لیگ قهرمانان اروپا
فنرباغچه ۲
اشتورم گراتس ۰
پایان World
لیگ قهرمانان اروپا
آرهوس ۲
صباح ۱
پایان World
لیگ قهرمانان اروپا
المپیاکوس ۰
نایمخن ۰
پایان World
لیگ قهرمانان اروپا
اسپارتا پراگ ۲
لیون ۱
پایان World
لیگ قهرمانان اروپا
اونیون سن-ژیلواز ۳
بودو/گلیمت ۳
پایان World
لیگ قهرمانان اروپا
دینامو زاگرب ۵
کاوناس ژالگیریس ۰
پایان World
لیگ قهرمانان اروپا
هاپوئل بئرشوا ۱
ستارهٔ سرخ بلگراد ۰
پایان World
لیگ قهرمانان اروپا
لوسکی صوفیه ۱
کایرات آلماتی ۰
پایان World
لیگ قهرمانان اروپا
آرارات-ارمنستان ۲
تسلیه ۱
پایان World
لیگ قهرمانان اروپا
میلبی ۱
اسلوان براتیسلاوا ۲
پایان World
لیگ اروپا
فرنتس‌واروش ۱
گورنیک زابژه ۰
پایان World
لیگ اروپا
شمراک رووِرز ۳
اگناتیا ۱
پایان World
لیگ اروپا
لارن ۰
سابورتالو ۰
پایان World
لیگ کنفرانس اروپا
پاناتینایکوس ۱
ث‌اس‌کا‌آ ۱۹۴۸ ۱
پایان World
لیگ کنفرانس اروپا
بران ۰
آپولون لیماسول ۱
پایان World
لیگ کنفرانس اروپا
اودا ۱
دینامو تیرانا ۰
پایان World
دوستانه باشگاهی
مایورکا ۳
پاری سن‌ژرمن ۰
پایان World
دوستانه باشگاهی
آرسنال ۱
رئال بتیس ۳
پایان World
دوستانه باشگاهی
ساسولو ۱
سلتاویگو ۴
پایان World
دوستانه باشگاهی
شواتس ۰
آگزبورگ ۱۵
پایان World

روایت احساسی فدراسیون والیبال از تمرین تیم ملی

روایت احساسی فدراسیون والیبال از تمرین تیم ملی

پشت درهای بسته سالن تمرین، همیشه اتفاق‌هایی جریان دارد که در گزارش نتیجه‌ها و خبرهای روزانه جایی پیدا نمی‌کنند. این روایت، نگاهی به فاز نخست اردوی تیم ملی مردان ایران از زاویه همین جزئیات است.

به گزارش "ورزش سه"، فدراسیون والیبال ایران گزارشی احساسی و جالب را در خروجی سایت خود قرار داد که حال و هوای تمرینات این روزهای تیم ملی را به شکل متفاوتی بیان می‌کند: «وقتی پایت را داخل سالن فدراسیون می‌گذاری، قبل از اینکه چشمت به چیزی بیفتد، صداست که به استقبالت می‌آید. اما این‌بار نه خبری از موسیقی کرکننده روزهای مسابقه است و نه تماشاچی روی سکوها. در این فضای روشن و خلوت، صداها بی‌واسطه می‌پیچند؛ صدای تیز کشیده شدن کفی کفش‌ها روی پارکت، کوبش سنگین توپ‌ها و فریادهایی که مدام اسم‌ها را صدا می‌زنند. یک حلقه اتحاد ساده اول کار شکل می‌گیرد، دست‌ها روی هم قرار می‌گیرد و با یک «ایران» بلندی که سالن را می‌لرزاند، همه‌چیز شروع می‌شود. از همین‌جا می‌توان فهمید این ده روزی‌ که ۱۵ بازیکن در فاز اول اردو کنار هم بوده‌اند، فقط یک تمرین معمولی نبوده است. انرژی سالن آن‌قدر بالاست که حتی اگر بیرون ساختمان هم قدم بزنی، صدای فریادهایشان را می‌شنوی.

شدت تمرین بالاست، اما نه از آن فشارهایی که کادر فنی بخواهد به زور به تیم وارد کند. انگار خود بچه‌ها یک طلب شخصی از والیبال دارند و می‌خواهند با خطاهایشان همین‌جا، داخل همین سالن تسویه‌حساب کنند. اسفندیار از کنار یکی از سرویس‌هایش ساده رد نمی‌شود. از مربی می‌خواهد توپ دیگری برایش بیندازد و دوباره پشت همان خط می‌ایستد. صحنه‌ای که فقط چند متر آن‌طرف‌تر، شکل دیگری پیدا می‌کند؛ یکی برای نجات یک توپ روی زمین می‌افتد، دیگری بعد از یک دریافت ناموفق بی‌اختیار فریاد می‌زند و چند ثانیه بعد، دوباره همان حرکت را تکرار می‌کند. 

