به گزارش “ورزش سه” لیگ برتر قرار است با ۱۸ تیم و ۱۸ نیمکت متفاوت شروع شود؛ ۱۸ مربی که بعضیهایشان برای اولین بار از ابتدای فصل تیمی را در اختیار گرفتهاند، بعضیها برای بازگشت آمدهاند، بعضیها جام دیدهاند و بعضی دیگر هنوز در حسرت اولین جام بزرگ دوران مربیگریشان هستند.
روی بعضی نیمکتها تجربه نشسته، روی بعضیها جوانی و جسارت و روی چند نیمکت هم مربیانی که حالا باید ثابت کنند انتخابشان فقط یک تصمیم کوتاهمدت نبوده است. از پرسپولیسِ مهدی تارتار تا استقلالِ سهراب بختیاریزاده و از پروژه جوانگرایی شمسآذر تا اولین حضور مس شهربابک در لیگ برتر؛ هر تیم قصه خودش را دارد.
در آستانه شروع فصل، ۱۸ نکته جذاب درباره ۱۸ سرمربی لیگ برتر را مرور میکنیم؛ نکاتی که شاید قبل از شروع مسابقات، تصویر متفاوتی از نیمکتهای فصل پیش رو به ما بدهد.
۱. پیروز قربانی؛ سال دوم، این بار در اراک
پیروز قربانی دیگر آن مربی تازهواردی نیست که قرار باشد صرفاً برای کسب تجربه وارد لیگ برتر شود. او فصل گذشته با فجر سپاسی به لیگ برتر رسید و در نخستین تجربهاش در سطح اول فوتبال ایران، پیش از نیمهتمام ماندن مسابقات، تیمش را تا رتبه هشتم بالا کشید؛ نتیجهای که برای یک تیم تازهصعودکرده قابل توجه بود.

حالا قربانی از شیراز به اراک رفته تا آلومینیوم را در اختیار بگیرد. مأموریت این بار اما متفاوت است؛ او دیگر قرار نیست فقط ثابت کند میتواند در لیگ برتر دوام بیاورد، بلکه باید نشان بدهد میتواند تیمی مطابق ایدههای خودش بسازد و آن را به یک تیم رقابتی تبدیل کند. فصل دوم معمولاً جایی است که یک مربی باید نشان بدهد موفقیت قبلی اتفاقی نبوده است.
۲. سهراب بختیاریزاده؛ بالاخره استقلال از روز اول!
برای سهراب بختیاریزاده یک اتفاق مهم رخ داده؛ او این بار استقلال را نه به عنوان ناجی موقت، بلکه از ابتدای فصل در اختیار گرفته است.

بختیاریزاده در سالهای گذشته بارها در مقاطع دشوار به استقلال آمد و مسئولیت را در شرایطی تحویل گرفت که فرصت زیادی برای تغییر نداشت. این بار اما داستان فرق میکند. او فرصت داشته تیم را با نگاه خودش ببندد؛ البته در شرایطی که پنجره نقلوانتقالات استقلال بسته بوده و همین موضوع کار را برایش سختتر کرده است. بنابراین این فصل برای سهراب یک آزمون جدی است: استقلالی که خودش از نقطه شروع ساخته، چقدر شبیه استقلالی خواهد بود که در ذهن خودش دارد؟
۳. امیر خلیفهاصل؛ پروژهای که قرار نیست متوقف شود
امیر خلیفهاصل حالا دیگر بخشی از پروژه استقلال خوزستان است، نه یک انتخاب موقت. قرارداد او برای دو فصل دیگر تمدید شده و خودش سومین فصل متوالی را در این مجموعه تجربه میکند.

او ابتدا در کادر فنی تیم حضور داشت و پس از جدایی میودراگ بوژوویچ، هدایت تیم را برعهده گرفت. فصل گذشته هم با اتکا به بازیکنان جوان و بومی، استقلال خوزستان را به تیمی تبدیل کرد که میتوانست یقه تیمهای مدعی را بگیرد. حالا سؤال جذاب این است: آیا خلیفهاصل میتواند از یک تیم جوان و دوستداشتنی، یک تیم واقعاً خطرناک بسازد؟ استقلال خوزستان برای جواب دادن به این سؤال، فصل مهمی در پیش دارد.
۴. مهدی تارتار؛ ۱۷ سال انتظار برای رسیدن به پرسپولیس
شاید هیچکدام از ۱۸ مربی به اندازه مهدی تارتار برای رسیدن به این نیمکت صبر نکرده باشند. تارتار نزدیک به ۱۷ سال در قامت بازیکن سابق پرسپولیس، دستیار و سرمربی تیمهای مختلف کار کرد تا بالاخره به نیمکتی برسد که سالها نامش در اطراف آن مطرح بود. پرسپولیس سرانجام او را به عنوان سرمربی جدید معرفی کرد.

