جام جم آنلاین - فوتبال جهان این روزها با یکی از بزرگترین بحرانهای مدیریتی تاریخ خود روبهرو شده است. طرح جنجالی فیفا برای واگذاری بخشی از حقوق تجاری جام جهانی به سرمایهگذاران خصوصی موجی از مخالفت را در میان کشورهای اروپایی به وجود آورده، مخالفتی که حتی به تهدید رسمی برای تحریم جام جهانی و سایر رقابتهای فیفا رسیده است. حالا این سؤال مطرح میشود که آیا اروپا واقعاً حاضر است بزرگترین تورنمنت فوتبال جهان را تحریم کند یا این تهدید تنها یک ابزار فشار برای عقبنشینی فیفاست؟ در شرایطی که فیفا از مواضع خود عقب نشینی کرده و فعلا برنده این جنگ یوفاست به نظر می رسد تهدید به آن بزرگی هم قرار نبود عملیاتی شود.
جنجالی ترین طرح تاریخ فیفا
ماجرا از زمانی آغاز شد که جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، طرح تأسیس یک شرکت تجاری جدید را مطرح کرد، شرکتی که قرار بود بخشی از درآمدها و حقوق تجاری مسابقات بزرگ از جمله جام جهانی را مدیریت کند و بخشی از سهام آن نیز به سرمایهگذاران خصوصی واگذار شود. هدف فیفا جذب میلیاردها دلار سرمایه و افزایش منابع مالی برای توسعه فوتبال عنوان شد اما بسیاری این طرح را به منزله تجاریسازی بیش از حد مهمترین رویداد فوتبال دنیا دانستند.
واکنش اروپا بسیار شدید بود. اتحادیه فوتبال اروپا (UEFA) اعلام کرد که فوتبال یک دارایی عمومی است و نباید تحت مالکیت یا نفوذ سرمایهگذاران خصوصی قرار بگیرد. در ادامه نیز ۵۵ عضو یوفا به صورت هماهنگ اعلام کردند که اگر فیفا این طرح را اجرا کند احتمال تحریم تمام مسابقات تحت نظر فیفا از جمله جام جهانی وجود دارد. این موضع اختلاف میان دو نهاد بزرگ فوتبال جهان را به بالاترین سطح در سالهای اخیر رسانده است. فیفا در واکنش به این تهدید شدید کمی از مواضع خود کوتاه آمد. اما آیا همه چیز همین جا تمام می شود؟
آن تهدید و این ترفند
اما آیا حتی اگر فیفا هم عقب نمی کشید چنین تحریمی واقعاً قابل اجراست؟ از نظر فنی بله زیرا یوفا میتواند اعضای خود را از حضور در مسابقات منع کند اما به این سادگی هم نیست. خسارت هایی بسیار سنگین و باورنکردنی برای فوتبال اروپا اتفاق می افتاد که همه چیز را زیر سوال می برد. بنابراین آن تهدید اگرچه عملیاتی است اما از لحاظ واقعیت های فوتبال و مالی خیر. از نظر عملی اجرای چنین تصمیمی بسیار دشوار خواهد بود. جام جهانی بدون قدرتهای سنتی اروپا مانند انگلیس، اسپانیا، آلمان، فرانسه، ایتالیا، پرتغال و هلند بخش بزرگی از جذابیت ورزشی و تجاری خود را از دست میدهد. از سوی دیگر خود این کشورها نیز میلیاردها دلار درآمد مستقیم و غیرمستقیم از حضور در جام جهانی به دست میآورند و غیبت در این رقابتها میتواند به فوتبال ملی آنها نیز آسیب بزند.
نکته مهم دیگر این است که مخالفت با طرح فیفا تنها به اروپا محدود نمانده است. کنفدراسیونهای کونکاکاف و فوتبال آسیا نیز نسبت به شیوه ارائه این طرح و نبود شفافیت در جزئیات آن انتقاد کردهاند. حتی برخی مدیران ارشد فیفا و مشاوران نزدیک به اینفانتینو نیز از سمت خود استعفا داده یا نسبت به این پروژه اعتراض کردهاند. اختلاف صرفاً یک نزاع میان اروپا و فیفا نیست بلکه بخشی از جامعه فوتبال جهان نیز نسبت به آینده این طرح تردید دارد. اما فیفا برای اینکه کمی فشارها را کمتر کرد ترفندی معمولی به کار برد. فعلا از مواضع خود کوتاه آمد تا فرصت کافی برای راضی کردن همه داشته باشد.
بزرگ ترین اختلاف تاریخ
نشانههای اخیر حاکی از آن است که فشار گسترده اتحادیههای فوتبال نتیجه داده است. گزارشها نشان میدهد فیفا پس از افزایش مخالفتها اجرای این طرح را متوقف کرده و اعلام کرده است که فرآیند فروش سهام شرکت تجاری جدید فعلاً ادامه نخواهد یافت. این عقبنشینی نشان میدهد تهدید اروپا بیاثر نبوده و فیفا ترجیح داده از تشدید بحران جلوگیری کند.
اگرچه تهدید تحریم جام جهانی از سوی اروپا بسیار جدی بود اما احتمال اجرای کامل آن از ابتدا نیز چندان زیاد به نظر نمیرسید. هزینههای اقتصادی، ورزشی و سیاسی چنین تصمیمی برای هر دو طرف بسیار سنگین است. به همین دلیل د هدف اصلی یوفا، وادار کردن فیفا به عقبنشینی و اصلاح طرح بود نه حذف بزرگترین تیمهای فوتبال جهان از جام جهانی.
آنچه در روزهای اخیر رخ داد نیز همین تحلیل را تقویت میکند. به نظر میرسد فعلاً خطر تحریم جام جهانی کاهش یافته اما اختلاف میان فیفا و یوفا بر سر نحوه اداره و تجاریسازی فوتبال جهان همچنان پابرجاست، اختلافی که میتواند در سالهای آینده نیز بار دیگر به یکی از مهمترین چالشهای مدیریت فوتبال تبدیل شود.
