آتزوری در بن‌بست

آتزوری در بن‌بست

قرار بود تابستان ۲۰۲۶ نقطه آغاز یک انقلاب باشد؛ انقلابی که فوتبال ایتالیا را از دل یکی از تاریک‌ترین دوره‌های تاریخش بیرون بکشد و دوباره به جمع قدرت‌های بزرگ...

 
اما تنها چند هفته کافی بود تا تمام آن امیدها جای خود را به تردید، اختلاف و حاشیه بدهد. پروژه‌ای که با حضور اسطوره‌هایی مانند پائولو مالدینی، لئوناردو، آندره‌آ پیرلو و حتی رویای جذب پپ گواردیولا شکل گرفته بود، خیلی زود به نمادی از همان مشکلات قدیمی فوتبال ایتالیا تبدیل شد؛ فوتبالی که سال‌هاست بیش از آنکه درگیر مسائل فنی باشد، اسیر تصمیم‌های عجولانه، کشمکش‌های مدیریتی و فشارهای بیرونی است.
برای کشوری که چهار بار جام جهانی را فتح کرده و دهه‌ها یکی از مهدهای فوتبال جهان بوده، غیبت در جام جهانی ۲۰۲۶ یک شکست ساده نبود؛ بلکه بحرانی حیثیتی محسوب می‌شد. ایتالیا برای سومین دوره متوالی نتوانست راهی بزرگ‌ترین تورنمنت فوتبال جهان شود؛ اتفاقی که تا چند سال قبل حتی تصورش هم دشوار بود.
شکست دردناک برابر بوسنی و هرزگوین در پلی‌آف انتخابی جام جهانی، آخرین ضربه بر پیکر فوتبالی بود که سال‌هاست از دوران طلایی خود فاصله گرفته است. واکنش افکار عمومی شدید بود و خیلی زود تغییرات مدیریتی آغاز شد. گابریله گراوینا، جان‌لوئیجی بوفون و گنارو گتوزو از مسئولیت‌های خود کنار رفتند و جیووانی مالاگو به عنوان رئیس جدید فدراسیون فوتبال ایتالیا مامور شد پروژه بازسازی را آغاز کند.
اولین تصمیم بزرگ او، انتخاب پائولو مالدینی به عنوان مدیر فنی بود؛ انتخابی که بسیاری آن را مهم‌ترین خبر فوتبال ایتالیا در سال‌های اخیر توصیف کردند. مالدینی نه فقط یک اسطوره، بلکه نماد شخصیت، اعتبار و حرفه‌ای‌گری فوتبال ایتالیاست؛ کسی که قرار بود اعتماد از دست رفته را بازگرداند.
در کنار او، لئوناردو، ستاره سابق برزیل و هم‌تیمی قدیمی مالدینی در میلان نیز به پروژه اضافه شد تا ترکیبی از تجربه مدیریتی و اعتبار بین‌المللی شکل بگیرد. هدف فقط انتخاب یک سرمربی نبود؛ بلکه طراحی ساختاری جدید برای فوتبال ایتالیا بود؛ ساختاری که بتواند این کشور را از چرخه شکست‌های تکراری خارج کند.
   رویایی به نام گواردیولا
نخستین ماموریت مالدینی، انتخاب سرمربی جدید بود. او و تیم مدیریتی جدید تصمیم گرفتند بلندپروازانه‌ترین مسیر ممکن را انتخاب کنند. پپ گواردیولا در صدر فهرست قرار گرفت.
انتخابی که اگر عملی می‌شد، شاید بزرگ‌ترین تحول تاریخ تیم ملی ایتالیا پس از قهرمانی سال ۲۰۰۶ محسوب می‌شد. گواردیولا سابقه بازی در ایتالیا را داشت، زبان این کشور را می‌دانست و رابطه نزدیک‌اش را با فوتبال ایتالیا حفظ کرده بود. حضور او می‌توانست پایانی بر دهه‌ها سنت انتخاب مربیان ایتالیایی باشد و پیامی روشن ارسال کند؛ اینکه آتزوری حاضر است برای بازگشت به اوج، از مرزهای سنتی خود عبور کند. اما رویا خیلی زود به پایان رسید.
گواردیولا که پس از سال‌ها حضور در منچسترسیتی تصمیم گرفته بود مدتی از فوتبال فاصله بگیرد، علاقه‌ای به پذیرش این مسئولیت نشان نداد. پس از او، کارلو آنچلوتی نیز پاسخ منفی داد؛ مربی پرافتخاری که پیش‌تر قراردادش را با تیم ملی برزیل تمدید کرده بود و تمایلی به تغییر برنامه‌هایش نداشت.
   وقتی گذشته دوباره بازمی‌گردد