حالا مسئله فقط رسیدن نیست؛ مسئله ماندن و جام گرفتن است. تارتار با تیمی روبهرو شده که تغییرات زیادی را تجربه کرده و جوانگرایی هم یکی از ویژگیهای آن است. او در تمام این سالها جام قهرمانی بزرگی به دست نیاورده و حالا شاید مهمترین فرصت زندگی مربیگریاش را در اختیار داشته باشد. بالاخره بعد از ۱۷ سال، تارتار به خانهای رسیده که زمانی در آن بازی میکرد؛ حالا باید ببیند میتواند جام را هم با خودش به آن خانه ببرد یا نه.
۵. ساکت الهامی؛ مردی که جام را بلد است
ساکت الهامی یکی از سه سرمربی این فصل است که سابقه قهرمانی دارد و اتفاقاً دو جام حذفی در کارنامهاش دیده میشود. او حالا روی نیمکت پیکان نشسته؛ تیمی که با شرایط و اهداف متفاوتی نسبت به مدعیان قهرمانی وارد لیگ میشود. همین تضاد جذاب است: مربیای که طعم جام را چشیده، حالا باید یک تیم را از مسیر دیگری به رقابت برساند. الهامی اگر بتواند همان روحیه تیمهای سختکوش و جنگندهاش را در پیکان پیاده کند، میتواند یکی از نیمکتهای دردسرساز فصل باشد.

۶. جواد نکونام؛ بازگشت بعد از دو سال
تراکتور با یک تغییر غیرمنتظره وارد فصل جدید شد و جواد نکونام جایگزین محمد ربیعی شد. برای نکونام، این بازگشت به نیمکت لیگ برتر بعد از حدود دو سال اتفاق افتاده است.

نکونام هم مثل الهامی از آن سه مربی قهرمان حاضر در لیگ برتر است؛ با این تفاوت که دو جام متفاوت در کارنامه دارد: جام حذفی و سوپرجام. حالا او به تیمی برگشته که انتظاراتش از یک تیم معمولی لیگ برتری بسیار بالاتر است. تراکتور قهرمانی را تجربه کرده و نکونام هم میداند قهرمانی چگونه به دست میآید. سؤال اصلی اما این است که آیا او میتواند خیلی زود با تیم جدیدش هماهنگ شود؟
۷. سعید اخباری؛ با ثباتترین نیمکت لیگ
اگر قرار باشد برای یک مربی در لیگ برتر عنوان «مرد ثبات» انتخاب کنیم، سعید اخباری یکی از جدیترین گزینههاست. او چهارمین فصل حضورش در مجموع و سومین فصلش در لیگ برتر را با چادرملو اردکان تجربه میکند؛ مربیای که برخلاف بسیاری از نیمکتهای لیگ، توانسته پروژهاش را ادامه بدهد و هر سال از نو شروع نکند.

در فوتبال ایران که گاهی یک باخت میتواند سرنوشت یک مربی را عوض کند، این میزان اعتماد به اخباری خودش یک اتفاق مهم است. حالا چالش بعدی او این است که چادرملو را از «تیم تازهوارد و باثبات» به تیمی تبدیل کند که برای جایگاههای بالاتر هم حرف داشته باشد.
۸. فراز کمالوند؛ سرمربیای که مدیرعامل هم شد!
فراز کمالوند دوباره به خیبر خرمآباد برگشته؛ مربیای که رابطهاش با این باشگاه فقط به نیمکت محدود نمیشود. کمالوند در مقطعی علاوه بر حضور در قامت سرمربی، مدیرعامل باشگاه هم بود و حالا دوباره مسئولیت فنی را برعهده گرفته است. او پیش از این هم تجربه هدایت خیبر را داشته و به همین دلیل با فضای باشگاه و فوتبال خرمآباد بیگانه نیست. در واقع برای کمالوند، خیبر فقط یک تیم دیگر در کارنامه نیست؛ باشگاهی است که در چند نقش مختلف تجربهاش کرده است. حالا باید دید این آشنایی به کمک او میآید یا انتظارات را بیشتر میکند.

۹. عبدالله ویسی؛ تنها لیگبرتریِ قهرمان لیگ
عبدالله ویسی یک تفاوت مهم با تمام مربیان این فصل دارد: او تنها سرمربی فعلی لیگ برتر است که سابقه قهرمانی در خود لیگ را دارد. قهرمانی با استقلال خوزستان در آن فصل تاریخی هنوز مهمترین برگ کارنامه ویسی است؛ تیمی که برخلاف معادلات مالی و ستارههای پرزرقوبرق، قهرمان شد.

