیل محرومیت کنار زمین نبودند، مهرشاد خیلی کنارم بود. بازی سختی بود و نساجی موقعیتهای زیادی ساخت. البته ما هم چند فرصت بسیار خوب داشتیم که اگر تبدیل به گل میشد، شاید کار خیلی زودتر برایمان راحت میشد. همه ما با انگیزه زیادی وارد این مسابقه شدیم. احساس میکردیم زمانی رسیده که باید نتیجه تلاشمان را بگیریم و خوشبختانه این اتفاق افتاد.
درباره خود واکنشهایت چیزی نمیگویی؟ این خونسردی و آمادگی از کجا میآید؟
ما بوشهریها یک راه مخصوص داریم؛ با آهنگ جنوبی آرام میشویم! میتوانید بروید از مهدی طارمی هم بپرسید(میخندد) من قبل از بازی معمولاً موسیقی بوشهری گوش میکنم و کمک میکند با تمرکز بیشتری وارد زمین شوم. اما جدای از شوخی، تمرینات خیلی خوبی داشتیم. ضمن اینکه وقتی داخل زمین میبینید همتیمیتان دو برابر توانش میدود و وقتی تعویض میشود حتی نای رسیدن تا نیمکت را ندارد، ناخودآگاه شما هم احساس مسئولیت بیشتری میکنید. اگر بازی را دوباره ببینید، بازیکنان شمسآذر واقعاً سر و جانشان را جلوی توپ گذاشتند. همه برای یکدیگر جنگیدند. وقتی چنین چیزی را جلوی خودت میبینی، تو هم نمیتوانی کم بگذاری. من فقط تلاش کردم سهم خودم را انجام بدهم.

در دو صحنه هم دبلسیو داشتی. به نظر میرسد هدف بزرگی در ذهن داری.
قطعاً. من برای همین اینجا هستم؛ آمدهام بهترین نسخه خودم را نشان بدهم. البته فوتبال یک ورزش تیمی است. شاید من در چند صحنه آخر کار همتیمیهایم را تکمیل کردم، اما قبل از هر سیو اتفاقات زیادی در زمین افتاده است. با این حال یک چیز را صادقانه میگویم؛ امیدوارم این بهترین بازی دوران فوتبالم نباشد. اگر قرار باشد بهترین نمایش من در همین سن و همین مسابقه باقی بماند، یعنی در ادامه پیشرفت نکردهام. من منتظر بازیهای بهتر از این هستم.
با توجه به آن نمایش معروف با فولاد و مهار پنج پنالتی، شاید بتوان گفت این یکی از بهترین بازیهای دوران حرفهای تو بود.
نمیخواهم مردم من را به خاطر یکی دو بازی به یاد بیاورند. نمیخواهم این حرف را از روی غرور برداشت کنید؛ چون فوتبال به همه ثابت کرده که ممکن است امروز بهترین بازیکن زمین باشید و فردا یک اشتباه انجام بدهید. برای یک دروازهبان این موضوع حتی پررنگتر است. ممکن است من هم فردا اشتباه کنم و هیچ چیز عجیبی نیست. چیزی که برایم اهمیت دارد این است که روزبهروز بهتر شوم و در نهایت آنقدر بازی خوب داشته باشم که برای شناختن ادیب زارعی مجبور نباشید فقط یک مسابقه یا یک شب خاص را به خاطر بیاورید.
شاید قبل از این کمی هم بدشانس بودی؛ در فولاد و بعد در تراکتور پشت سر گلرهای مطرحتر قرار گرفتی و در تراکتور هم بیرانوند حضور داشت.
اینکه پشت سر یک دروازهبان باتجربهتر و نامآشناتر قرار بگیرید، به این معنا نیست که دروازهبان ضعیفی هستید. در تیم ملی هم همین اتفاق وجود دارد. پیام نیازمند، سیدحسین حسینی و دیگر دروازهبانان خوب فوتبال ایران شاید در مقاطعی پشت سر علیرضا بیرانوند قرار گرفته باشند، اما آیا کسی میتواند توانایی آنها را زیر سؤال ببرد؟ قطعاً نه. پست دروازهبانی همین است. گاهی باید صبور باشید، تمرین کنید و منتظر لحظه خودتان بمانید. من همیشه دنبال بهتر شدن هستم. وظیفه من این است که اجازه ندهم توپ وارد دروازه شود. شاید ساده به نظر برسد، اما بعضی وقتها برای انجام همین مأموریت باید کارهای غیرممکن انجام بدهید؛ و من اتفاقاً عاشق همین قسمت دروازهبانی هستم. البته هیچ دروازهبانی نمیتواند همیشه همهچیز را نجات دهد. روزهایی هم وجود دارد که کاری از دست شما برنمیآید. اما وظیفه من این است که هر بار برای کمک به تیم تا آخرین توانم تلاش کنم.
