به گزارش “ورزش سه” الاهلی یکی از موفقترین دورههای تاریخ معاصر خود را پشت سر گذاشته است. تیمی که پس از سالها بار دیگر به جایگاه خود در فوتبال عربستان و آسیا بازگشت، هوادارانش را به ورزشگاهها کشاند و با هدایت ماتیاس یایسله توانست دو عنوان قهرمانی نخبگان آسیا و یک قهرمانی سوپرجام را به دست آورد.
با این حال، درست در مقطعی که انتظار میرفت الاهلی از موفقیتهای خود برای ساختن تیمی قدرتمندتر استفاده کند، تعدادی از مهمترین مهرههای این پروژه از جمع تیم جدا شدهاند.
در نخستین اتفاق مهم، ریاض محرز پس از سه فصل حضور در الاهلی از این تیم جدا شد. ستاره الجزایری در مدت حضورش در عربستان ۱۲۲ بازی برای الاهلی انجام داد، ۳۷ گل به ثمر رساند و ۴۶ پاس گل ثبت کرد و یکی از چهرههای اصلی تیم در مسیر کسب عناوین قهرمانی بود.
پس از محرز، فرانک کسیه نیز الاهلی را ترک کرد. قرارداد هافبک ساحل عاجی با این باشگاه به پایان رسید و او بدون اینکه الاهلی از انتقالش درآمدی داشته باشد، از تیم جدا شد. کسیه طی سه فصل ۱۱۹ بار برای الاهلی به میدان رفت و ۲۶ گل و ۱۴ پاس گل به نام خود ثبت کرد.
اما شاید مهمترین اتفاق برای پروژه فنی الاهلی، جدایی ماتیاس یایسله بود. سرمربی آلمانی که طی سه فصل هدایت این تیم را بر عهده داشت و نقش مهمی در موفقیتهای اخیر الاهلی ایفا کرد، پیش از آغاز فصل جدید استعفا داد و در ادامه راهی نیوکاسل یونایتد شد.

باشگاه الاهلی اعلام کرد که یایسله شخصاً تصمیم به استعفا گرفته و طبق مفاد قرارداد، مسئولیت پرداخت بند فسخ را پذیرفته است. با این حال، زمان جدایی این مربی باعث شد پروژه فنی الاهلی در آستانه فصل جدید با یک تغییر مهم مواجه شود. آن هم در شرایطی که او در برنامهریزیهای پیشفصل و آمادهسازی تیم نقش داشت.
نکته قابل توجه اینکه این جداییها پس از یک دوره ناکامی رخ ندادهاند. الاهلی در شرایطی شاهد خروج مهرههای کلیدی خود بوده که طی دو سال گذشته به موفقیتهای مهمی در سطح قاره آسیا دست یافته است. مسئلهای که باعث شده بخشی از هواداران نسبت به تصمیمات مدیریتی باشگاه سؤال داشته باشند.
به همین دلیل، صحبت از وجود توطئه برای تضعیف یا نابودی الاهلی در شرایط فعلی بیشتر یک فرضیه و برداشت هواداری است تا یک واقعیت اثباتشده. با این حال، کنار هم قرار گرفتن خروج محرز، پایان همکاری با کسیه، استعفای یایسله و برخی حواشی مربوط به نقلوانتقالات، پرسشهایی را درباره نحوه مدیریت پروژه الاهلی ایجاد کرده است.

هر یک از این اتفاقات به صورت جداگانه میتواند دلایل قابل قبولی داشته باشد. پایان قرارداد کسیه، تصمیم یایسله برای استعفا و مسائل قراردادی محرز، هرکدام توضیح خاص خود را دارند. اما هواداران الاهلی این اتفاقات را در کنار یکدیگر میبینند و نگرانند تیمی که پس از سالها توانسته بود به قله فوتبال آسیا برسد، به جای تقویت ساختار خود، در حال از دست دادن ستونهای اصلیاش باشد.
اکنون سؤال اصلی در الاهلی این است که آیا این تغییرات بخشی از یک دوره گذار و بازسازی است یا اینکه باشگاه برنامه روشنی برای حفظ و توسعه پروژهای که با موفقیت به قله فوتبال آسیا رسانده بود، ندارد. پاسخ به این سؤال احتمالاً با عملکرد الاهلی در فصل جدید و نحوه جایگزینی مهرههای جداشده مشخص خواهد شد.