ویسی حالا در ذوبآهن است؛ تیمی که پیش از شروع فصل هم دچار تغییر روی نیمکت شد و ویسی جای سیروس پورموسوی را گرفت. یک قهرمان قدیمی حالا باید در اصفهان دوباره خودش را ثابت کند. شاید بزرگترین چالش ویسی این باشد که نشان دهد آن قهرمانی فقط یک خاطره تاریخی نیست.
۱۰. محرم نویدکیا؛ یک قول قدیمی، یک فصل ناتمام
محرم نویدکیا دوباره روی نیمکت سپاهان است. او فصل گذشته در یک برنامه تلویزیونی گفته بود اگر نتواند سپاهان را قهرمان کند، برای همیشه از این تیم جدا خواهد شد. اما آن فصل به شکل عادی به پایان نرسید و اتفاقات مختلف، از جمله شرایط خاص کشور و جنگ تحمیلی، اجازه نداد پرونده مسابقات به شکل معمول بسته شود.

حالا نویدکیا دوباره برگشته و سپاهان هم شرایط متفاوتی را تجربه میکند. باید دید آن وعده قدیمی هنوز برای او معنایی دارد یا اینکه فصل جدید عملاً یک صفحه تازه در رابطه محرم و سپاهان است.
۱۱. وحید رضایی؛ شمسآذر با نسخه جوانها
وحید رضایی دومین فصل متوالی خودش را روی نیمکت شمسآذر تجربه میکند؛ مربیای که فلسفه کاریاش تا حد زیادی با سیاست باشگاه همجهت شده: جوانگرایی. رضایی خودش گفته بود فصل گذشته کار را «از زیر صفر» شروع کردهاند و ۱۸ بازیکن از تیم جدا شده بودند، در حالی که بودجه باشگاه هم محدود بوده است.

این فصل هم همان مسیر ادامه پیدا کرده و رضایی باید با گروهی از بازیکنان جوانتر کار کند. نکته جالب اینجاست که او حتی از وجود استعدادهایی صحبت کرده که به عقیدهاش میتوانستند مورد توجه تیم ملی قرار بگیرند. شمسآذر شاید پرستارهترین تیم لیگ نباشد، اما اگر چند جوانش نمایش خوبی داشته باشند، میتواند یکی از جذابترین داستانهای فصل را بسازد.
۱۲. محمد نوری؛ اولین نیمکت، سختترین مأموریت
محمد نوری برای اولین بار قرار است در قامت سرمربی در لیگ برتر کار کند. نام او برای فوتبال ایران البته تازه نیست؛ سالها در سطح اول فوتبال بازی کرده، پیراهن تیم ملی و پرسپولیس را پوشیده و حالا وارد یکی از سختترین مراحل دوران حرفهایاش شده است: تبدیل شدن از بازیکن باتجربه به مربیای که باید یک تیم را اداره کند. آن هم صنعت نفت آبادان؛ تیمی با هوادارانی پرشور و انتظارات بالا. نوری برای اینکه اولین تجربه سرمربیگریاش به یک خاطره خوب تبدیل شود، باید خیلی زود ثابت کند فقط یک اسم بزرگ روی نیمکت نیست.

۱۳. رسول خطیبی؛ بازگشت به فجر، بعد از یک تجربه تلخ
رسول خطیبی حالا سرمربی فجر سپاسی شده؛ تیمی که فصل قبل با پیروز قربانی در رتبه هشتم لیگ برتر قرار گرفت. خطیبی اما از یک فصل عجیب به فجر میآید. او فصل گذشته هدایت مس رفسنجان را در مقطعی برعهده داشت و در ۱۲ بازی فقط دو برد، چهار مساوی و شش شکست ثبت کرد. حالا فجر برای او فرصت بازسازی اعتبار است. این هشتمین تیمی لیگ برتری است که خطیبی هدایتش را بر عهده میگیرد.

۱۴. حمید مطهری؛ این بار از خط شروع
حمید مطهری بعد از یک نیمفصل دوباره به عنوان سرمربی فولاد خوزستان کارش را ادامه میدهد. اما نکته مهم برای او این است که حالا فرصت بیشتری برای اعمال تفکراتش دارد. مطهری پیش از این در نساجی هم تجربه ساختن تیم از ابتدای فصل را داشت و حالا دومین بار است که فرصت دارد یک تیم را با برنامه کامل خودش وارد فصل کند. بنابراین امسال فولادِ مطهری باید امضای خودش را داشته باشد؛ چه در ترکیب بازیکنان و چه در سبک بازی.