اما همان «کار غیرممکن» که گفتی، در شمسآذر احتمالاً سختتر هم میشود. شاید گلری که در پرسپولیس، استقلال، سپاهان یا تراکتور بازی میکند با ساختار و نفرات باتجربهتری روبهرو باشد و کمتر تحت فشار قرار بگیرد. اینجا ممکن است همیشه نتوانی غیرممکن را ممکن کنی.
همیشه نمیشود غیرممکن را ممکن کرد. اما به نظرم یک دروازهبان نباید قبل از شوت تصمیم بگیرد کدام توپ غیرممکن است. کار من این است که تا آخرین لحظه باور کنم میشود توپ را گرفت. اتفاقاً ارزش کار به همین سختی است. اگر همهچیز ایدهآل بود، شاید خیلیها میتوانستند این کار را انجام بدهند. من نمیگویم قرار است هر مسابقه همه توپها را بگیرم؛ چنین ادعایی غیرواقعی است. بعضی شبها میشود و بعضی شبها نه. اما یک چیز قطعی است؛ من هیچوقت قبل از مسابقه و قبل از شوت نباید تسلیم آن شوی! اگر آسان بود، دیگر اسمش غیرممکن نبود.
ولی شاید همین شرایط رسیدن به رویای تیم ملی، فوتبال اروپا یا تیمهای بزرگتر را هم سختتر کند.
من اتفاقاً این مسیر را بیشتر دوست دارم. از پرسپولیس، استقلال، سپاهان یا تراکتور به تیم ملی رسیدن شاید مسیر ایدهآل و دستیافتنیتری باشد، اما من دوست دارم مسیر خودم را بسازم. اگر برای دیده شدن حتماً لازم باشد پیراهن یک تیم بزرگ را بپوشم، یعنی هنوز آنقدر که باید خوب نشدهام. هدف من این است که از همینجا آنقدر خوب باشم که نتوانند من را نادیده بگیرند. این چیزی است که برایش تلاش میکنم.
آینده را با شمسآذر چطور میبینی؟
من یک فصل به صورت قرضی اینجا هستم، اما تا این لحظه همهچیز برایم جذاب بوده؛ یک تیم جوان، باانگیزه و جنگنده. خودم در تیم امید هم حضور دارم و بعضی وقتها در تمرین شمسآذر احساس میکنم هنوز در همان فضای تیم امید هستم! تعداد بازیکنان جوان زیاد است، همه دنبال پیشرفت هستند و رقابت عجیبی بین بچهها وجود دارد. شاید تشبیه عجیبی باشد، اما شمسآذر برای یک بازیکن جوان کمی شبیه «معبد شائولین» است! اینجا قرار نیست همهچیز راحت باشد. باید فشار تحمل کنید، بجنگید، اشتباه کنید، یاد بگیرید و دوباره بلند شوید؛ اما اگر خوب باشید و دوام بیاورید، میتوانید از اینجا بازیکن خیلی بهتری خارج شوید. آقای رضایی هم در این مجموعه فقط دنبال نتیجه گرفتن نیست. به نظرم بخشی از کارش شبیه الماستراشی است؛ بازیکن جوان را میگیرد، روی ضعفهایش فشار میآورد، از او بیشتر میخواهد و تلاش میکند چیزی را که شاید هنوز خودش در وجودش نمیبیند بیرون بکشد. ما تیم جوانی هستیم و طبیعتاً ممکن است بالا و پایین داشته باشیم، اما همین جوانی یک مزیت بزرگ هم دارد؛ هیچکس سیر نیست. همه چیزی برای ثابت کردن دارند. من هم یکی از همانها هستم. هنوز چیزی را به دست نیاوردهام که بخواهم بابتش راضی باشم. این برد تمام شد؛ فردا دوباره از صفر شروع میکنیم.
عکس: امید نانکلی