انگار اینجا هیچ اشتباهی قرار نیست همان‌طور که اتفاق افتاده، رها شود؛ هر حرکت، تا وقتی به چیزی که در ذهنشان هست نزدیک نشود، دوباره و دوباره تکرار می‌شود.

کمی آن‌طرف‌تر در جریان تمرین و رالی‌های سنگین، تلاش برای زنده نگه داشتن توپ‌ها به اوج می‌رسد. شیرجه‌های تماشایی لیبروها، یعنی کمیل و توانا، سالن را به وجد می‌آورد. البته این فقط مخصوص آن‌ها نیست؛ در این فشار بی‌امان، بارها پیش می‌آید که چهره‌های بازیکنان برای چند لحظه از شدت برخورد و درد دست و بدن‌هایشان درهم می‌رود، اما هیچ‌کس از توپ دست نمی‌کشد و تا آخرین لحظه برای نجاتش می‌جنگد.

با وجود این حجم از فشار و تکرار، جو سالن اصلا سنگین یا درگیر رقابتی ناسالم نیست. اتفاقا رفاقت و یک روحیه رو به جلوی عجیب بر سالن حاکم است. امین لابلای همین آیتم‌های پرفشار، علاوه بر جنگندگی فوق‌العاده‌اش، به خوبی نقش یک بزرگ‌تر را هم بازی می‌کند. بین بچه‌ها می‌چرخد، می‌خندد و با فریادها و انرژی دادنش بقیه را شارژ می‌کند. کلمات انرژی‌بخشی مثل «آفرین»، «باریکلا»، «بریم»، «دوباره» یا «سریع‌تر» فقط از زبان مربیان شنیده نمی‌شود؛ خود بازیکنان مدام یکدیگر را هل می‌دهند تا ریتم تمرین حتی یک ثانیه هم افت نکند.

در میان همین رفت‌وآمدها، متین و شایان را می‌بینی؛ دو بازیکن جوانی که تقریبا بدون استراحت از مسابقات قبلی به اردو اضافه شده‌اند. با اینکه فشار اردوهای طولانی قبل هنوز در تن‌شان هست و شاید خسته‌تر به نظر برسند، اما پابه‌پای بقیه می‌دوند و ذره‌ای از انگیزه و سرسختی‌شان کم نشده است.

کادر فنی ایرانی و توماس توتولو—که زودتر از پیاتزا آمده تا کنترل کار را دست بگیرد—کنار زمین ایستاده‌اند. توتولو با همان انرژی ایتالیایی‌اش، جدی‌ترین نکات تکنیکی را با شوخی و ارتباط نزدیک قاطی می‌کند تا فضا خشک نشود. پیام مربیان به این ۱۵ نفر ساده و روشن بوده: فرصت برابر برای همه وجود دارد و در ورود به ترکیب اصلی به روی هیچ‌کس بسته نیست؛ حالا بهترین وقت برای نشان دادن خودتان است. و انگار همه هم همین تصمیم را گرفته‌اند.

این بازیکنان با همین انرژی، یک چالش و تهدید واقعی برای بازیکنانی هستند که قرار است طی روزهای آینده به اردو اضافه شوند؛ کسانی که با انگیزه آهنین‌شان نشان داده‌اند سهمیه مسابقات قهرمانی آسیا و بازی‌های آسیایی را به این راحتی‌ها به کسی واگذار نمی‌کنند.

در اواخر تمرین و در میان رالی‌ها، سالن ناگهان خاموش می‌شود. خاموشی ناگهانی، جریان کار را به یکباره قطع می‌کند اما با خنده‌ها و سر و صدای بچه‌ها همراه است. در همان تاریکی، آخرین حلقه تمرین دور کادر فنی شکل می‌گیرد؛ صحبت‌های پایانی زده می‌شود و صدای خنده‌ها کم‌کم جای خودش را به سکوت می‌دهد، تا فاز اول اردو در آرامش سالن خاموش به پایان برسد.

در سکوت و خاموشی سالن تمرین، صدای قدم‌های آشنایی شنیده می‌شود …»

تیم ملی والیبال ایران فدراسیون والیبال والیبال
مشاهدهٔ منبع اصلی ↗