۱۵. مهدی رحمتی؛ از خیبر تا گلگهر
مهدی رحمتی بعد از تجربه سرمربیگری خیبر خرمآباد، حالا روی نیمکت گلگهر نشسته است؛ تیمی که طی سالهای اخیر همیشه در جمع تیمهای بالای جدول حضور داشته و ساختار مدیریتی باثباتی دارد. گلگهر هنگام انتخاب رحمتی صراحتاً روی جوان بودن و آیندهداری او تأکید کرد و عملکرد فصل گذشتهاش را یکی از دلایل این انتخاب دانست. اما شاید جذابترین تصمیم رحمتی، خارج از زمین مسابقه باشد. او تصمیم گرفته بخش بیشتری از تمرینات گلگهر در خود سیرجان برگزار شود؛ با این هدف که تیم ارتباط بیشتری با مردم و هواداران شهر داشته باشد. رحمتی حالا باید ثابت کند میتواند گلگهر را از یک تیم خوب به تیمی تبدیل کند که برای قدمهای بزرگتر هم آماده باشد.

بعد از پدیده، آلومینیوم، هوادار و خیبر خرمآباد، شمس آذر قروین و نساجی، گلگهر هفتمین تیمی است که رحمتی هدایتش در لیگ برتر را بر عهده خواهد داشت. او بعد تجربه آسیایی با پدیده و نساجی حالا با گلگهر برای سومین مرتبه راهی آسیا خواهد شد تا از این بُعد هم دارای رکورد خوبی باشد.
۱۶. قاسم شهبا؛ بالاخره لیگ برتر!
قاسم شهبا یکی از قصههای جذاب فصل است. او سالها در لیگ یک کار کرده و با آرمانگهر سیرجان تا آستانه رسیدن به لیگ برتر پیش رفته بود، اما صعودی در کار نبود. حالا شهبا سرانجام خودش را به لیگ برتر رسانده؛ البته با مس شهربابک.

مس شهربابک این فصل با شهبا به لیگ برتر رسید و باشگاه هم قرارداد این مربی را برای فصل جدید تمدید کرد؛ بنابراین فصل جاری نخستین تجربه حضور شهبا در بالاترین سطح فوتبال ایران است. حالا همان مربیای که سالها برای رسیدن به اینجا جنگید، بالاخره به لیگ برتر رسیده است. مأموریت اولش هم روشن است: ثابت کند برای ماندن آمده، نه فقط برای یک فصل حضور.
۱۷. مازیار زارع؛ ملوان با یک چهره آشنا
مازیار زارع را باید یکی از مربیانی دانست که نیمکت ملوان برایش فقط یک شغل نیست؛ بخشی از هویت فوتبالی اوست. او که سالها با پیراهن ملوان بازی کرده و بعدها روی نیمکت این تیم هم نشسته، حالا فصل جدید را هم در انزلی ادامه میدهد؛ علیرغم پیشنهاداتی که از تیمهای دیگر نیز داشت. زارع حالا وارد مرحلهای شده که دیگر صرفاً بازگشت یک چهره محبوب به نیمکت ملوان نیست؛ او باید تیمی بسازد که موفقیت فصل قبل را تکرار یا حتی بهتر کند. برای مربیای که خودش سالها بخشی از تاریخ ملوان بوده، این فصل میتواند یکی از مهمترین فصلهای دوران مربیگریاش باشد.

۱۸. مجتبی حسینی؛ بازگشت به لیگ برتر با قهرمان لیگ یک
مجتبی حسینی با جدایی از آلومینیوم اراک، حالا هدایت نساجی مازندران را برعهده گرفته؛ تیمی که با قهرمانی در لیگ یک دوباره به لیگ برتر برگشته است. این یعنی حسینی برخلاف مربیای که یک تیم لیگ برتری آماده را تحویل میگیرد، باید پروژهای را از نقطهای متفاوت شروع کند: تیمی تازهصعودکرده که باید خیلی سریع خودش را با سرعت و فشار لیگ برتر تطبیق دهد.

در لیگ برتر همه حسینی را به جوانگرایی و استفاده از بازیکنان مستعد میشناسند. از پیکان تا آلومینیوم اراک چنین پروژهای را پیش برده و حالا در نساجی هم در کنار بازیکنان باتجربهای که دارد، از بازیکنان مستعدی نیز برخوردار است. حالا باید دید او در تیمی پرطرفدار و پر امکانات، پروژه خود را چگونه پیش میبرد.
