جام جم آنلاین – تراژدی اینبار در برودپیک رقم خورد، دوازدهمین قله مرتفع جهان. نیرمال پورجا با همان روحیه جنگجوی همیشگی به راه افتاد. تراژدی بزرگی که یک کوهنورد را میبلعد اینبار انتظار نیرمال را میکشید.
نیرمال پورجا که بریتانیایی-نپالی است تمام ۱۴ قله بالای ۸۰۰۰ متر جهان را تنها در ۶ ماه و ۶ روز فتح کرده بود. رکوردی باورنکردنی که پیش از او بیش از ۷ سال به طول انجامیده بود.
بر اساس اطلاعات منتشر شده بهمن در ارتفاع ۶۶۰۰ متری روی سر نیرمال و سایرین ریخته است. حجم بهمن آنقدر عظیم و وحشتناک بوده که این گروه را صدها متر به پایینتر انداخته است. شرایط آنچنان از لحاظ جوی نامساعد است که امکان جستوجو وجود ندارد. علاوه بر نیرمال پورجا کوهنوردانی از آمریکا، عمان، چین و پاکستان در این حادثه ناپدید شدند.
چرا با وجود تجربههای تلخ گذشته، باز هم چنین حوادثی تکرار میشوند؟ اصلا این نامش شجاعت است یا چیز دیگر؟!
سرنوشت لیلای ایران
کوهنوردی بدون تردید یکی از دشوارترین و جذابترین رشتههای ورزشی جهان است. غلبه بر قلهها، مبارزه با طبیعت و فتح ارتفاعات، رؤیایی است که بسیاری از کوهنوردان سالها برای آن تلاش میکنند.
روی دیگر این رؤیا، خطری است که گاهی بهای آن جان انسانهاست.
این نخستین بار نیست که یک کوهنورد در دل کوهستان جان خود را از دست میدهد. سالها پیش لیلا اسفندیاری، از برجستهترین کوهنوردان ایران، هنگام صعود به گاشربروم ۲ در پاکستان سقوط کرد و جان باخت. پیکر او هرگز به پایین منتقل نشد. نه به این دلیل که کسی بیتفاوت بود بلکه، چون عملیات انتقال میتوانست جان افراد دیگری را به خطر بیندازد و خود او نیز پیشتر خواسته بود در چنین شرایطی برای بازگرداندن پیکرش جان دیگری قربانی نشود. به این ترتیب لیلا برای همیشه در کوه باقی ماند.
تکرار مدام یک تراژدی
در سالهای اخیر نیز بارها شاهد مرگ کوهنوردان در قلههای ایران و جهان بودهایم. از بهمن و سقوط گرفته تا سرمازدگی و کمبود اکسیژن همگی خطراتی هستند که برای هیچ کوهنوردی ناشناخته نیستند. کسانی که پا به این مسیر میگذارند، معمولاً آموزشدیدهاند و بهتر از هر فرد دیگری میدانند که یک تغییر ناگهانی در وضعیت هوا یا یک تصمیم اشتباه میتواند به فاجعه ختم شود.
با این حال، شاید وقت آن رسیده باشد که نگاه رمانتیک به این ورزش کمی به چالش کشیده شود. معمولاً پس از مرگ یک کوهنورد جملاتی مانند «روحش با کوه یکی شد» یا «کوه خانه ابدی اوست» زیاد شنیده میشود. عباراتی شاعرانه که شاید اندکی از تلخی حادثه بکاهد، اما نباید باعث شوند اصل ماجرا فراموش شود. واقعیت این است که کوه، با همه زیبایی و شکوهش، محیطی بیرحم و غیرقابل پیشبینی است.
کوهنوردان را میتوان در زمره بیاحتیاطترین ورزشکاران جهان نیز قرار داد. چون آگاهانه وارد محیطی میشوند که احتمال مرگ یا آسیب شدید در آن به مراتب بیشتر از بسیاری از رشتههای ورزشی است. آنها میدانند صعود در ارتفاع، بهویژه در هوای بسیار سرد، طوفانی یا ناپایدار، چه خطرهایی به همراه دارد. با این وجود این کوهنوردان بارها هشدارها، پیشبینیهای هواشناسی یا نگرانی خانواده و دوستان را نادیده میگیرند و راهی مسیر میشوند.
به فکر دیگران باشید
چند ماه پیش یک مادر کوهنورد هم بدون فکر کردن به عواقب کوهنوردی در سرما در همین تهران جان باخت.
میان شجاعت و پذیرش ریسک، با نادیده گرفتن خطرهای قابل پیشبینی، تفاوت وجود دارد. هر صعودی که برخلاف هشدارهای جدی و بدون توجه به شرایط انجام شود، تنها زندگی یک نفر را به خطر نمیاندازد؛ بلکه خانواده، دوستان، تیمهای امداد و حتی جامعه را نیز درگیر پیامدهای خود میکند.
در کنار ستایش اراده و جسارت کوهنوردان باید بیش از گذشته بر مسئولیتپذیری، تصمیمگیری منطقی و احترام به هشدارهای ایمنی تأکید کرد. هیچ قلهای ارزش آن را ندارد که بهای فتحش از دست رفتن جان انسانی باشد که میتوانست با اندکی صبر یا یک تصمیم محتاطانهتر بار دیگر فرصت صعود را پیدا کند.
مرگ در ارتفاع؛ شجاعت یا نادیده گرفتن خطر؟ / نیرمال پورجا هم به ابدیت کوهستان پیوست

دوباره تراژدی تکرار شد، یک کوهنورد دیگر، یک کوه بی رحم دیگر و یک بهمن مرگبار دیگر. اینبار قربانی نیرمال پورجا نام داشت، یک کوهنورد بسیار مطرح و البته با کارن...