پس از ناکامی در جذب گواردیولا و آنچلوتی، نگاه‌ها به سمت یکی از محبوب‌ترین فوتبالیست‌های تاریخ ایتالیا چرخید؛ آندره‌آ پیرلو. از نظر تصویری، همه چیز ایده‌آل به نظر می‌رسید. پیرلو چهره‌ای آرام، محبوب و نماد فوتبال کلاسیک ایتالیاست؛ کسی که حضورش روی نیمکت تیم ملی می‌توانست حس نوستالژی را با امید به آینده ترکیب کند. اما پرسش اصلی این بود که آیا او از نظر فنی بهترین گزینه محسوب می‌شد؟
کارنامه مربیگری پیرلو چندان درخشان نبود. او فقط یک فصل هدایت یوونتوس را بر عهده داشت؛ فصلی که به پایان سلطه ۹ ساله این باشگاه بر سری A انجامید. هرچند کوپا ایتالیا را فتح کرد، اما خیلی زود از سمتش برکنار شد. پس از آن نیز تجربه‌های او در فاتح کاراگومروک ترکیه، سمپدوریا و سپس اف‌سی یونایتد دبی، نتوانست تردیدها را از بین ببرد. انتخاب او بیش از آنکه بر پایه عملکرد مربیگری باشد، بر اساس جایگاه اسطوره‌ای‌اش در فوتبال ایتالیا ارزیابی می‌شد.
   سیاست، جنگ و قمار؛ سه مانع بزرگ
در حالی که بسیاری تصور می‌کردند پیرلو به نیمکت آتزوری نزدیک شده، ناگهان پرونده‌ای خارج از فوتبال همه چیز را تغییر داد. همکاری تجاری پیرلو با شرکت روسی شرط‌بندی «Fonbet» به بحرانی جدی تبدیل شد.
در شرایطی که جنگ روسیه و اوکراین همچنان ادامه داشت، حضور پیرلو در رویدادی فوتبالی در مسکو و فعالیت او به عنوان سفیر این برند، واکنش‌های فراوانی به همراه داشت. برخی سیاستمداران ایتالیایی این همکاری را زیر سوال بردند و رسانه‌ها نیز فشار گسترده‌ای بر فدراسیون وارد کردند. در چنین فضایی، انتخاب سرمربی که سفیر یک شرکت شرط‌بندی باشد، حتی اگر فعالیت آن از نظر قانونی مشکلی نداشته باشد، می‌توانست پیام بسیار نامناسبی برای فوتبال ایتالیا داشته باشد.
پیرلو در واکنش به این انتقادها اعلام کرد همکاری‌اش صرفا ماهیتی تجاری دارد و هیچ ارتباطی با مواضع سیاسی ندارد. اما توضیحات او نتوانست فضای ایجادشده را تغییر دهد و عملا شانس حضورش روی نیمکت تیم ملی از بین رفت.
   ایتالیا بیش از نام‌های بزرگ، به ساختار نیاز دارد
شاید مهم‌ترین درس این تابستان آن باشد که مشکل فوتبال ایتالیا فقط نبود یک مربی بزرگ یا مدیر مشهور نیست.
این کشور همچنان استعدادهای فراوان، باشگاه‌های بزرگ، بازیکنان مستعد و اسطوره‌هایی دارد که هر فدراسیونی آرزوی حضورشان را دارد. اما آنچه سال‌هاست کمبودش احساس می‌شود، یک ساختار پایدار، برنامه‌ای بلندمدت و مدیریتی هماهنگ است؛ ساختاری که بتواند از اعتبار این نام‌های بزرگ به درستی استفاده کند.
تابستانی که قرار بود آغاز عصر جدید فوتبال ایتالیا باشد، خیلی زود به یادآور گذشته تبدیل شد. پروژه‌ای که با امید، جاه‌طلبی و حضور بزرگ‌ترین چهره‌های فوتبال این کشور آغاز شده بود، پیش از آنکه حتی نخستین مسابقه برگزار شود، درگیر اختلاف، سیاست، فشار رسانه‌ای و بحران‌های مدیریتی شد.
شاید به همین دلیل باشد که امروز بزرگ‌ترین چالش آتزوری نه پیدا کردن سرمربی بعدی، بلکه پیدا کردن راهی برای خروج از چرخه‌ای است که سال‌هاست فوتبال ایتالیا را گرفتار خود کرده است؛ چرخه‌ای که در آن، تغییر مدیران و اسطوره‌ها آسان است، اما تغییر ساختارها، همچنان دشوارترین مأموریت فوتبال این کشور باقی مانده است.
فوتبال تیم ملی ایتالیا پائولو مالدینی فوتبال ایتالیا کارلو آنچلوتی آندره آ پیرلو سری A مدیریت فوتبال آتزوری
مشاهدهٔ منبع اصلی ↗