خیلی از فوتبال دوستان به تماشای دیدار استقلال و فولاد و استقلال در اهواز نشستند. رقابتی همیشه جذاب و جالب بین دو تیم جامدار با دو رنگ قرمز و آبی که یادآور جنگ ابدی و ازلی است، بین دو شهر با ادعای پایتختی فوتبال!
اما این مسابقه خلاف تمام حساسیت و جذابیت، چنگی به دل نزد. بیشتر از کیفیت فنی بازی و نمایش ستارههای گران قیمت، این کیفیت بد چمن ورزشگاه بود که به چشم میآمد. تساوی بدون گل، بدون صحنههای جذاب، قبل از هر چیز به ترس و احتیاط دو مربی برمیگشت.
همواره در فوتبال ما بازیهای قبل از دربی پایتخت و امتیازاتش، قربانی حساسیت آن مسابقه میشوند. بازیکن مراقب است که مصدوم یا محروم نشود، مربی هم نمی خواهد با باخت، به مهمترین بازی فصل برود!
سهراب که در سه بازی قبلی با دستور حمله، تیمش را به میدان میفرستاد، در این بازی آشکارا به دنبال آن بود که ابتدا گل نخورد و سپس اگر شد، مثل اتفاقی که هفته قبل در تبریز رخ داد، به گل و سه امتیاز برسد.
حمید مطهری هم که از بعد جانشینی به جای یحیی گل محمدی روی نیمکت فولاد، باخت نداشته ترجیح میداد رکوردش خراب نشود تا آنکه بخواهد برای سه امتیاز و کمک به پرسپولیس در هفته بعد، ریسک کند! در نهایت بازی با همان چه که دو مربی میخواستند، به پایان رسید!
